حسابداری مخارج تأمین مالی (استاندارد حسابداری شماره ۱۳)

حسابداری مخارج تأمین مالی (استاندارد حسابداری شماره ۱۳)

حسابداری مخارج تأمین مالی (استاندارد حسابداری شماره 13)
حسابداری مخارج تأمین مالی (استاندارد حسابداری شماره ۱۳)

هدف

هدف این استاندارد، تجویز نحوه عمل حسابداری مخارج تأمین مالی است.

براساس ایـن استاندارد، مخارج تأمین مالی عموماً بلافاصله به عنوان هزینـه دوره شناسـایی مـیشـود، به استثنای مواردی که این مخارج به حساب دارایی واجد شرایط منظور میگردد.

دامنه کاربرد

این استاندارد باید برای حسابداری مخارج تامین مالی بکار گرفته شود.

مخارج واقعی یا انتسابی به حقوق صاحبان سرمایه، در این استاندارد مطرح نمیشود.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

• مخارج تأمین مالی: سود تضمین شده، کارمزد و سـایر مخـارجی کـه واحـد تجاری برای تأمین منابع مالی متحمل میشود.

• دارایی واجد شرایط: یک دارایی که آماده سازی آن جهت اسـتفاده مـورد انتظـار یـافروش الزاماً مدت زیادی طول میکشد.

مخارج تأمین مالی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • سود تضمین شده، کارمزد و جرایم دیرکرد تسهیلات مالی کوتاهمدت و بلندمدت.
  • مخارج جنبی تسهیلات مالی دریافتی از قبیل حق ثبت و حق تمبـر اسنـاد تضمینی واگذاری در رابطه با قراردادهای مربوط.
  • مخارج تأمین مالی مربوط به قراردادهای اجاره به شرط تملیک و خرید اقساطی که براساس استانداردهای حسابداری مربوط شناسایی میشود.
  • تفاوت تسعیر ارز ناشی ازتسهیلات ارزی دریافتی تاحدی که بعنوان تعدیل سود تضمین شده و کارمزد تسهیلات مذکور محسوب میشود.

شناخت مخارج تأمین مالی

مخارج تأمین مالی باید در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی شود.

آن بخش از مخارج تأمین مالی که مستقیماً قابل انتساب به تحصیل یـک دارایـی واجـد شـرایط است باید به عنوان بخشی از بهای تمام شده دارایی محسوب شود.

مبلغ مخارج تأمین مالی قابل احتساب در بهای تمام شده دارایی، باید طبق این استاندارد تعیین شود.

مخارج تأمین مالی در صورتی قابل احتساب در بهای تمام شده دارایـی اسـت کـه دارای منافع اقتصادی آتی برای واحد تجاری بوده و به گونه ای اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشد.

زمان شروع احتساب مخارج تأمین مالی در بهای تمام شده دارایی

احتساب مخارج تأمین مالی در بهای تمام شده دارایی واحد شرایط باید زمانی شروع شود که:

  • برای دارایی مربوط مخارجی در حال انجام باشد،
  • مخارج تأمین مالی در حال وقوع باشد،
  • فعالیتهای لازم برای آماده سازی دارایی مربوط جهـت اسـتفاده مـورد نظـر یـا فـروش در جریان باشد.

افشا

موارد زیر باید برحسب مورد در صورتهای مالی افشا شود:

  • مبلغ مخارج تأمین مالی که طی دوره به بهای تمام شده دارایی منظور شده است،
  • نرخ جذب استفاده شده برای تعیین مبلغ مخارج تأمین مالی قابل احتساب در بهای تمـام شده دارایی واجد شرایط.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا از تـاریخ ۱/۱/۱۳۸۰ و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

حسابداری کمکهای بلاعوض دولت(استاندارد حسابداری شماره۱۰)

حسابداری کمکهای بلاعوض دولت(استاندارد حسابداری شماره۱۰)

حسابداری کمکهای بلاعوض دولت(استاندارد حسابداری شماره 10)
حسابداری کمکهای بلاعوض دولت(استاندارد حسابداری شماره۱۰)

دامنـه کاربرد

این استاندارد با ید برای حسابداری کمکهای بلاعوض دولت و سایر اشکال کمکهـای دولتـی بکـار گرفته شود.

این استاندارد میتواند به عنوان بهترین الگوی عمل حسابداری کمکهای بلاعوض وکمک دریافتی از منابع غیردولتی مورد استفاده قرار گیرد.

تعاریف

این اصطلاحات دراستاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

• دولت : متشکل است از وزارتخانه ها، مؤسسات دولتی، نهادها و ارگانهای دولتـی ، شـرکتهایی که بیش از ۵۰% سرمایه آنها متعلق به دولت است و سایر مؤسساتی که بـه موجـ ب قـوانین موضوعه، دولتی شناخته میشود.

• درآمد عملیاتی : عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سرمایه ، بجـز مـوارد مـرتبط بـا آورده صاحبان سرمایه، که از فعالیتهای اصلی و مستمر واحد تجاری ناشی شده باشد.

• کمک دولت : عبارت از عملیاتی است که توسط دولت بـه منظـور فـراهم کـردن مزیتهـای اقتصادی برای یک واحد تجاری یا گروهی مشخص از واحدهای تجاری در چارچوب قـوانین و مقررات معین انجام می شود.

ازلحاظ مقاصد، مزیتهـایی کـه تنهـا بـه طـور غیرمستقیم و ازطریق انجام عملیات مؤثر بر شرایط عمومی تجاری فراهم مـی شـود،

ماننـد تدارک امکانات زیربنایی درمناطق درحال توسعه یا تحمیـل محدودیتهای تجاری بر رقبا، جزء کمکهای دولت محسوب نمیگردد.

• کمکهای بلاعوض دولت : عبارت است از کمکهای دولت به شکل انتقال دارایی به واحد تجاری یا جلوگیری از خروج آن از واحد تجاری در قبال رعایت برخی شرایط ، درگذشـته یـا آینـده ، مربوط به فعالیتهای واحد تجاری .

آن گروه از کمکهای دولت که تعیـین ارزش آنهـا بـه نحـو معقولی امکان پذیر نیست و همچنین معاملات واحـد تجـاری بـا دو لـت کـه نتـوان آنهـ ـا را از فعالیتهای عادی واحد تمیز داد، جزء کمکهای بلاعوض دولت محسوب نمیشود.

• ارزش منصفانه : مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشنده ای مطلع و مایل می توانند در معامله ای حقیقی و در شرایط عادی ، یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور با یکـدیگر مبادلـه کنند.

شناخت کمکهای بلاعوض دولت

درصورت احراز شرایط زیر شناسایی میشود:

  • جریان منافع اقتصادی مرتبط با کمک بلاعوض به درون واحدتجاری یاکاهش جریان خروجی منافع اقتصادی آتی ازواحد تجاری محتمل باشد
  • مبلغ کمک بلاعوض به گونهای اتکا پذیر قابل اندازه گیری باشد،
  • مخارج مرتبط با کمک بلاعوض دریافتی بهگونهای اتکا پذیر قابل اندازهگیری باشد، و
  • اطمینان معقولی در رابطه با اجرای شرایط مربوط به مصرف کمک بلاعوض وجود داشـته باشد.

کمکهای بلاعوض غیرپولی

اگرکمک بلاعوض دولت بشکل داراییهای غیرپولی به واحد تجاری اعطا شود،کمک بلاعوض باید به ارزش منصفانه دارایـی دریـافتی ثبـت شـود

در مواردی که مبنای ارزشیابی داراییهای غیرپولی دریافتی در متن قوانین آمره مربوط مشخص شده باشد، کاربرد این مبانی به شرط آنکه موجـب انعکـاس داراییهـای اهـدایی بـه ارزشـهای بیش از ارزش منصفانه در زمان انتقال نگردد، قابل پذیرش خواهد بود.

نحوه انعکاس کمکهای بلاعوض دولت در ترازنامه

بجزمواردی که نحوه انعکاس کمکهای بلاعوض مربوط به داراییهـای ثابـت مـشهود در قـوانین آمره پیش بینی شده است ،

در سایر موارد که اعمال الزامات این اسـتاندارد مـستلزم شـناخت کمک بلاعوض به عنوان بدهی است

مانده این بدهی باید تحت عنوان “ مانده تعهدات مـرتبط با کمک بلا عوض” در صورتهای مالی انعکاس یابد.

سایر موارد افشا

موارد زیر درارتباط با کمکهای بلاعوض دولت باید در صورتهای مالی افشا شود:

  • رویه حسابداری مربوط به کمک بلاعوض شامل نحوه ارائـه آن.
  • اثر کمکهای بلاعوض برنتایج دوره جاری و دورههای آتی و وضعیت مالی واحد تجاری.
  • اگر کمک دولت به شکلی غیر از کمکهای بلاعوض بوده و اثرات با اهمیتـی بـر نتایج دوره داشته باشد، ماهیت و درصورت قابلیـت انـدازه گیـری ، بـراوردی از اثـرات اینگونه کمکها.
  • بدهیهای احتمالی مربوط به کمکهای بلاعوض قابل استرداد.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۰ و بعـد از آن شروع میشود، لازمالاجراست

https://t.me/Parstarazgroup

حسابداری موجودی موادوکالا (استاندارد حسابداری شماره۸)

حسابداری موجودی موادوکالا (استاندارد حسابداری شماره۸)

حسابداری موجودی مواد و کالا (استاندارد حسابداری شماره8 )
حسابداری موجودی موادوکالا (استاندارد حسابداری شماره۸)

دامنه کاربرد

این استاندارد، نحوه ارزشیابی و انعکاس موجودی مواد و کالا در صورتهای مالی را تشریح می کند و موارد زیر را دربر نمیگیرد:

  • کار در جریان پیشرفت پیمانهای بلندمدت
  • ابزارهای مالی پیچیده.
  • موجودی محصولات جنگلی و معدنی در مواردی که این اقلام در صنا یع مربوط به خـالص ارزش فروش اندازه گیری میشود،
  • تولیدات کشاورزی در زمان برداشت و داراییهای زیستی غیرمولـد مربـوط بـه فعالیـت کشاوزی

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

• موجودی مواد و کالا: به داراییهایی اطلاق میشود که:

  • برای فروش در روال عادی عملیات واحد تجاری نگهداری میشود،
  • به منظور ساخت محصول یا ارائـه خدمات در فرایند تولید قرار دارد،
  • به منظور ساخت محصول یا ارائـه خدمات، خریداری شده و نگهداری میشود، و
  • ماهیت مصرفی دارد و به طور غیرمستقیم در جهت فعالیت واحد تجـاری مـصرف میشود.

• خالص ارزش فروش : عبارت است از بهای فروش (بعد از کسر تخفیفات تجاری ولـی قبـل از تخفیفات مربوط به تسویه حساب) پس از کسر:

  • الف. مخارج براوردی تکمیل، و
  • ب . مخارج براوردی بازاریابی، فروش و توزیع٫

• بهای جایگزینی : عبارت است از مخارجی که باید برای خرید یا ساخت یک قلم موجودی کاملاً مشابه تحمل شود.

اندازه گیری موجودی مواد و کالا

موجودی باید برمبنای اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش تک تک اقلام یـا گروههای اقلام مشابه، اندازهگیری شود.

موجودی مواد و کالا، به بهای تمام شده اندازه گیری میشود.

بهای تمام شده موجودی مواد و کالا

بهای تمام شده موجودی مواد و کالا باید دربرگیرنده مخارج خرید، مخارج تبدیل و سایر مخارجی باشد که واحد تجاری در جریان فعالیت معمول خود، بـرای رسـاندن کـالا یـا خدمات به مکان و شرایط فعلی آن متحمل شده است.

مخارج خرید: شامل بهـای خریـد و هر گونه مخارج دیگری از قبیل حقوق و عـوارض گمرکی و حمل است که مستقیماً به خرید مربوط میگردد.

تخفیفـات تجــاری از بهـای خریـد کسـر میشود.

مخارج تبدیل : شامل مخارجی است که مستقیماً به اقلام تولیدشده مربوط میگـردد (ماننـد کار مستقیم).

مخارج تبدیل همچنین شامل سربار تولید ( ثابت و متغیر) کـه برای تبدیل مواد اولیه به محصول است.

سایر مخارج : سایر مخارج تنها تا میزانی که آشکارا به رساندن موجودی مواد و کالا به مکان و شـرایط فعلی آن مربوط است به عنوان بخشی از بهای تمامشده موجودیها منظور میشود.

بهای تمام شده موجودیها در واحدهای خدماتی

بهای تمام شده موجودیها در واحدهای خدماتی اساساً دستمزد و سایر مخارج کارکنـانی کـه مستقیماً در ارائه خدمات مربوط مشارکت داشته اند و سربار قابل تخصیص را دربر میگیـرد.

دستمزد و سایر مخارج مربوط به کارکنان اداری و فروش در بهای تمام شـده خـدمات ارائـه شده منظور نمیشود بلکه در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی میگردد.

روشهای محاسبه بهای تمام شده

برای محاسبه موجودی مواد و کالا روشهای مختلفی به کار گرفته میشود. این روشها از جمله شامل موارد زیر است:

  • اولین صادره از اولین وارده،
  • میانگین موزون،
  • شناسایی ویژه،
  • اولین صادره از آخرین وارده،
  • موجودی پایه، و
  • خرده فروشی.

افشا

رویه های حسابداری مربوط به موجـودی مـواد و کـالا بایـد بـا عنوان “ نحوه ارائه صورتهای مالی”، در یادداشتهای توضیحی تشریح شود.

موارد زیر نیز باید افشا شود :

  • مبلغ هزینه کاهش ارزش موجودیها ناشی از اعمال قاعده اقل بهای تمـام شـده و خـالص ارزش فروش پس از کـسر هرگونـه افـزایش ناشـی از اعمـال قاعـده فـوق در مـورد موجودیهای انتقالی از دوره قبل،
  • بهای تمام شده موجودیهای فروش رفته طی دوره، و
  • مبلغ موجودیهای مواد و کالا که در وثیقه بدهیهای واحد تجاری است .

تاریخ اجـرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۰ و بعـد از آن شروع میشود، لازمالاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

رویدادهای بعداز تاریخ ترازنامه( استاندارد حسابداری شماره۵)

رویدادهای بعداز تاریخ ترازنامه( استاندارد حسابداری شماره۵)

رویدادهای بعداز تاریخ ترازنامه( استاندارد حسابداری شماره5)
رویدادهای بعداز تاریخ ترازنامه( استاندارد حسابداری شماره۵)

هدف

هدف این استاندارد تعیین الزامات زیر است:

مواردی که صورتهای مالی بابت رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه تعدیل میشود، و

افشای اطلاعات درباره رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه تا تاریخ تأیید صورتهای مالی.

دامنه کاربرد

این استاندارد باید برای گزارشگری مالی رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه بکار گرفته شود.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است :

رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه :

رویدادهای مطلوب و نامطلوبی است که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تأیید صورتهای مالی رخ میدهد.

این رویدادها را میتوان به دو گروه طبقه بندی کرد :

  • الف. رویدادهای تعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه : رویدادهایی که شـواهدی در مـورد شـرایط موجود در تاریخ ترازنامه فراهم میکند، و
  • ب . رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه : رویدادهایی که بیانگر شرایط ایجـاد شـده بعد از تاریخ ترازنامه است.

تاریخ تأیید صورتهای مالی :

تاریخی که مدیریت، صورتهای مالی را به طـور رسـمی و بـرای آخرین بار به منظور انتشار، تأیید می کند.

تاریخ تأیید صورتهای مالی تلفیقی ، تـاریخی کـه صورتهای مالی توسط مدیریت واحد تجاری اصلی برای انتشار تأیید میشود.

شناخت و اندازه گیری

رویدادهای تعدیلی بعد ازتاریخ ترازنامه

واحد تجاری برای انعکاس رویدادهای تعدیلی بعد از تـاریخ ترازنامـه، مبـالغ شناسـایی شده در صورتهای مالی را تعدیل کند.

موارد زیر رویدادهای تعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه که واحد تجاری را ملزم میکند تا مبالغ شناسایی شده در صورتهای مالی را تعدیل کند

الف . حل و فصل یک دعوای حقوقی بعد از تاریخ ترازنامه که وجود تعهد فعلـی واحـد تجاری در تاریخ ترازنامه را تأیید میکند. واحد تجاری هرنوع ذخیره شناسایی شده قبلی مربوط را طبق استاندارد حسابداری شماره ۴ باعنوان ذخایر، بدهیهای احتمـالی و داراییهای احتمالی تعدیل میکند. واحد تجاری نباید تنها به افـشای بـدهی احتمـالی ناشی از حل و فصل دعوای حقوقی فوق اکتفا کند، زیرا حل و فصل دعـوای یـاد شده شواهد اضافی مبنیبر لزوم تعدیل ذخیره را در تاریخ ترازنامه تأیید میکند.

ب . اطلاعات دریافتی بعد از تاریخ ترازنامه بیانگر آن باشد که ارزش یـک دارایـی در تاریخ ترازنامه کاهش یافته یا مبلغ زیانکاهش ارزش شناسایی شده قبلی بـرای آن دارایی نیازمند تعدیل است،

ج . مشخص شدن بهای تمام شده داراییهای خریداری شده یا عواید حاصل از فـروش داراییها بعد از تاریخ ترازنامه، چنانچه معاملات قبل از تاریخ ترازنامه انجـام شـده باشد،

د . تعیین مبلغ پرداختهای مربوط به مشارکت در سود یا پاداش بعد از تاریخ ترازنامـه، در صورتی که واحد تجاری در تاریخ ترازنامه تعهد فعلی قانونی یـا عرفـی بـرای چنین پرداختهایی، درنتیجه رویدادهای قبل از تاریخ مذکور، داشته باشد،

ه . تصویب سود سهام توسط مجمع عمومی شرکتهای فرعی و وابـسته بـرای دوره های قبل از تاریخ ترازنامه شرکت اصلی

و . دریافت وجه یا مشخص شـدن مبلـغ قابـل وصـول بابـت ادعاهـای خـسارت از شرکتهای بیمه که در تاریخ ترازنامه در مرحله مذاکره بوده است، و

ز . کشف موارد تقلب یا اشتباهی که حاکی از نادرست بودن صورتهای مالی است.

رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه

واحد تجاری نباید به منظور انعکاس رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه، مبالغ شناسایی شده در صورتهای مالی خود را تعدیل کند..

افشا

تاریخ تأیید صورتهای مالی

واحد تجاری باید تاریخ تأیید صورتهای مالی و اسامی تأییدکنندگان آن را افشا کند.

آگاهی از تاریخ تأیید صورتهای مالی برای استفاده کنندگان اهمیـت دارد، زیـرا صـورتهای مالی رویدادهای بعد از آن تاریخ را منعکس نمیکند.

به روز کردن افشا درباره شرایط موجود در تاریخ ترازنامه

چنانچه واحد تجاری بعد از تاریخ ترازنامه اطلاعاتی درباره شـرایط موجـود در تـاریخ ترازنامـه کسب کند، باید موارد افشای مربوط به این شرایط را باتوجه به اطلاعات جدید به روز کند.

در برخی موارد ضرورت دارد که واحد تجاری براسـاس اطلاعـات دریـافتی بعـد از تـاریخ ترازنامه، موارد افشا در صورتهای مالی خود را به روز کند حتی اگر اطلاعات مزبور بر مبـالغ شناسایی شده در صورتهای مالی واحد تجاری تأثیر نداشته باشد.

رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه

واحد تجاری باید اطلاعات زیر را برای هر گروه با اهمیت از رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه افشا کند :

  • الف. ماهیت رویداد، و
  • ب . براوردی از اثر مالی آن، یا بیان اینکه انجام چنین براوردی امکان پذیر نیست.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۵ و بعـد از آن شروع میشود، لازمالاجرا ست.

https://t.me/Parstarazgroup

دارایی های ثابت مشهود(استاندارد حسابداری شماره۱۱)

دارایی های ثابت مشهود(استاندارد حسابداری شماره۱۱)

دارایی های ثابت مشهود (استاندارد حسابداری شماره۱۱)
دارایی های ثابت مشهود(استاندارد حسابداری شماره۱۱)

هدف:

هدف این استاندارد تجویز نحوه حسابداری دارایی های ثابت مشهود است تا استفاده کنندگان صورت های مالی بتوانند اطلاعات مربوط به سرمایه گذاری واحد تجاری در این دارایی ها و تغییرات آن را تشخیص دهند. موضوعات اصلی در حسابداری دارایی های ثابت مشهود عبارت است از شناخت دارایی، تعیین مبلغ دفتری آن و شناخت هزینه استهکاک و زیان کاهش ارزش دارایی است.

دامنه کاربرد:

این استاندارد برای حسابداری تمام دارایی های ثابت مشهود بکار گرفته شود مگر این که به موجب استانداردی دیگر ، نحوه حسابداری متفاوتی مجاز یا الزامی شده باشد

تعاریف:

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص بکار رفته است:

ارزش باقی مانده: مبلغ برآوردی که واحد تجاری در حال حاضر می تواند از واگذاری دارایی پس از کسر مخارج براوردی واگذاری بدست آورد. با این فرض که دارایی در وضعیت متصور در پایان عمر مفید باشد.

ارزش تقتصادی: ارزش فعلی خالص جریان های نقدی آتی ناشی از کاربرد مستمر دارایی از جمله جریان های نقدی ناشی از واگذاری نهایی آن

ارزش منصفانه: مبلغی که خریدار مطلع و مایل و فروشنده مطلع و مایل میتواند در معامله ای حقیقی و در شرایط عادی یک دارایی را در ازای مبلغ مذبور با یکدیگر مبادله کنند.

استهلاک: تخصیص سیستماتیک مبلغ استهلاک پذیر یک دارایی طی عمر مفید آن

بهای جایگزینی مستهلک شده: عبارت است از بهای ناخالص جایگزینی یک دارایی پس از کسر استهلاک مبتنی بر بهای مزبور و مدت استفاده شده آن دارایی.

خالص ارزش فروش: مبلغ وجه نقد یا معادل آن که از طریق فروش دارایی در شرایط عادی و پس از کسر کلیه هزینه های مرتبط با فروش حاصل میشود.

زیان کاهش ارزش: مازاد مبلغ دفتری یک دارایی نسبت به مبلغ بازیافنی آن.

مبلغ دفتری: مبلغی که دارایی پس از کسر استهلاک انباشته و زیان کاهش ارزش انباشته مربوط به آن مبلغ در ترازنامه منعکس میشود.

ناخالص مبلغ دفتری: بهای تمام شده دارایی یا سایر مبالغ جایگزین بهای تمام شده.

مبلغ استهلاک پذیر: بهای تمام شده دارایی یا سایر مبالغ جایگزین بهای تمام شده پس از کسر ارزش باقی مانده

شناخت:

مخارج مرتبط با یک قلم دارایی ثابت مشهود، تنها زمانی به عنوان دارایی شناسایی می شود:

  • جریان منافع اقتصادی آتی مرتبط با دارایی به درون واحد تجاری محتمل باشد.
  • بهای تمام شده دارایی به گونه ای اتکا پذیر قابل اندازه گیری باشد.

اندازه گیری دارایی ثابت مشهود:

یک قلم دارایی ثابت مشهود که واجد شرایط شناخت به عنوان دارایی باشد، باید به بهای تمام شده اندازه گیری شود.

اندازه گیری پس از شناخت:

واحد تجاری باید از هر دو روش بهای تمام شده یا تجدید ارزیابی را به عنوان رویه حسابداری خود انتخاب کند و آن را در مورد تمام اقلام یک طبقه دارایی ثابت مشهود بکار گیرد.

نمونه هایی از طبقات دارایی ثابت مشهود:

  • زمین
  • ساختمان
  • ماشین آلات تجهیزات
  • کشتی
  • هواپیما
  • وسایل نقلیه
  • اثاثه و منصوبات
  • تاسیسات

افشا:

موارد زیر باید برای هر طبقه از دارایی های ثابت مشهود در صورت مالی افشا شود:

  • مبانی اندازه گیری مورد استفاده جهت تایین ناخالص مبلغ دفتری
  • روش های استهلاک مورد استفاده
  • عمر مفید یا نرخ استهلاک مورد استفاده
  • ناخالص مبلغ دفتری، کاهش ارزش انباشته و استهلاک انباشته در ابتدا و انتهای دوره

در صورت های مالی همچنین باید موارد زیر افشا گردد:

  • وجود و میزان محدودیت در رابطه با مالکیت دارایی ها و دارایی هایی که وثیقع بدهی هاست
  • مخارج منظور شده به حساب دارایی های در جریان ساخت طی دوره
  • مبلغ تعهدات قراردادی مربوط به تحصیل دارایی های ثابت مشهود
  • مانده دارایی های ثابت مشهود در جریان ساخت در راه، نگهداری شده در انبار و نیز پیش پرداخت های  سرمایه ای در انتها و ابتدای دوره

تاریخ اجرا:

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورت های مالی که دوره آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۶ و بعد آن شروع میشود الزامیست

https://t.me/Parstarazgroup

جرایم مالیاتی دیرکرد

جرایم مالیاتی دیرکرد

جرایم مالیاتی دیرکرد
جرایم مالیاتی دیرکرد

اگر مودی اظهارنامه مالیاتی عملکرد خود را در موعد مقرر تسلیم نموده باشد:

جریمه دیرکرد از تاریخ ابلاغ برگ تشخیص (اصلی یا متمم) تا زمان پرداخت محاسبه و مطالبه خواهد شد.

در صورتی که اظهارنامه مالیاتی تسلیم ننموده یا در موعد مقرر قانونی تسلیم ننماید:

جریمه دیرکرد از تاریخ انقضای مهلت تسلیم اظهارنامه قابل محاسبه و مطالبه میباشد.

به موجب ماده ۱۹۰ ق.م.م جریمه تاخیر معادل ۲/۵% به ازای هر ماه خواهد بود.

در خصوص مدت ماه های قابل محاسبه جریمه دیرکرد نیز در تبصره دو ماده ۱۹۰ آمده است:

اگر فاصله بین اعتراض نسبت به برگ تشخیص تا تاریخ قطعی شدن بیش از یکسال شود جریمه فقط تا مدت زمان یکسال قابل مطالبه خواهد بود.

https://t.me/Parstarazgroup

افشای اطلاعات اشخاص وابسته (استانداردحسابداری شماره۱۲)

افشای اطلاعات اشخاص وابسته (استانداردحسابداری شماره۱۲)

افشای اطلاعات اشخاص وابسته  (استانداردحسابداری شماره12)
افشای اطلاعات اشخاص وابسته (استانداردحسابداری شماره۱۲)

هدف:

هدف این استاندارد تعیین الزامات افشا در صورت های مالی واحد تجاری برای جلب نظر استفاده کنندگان به این امر است که وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری ممکن است تحت تاثیر وجود اشخاص وابسته ، معاملات و مانده حساب های فیمابین قرار گرفته باشد.

دامنه کاربرد:

  • تشخیص روابط و معاملات با اشخاص وابسته
  • تشخیص مانده حساب های فیمابین واحد تجاری و اشخاص وابسته آن
  • تشخیص شرایطی که افشای موارد مندرج در بند های اول و دوم الزامی میشود
  • تعیین افشای لازم درباره موارد مندرج در بند های اول و دوم

تعاریف:

اصلاحات زیر در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

نفوذ قابل ملاحظه: توانایی مشارکت در تصمیم گیری های مربوط به سیاست های مالی و عملیاتی واحد تجاری، ولی نه در حد کنترل سیاست های مذبور.

کنترل مشترک: مشارکت در کنترل یک فعالیت اقتصادی به موجب یک توافق قراردادی.

مدیران اصلی: اشخاصی که به طور موظف یا غیرموظف اختیار و مسئولیت برنامه ریزی،هدایت و کنترل فعالیت های واحد تجاری را به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر عهده دارند  از جمله شامل اعضای هیئت مدیره، مدیر عامل و مدیران ارشد اجرایی.

کنترل: توانایی راهبری سیاست های مالی و عملیاتی یک واحد تجاری به منظور کسب منافع اقتصادی از فعالیت های آن

خویشاوندان نزدیک: خویشاوند نسبی و سببی فرد که انتظار میرود در معامله با واحد تجاری، وی ر تحت نفوذ قرار دهد یا تحت نفوذ وی واقع شود که شامل خویشانوندان نسبی و سبب طبقه اول تا سوم است.

شخص وابسته: یک شخص در صورتی وابسته به واحد تجاری است که:

  • واحد تجاری وابسته آن باشن
  • مشارکت خاص آن واحد باشد
  • از مدیران اصلی واحد تجاری یا واحد تجاری اصلی آن باشد

معامله با شخص وابسته: انتقال منابع خدمات یا تعهدات بین اشخاص وابسته صرف نظر از مطالبه یا عدم مطالبه بهای آن است

موارد زیر نمونه معاماتی است که اگربا اشخاص وابسته انجام شود افشا میگردد:

  • خرید و فروش کالا
  • خریدو فروش دارایی غیرجاری
  • اجاره یا دریافت خدمات
  • اجاره ها
  • انتقال پروژه های تحقیق و توسعه
  • انتقالات ناشی از قرارداد حق امتیاز
  • تامین منابع مالی اعم از کوتاه مدت و بلند مدت
  • تامین تضمین ها و وثایق
  • تسویه بدهی ها از طرف واحد تجاری یا توسط واحد تجاری از طرف شخص دیگر

تاریخ اجرا:

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورت های مالی که دوره آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۶ و بعد آن شروع میشود الزامیست

کارهای اساسی در انبارگردانی

کار های اساسی در انبارگردانی

کار های اساسی در انبارگردانی

  1. از جمله کار های اساسی در انبارگردانی تعیین هماهنگ کننده عملیات انبار گردانی که سرپرستی عملیات شمارش را برعهده خواهد داشت .
  2. تهیه مقدمات شروع عملیات شامل تهیه فرمهای شمارش ، تهیه وسایل و ابزار کارشمارش یا توزین ، برنامه ریزی جهت ساعت شروع و خاتمه روزانه .
  3. تعیین گروه های شمارش و آموزش لازم به اعضاء تیم شمارش.
  4. بازدید از کلیه انبارها و کنترل استقرار صحیح اجناس به نحو قابل شمارش و درج مشخصات کامل موجودیها ، تفکیک اقلام قابل شمارش اعم از سالم ، اسقاط ، موجودی های امانی .
  5. یادداشت شماره آخرین رسید و حواله انبار قبل از شروع عملیات انبارگردانی .
  6. نظارت سرپرست انبارگردانی در حین شمارش و کنترل صورت نهائی شمارش و پیگیری مغایرتها و تهیه گزارش نهائی.
  7. هماهنگی با نمایندگان حسابرسان مستقل شرکت .
  8. اعلام روزها و ساعات انبارگردانی به کلیه قسمت ها ، و حتی الامکان از ورود و خروج کالا جلوگیری شود مگربا نظارت هماهنگ کننده عملیات انبارگردانی .
  9. تنظیم برگه های شمارش در ۲ بخش ( شمارش اول ودوم ) و کنترل امار برگه های تسلیم شده ، باطله و کنترل باحسابهای دفاتر .
  10. در صورت مغایرت در شمارش اولیه ، شمارش دوم انجام گردیده و قابل اطمینان تلقی می گردد .
  11. در طول انبارگردانی ، جابجائی بین قسمتهای انبار مجاز نمی باشد مگر با نظارت هماهنگ کننده .
  12. امضاء کلیه برگه های شمارش توسط سرگروه شمارش ، و امضاء صورت های شمارش و صورتجلسات توسط هماهنگ کننده .
  13. در پایان تهیه صورتجلسه انجام عملیات با شرح خلاصه چگونگی اجرای عملیات با امضاء هماهنگ کننده و معاون مالی و تحویل یک نسخه به حسابرسان مستقل

نکات قابل توجه در نظارت حسابرس در انبارگردانی :

۱- حسابرس مسئول شمارش موجودیها نیست .

۲- برنامه شمارش باید قبل از شروع انبارگردانی توسط مدیریت تنظیم شود

شامل اطلاعاتی از جمله شروع وخاتمه ، انواع موجودیها ، موقعیت مکانی ، تعداد تیمهای شمارش ، اسامی و وظایف هریک از آنها ، تعداد دفعات شمارش و نحوه رفع مغایرت بین شمارش های مختلف با یکدیگر و با سوابق انبار باشد.

۳- برای حصول اطمینان از جهت اجرای برنامه شمارش لازم است

وقت حسابرس عمدتاً صرف نظارت بر نحوه اجرای برنامه انبارگردانی شود .

۴- برای اطمینان حسابرس تعدادی از اقلام موجود را برای نمونه در انبار شخصا شمارش کرده

سپس با شمارش شرکت مطابقت دهد .

۵- حسابرس در زمان انبارگردانی ( خاتمه سال مالی) باید کلیه اطلاعات مربوط به مقطع گیری زمانی را جمع آوری نماید .

https://t.me/Parstarazgroup

دوره گردش عملیات و نحوه محاسبه ی آن

دوره گردش عملیات و نحوه محاسبه ی آن

  • تعریف دوره گردش عملیات:

دوره‌ای است که طی آن شرکت مواد اولیه را خریداری و کالایی را تولید کرده و به دست مشتری می‌رساند. درنهایت وجه نقد را از وی دریافت می‌کند.

دوره گردش عملیات را بر اساس سایر نسبت‌های فعالیت با مجموع دوره وصول طالبات و گردش موجودی کالا برابر است.

نحوه محاسبه

نحوه محاسبه نسبت دوره گردش عملیات در شرکت‌های غیرتولیدی با شرکت‌های تولیدی متفاوت است.

🔻 در شرکت‌های غیر تولیدی:
دوره گردش موجودی کالا+ دوره وصول مطالبات= دوره گردش عملیات

دوره گردش عملیات
دوره گردش عملیات

🔻 در شرکت‌های تولیدی:
دوره گردش موجودی کالا+ دوره وصول مطالبات+ دوره تولید کالا = دوره گردش عملیات

  • دوره تولید کالا: به مدت‌زمانی که مواد اولیه به کالای ساخته‌شده تبدیل می‌شود، دوره تولید گفته می‌شود.

به عنوان‌ مثال چنانچه دوره تولید کالا در شرکت تولیدی، ۲۲۰ روز باشدیعنی وجوه نقد شرکت به مدت ۲۲۰ روز در پروسه موجودی‌ها، کالای در جریان ساخت و حساب‌های دریافتنی، قرار خواهد گرفت.

شرکتی که دوره گردش عملیات کوتاهی دارد، نیازمند سرمایه در گردش کمتری است.

به دلیل اینکه دوره وصول مطالبات پایین‌تری داشته و زمان کمی طول خواهد کشید تا کالای تولیدشده به وجه نقد تبدیل شود.

لذا برای بدهی جاری نیاز به افزایش دارایی جاری وجود ندارد.

https://t.me/Parstarazgroup

درامد عمالیاتی (استاندارد حسابداری شماره ۳)

درامد عمالیاتی (استاندارد حسابداری شماره ۳)

درامد عمالیاتی (استاندارد حسابداری شماره ۳)
درامد عمالیاتی (استاندارد حسابداری شماره ۳)

تعاریف:

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

درآمد عملیاتی: عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سرمایه، بجز موارد مرتبط با آورده صاحبان سرمایه، که از فعالیت های اصلی و مستمر واحد تجاری ناشی شده باشد.

ارزش منصفانه: مبلغی است که خریدار مطلع و مایل و فروشنده ای مطلع و مایل میتوانند در معامله ای حقیقی و در کار شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور با یکدیگر مبادله کنند.

اندازه گیری درآمد عملیاتی:

درآمد عملیاتی باید به ارزش منصفانه ما به ازای دریافتی یا دریافتنی اندازه گیری شود.

فروش کالا:

درآمد عملیاتی حاصل از فروش کالا باید زمانی شناسایی شود که کلیه شرایط زیر تحقق یافته باشد:

الف. واحد تجاری مخاطرات و مزایای عمده مالکیت کالای مورد معامله را به خریدار منتقل کرده باشد

ب. واحد تجارتی هیچ دخالت مدیریتی مستمر در حدی که معمولا با مالکیت همراه است یا کنترل موثری نسبت به کالای فروش رفته اعمال نکند.

ج. مبلغ درآمد عملیاتی را بتوان به گونه ای اتکا پذیر اندازه گیری کرد

د. جریان منافع اقتصادی مرتبط با معامله فروش به درون واحد تجاری متحمل باشد، و

ه. مخارجی را که در ارتباط با کالای فروش رفته تحمل شده یا خواهد شد بتوان به گونه ای اتکا پذیر اندازه گیری کرد.

ارائه خدمات:

هرگاه ماحصل معامله ای را که متضمن ارائه خدمات است بتوان به گونه ای اتکا پذیر براورد کرد. درامد عملیاتی مربوط باید با توجه به میزان تکمیل آن معامله شناسایی شود. ماحصل معامله، زمانی به گونه ای اتکاپذیر قابل براورد است که همه شرایط زیر احراز شده باشد:

الف. جریان منافع اقتصادی مرتبط با معامله به درون واحد تجاری محتمل باشد.

ب. مبلغ درامد عملیاتی را بتوان به گونه ای اتکا پذیر اندازه گیری کرد،

ج. میزان تکمیل معامله به گونه ای اتکا پذیر قابل اندازه گیری باشد، و

د. مخارجی که در ارتباط با ارائه خدمات تحمل شده یا خواهد شد به گونه ای اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشد.

در مورد شناخت درآمد عملیاتی حاصل از ارائه خدمات نیز، محتمل بودن جریان ورودی منافع اقتصادی، شرط اساسی است.

سود تضمین شده، درآمد حق امتیاز و سود سهام:

درآمد های عملیاتی ناشی از استفاده دیگران از دارایی های واحد تجاری که متضمن سود تضمیت شده، درآمد حق امتیاز و سود سهام است باید بر اساس معیار های مندرج در بند بعدی به شرط تحقق شرایط زیر شناسایی شود:

الف. جریان منافع اقتصادی مرتبط با معامله به درون واحد تجاری متحمل باشد. و

ب. مبلغ درامد عملیاتی را بتوان به گونه ای اتکاپذیر اندازه گیری کرد.

درامد عملیاتی مذکور در بند قبلی باید با توجه به مبانی زیر شناسایی شود:

الف. سود تضمین شده بر اساس مدت زمان  و با توجه به مانده اصل طلب و نرخ مربوط.

ب. درآمد حق امتیاز طبق محتوای قرارداد مربوط و

ج. سود سهام حاصل از سرمایه گذاری که به روش ارزش ویژه ثبت نشده است. در زمان احراز حق دریافت توسط سهامداران به استثنای سود سهام حاصل از سرمایه گذاری در واحد های تجاری فرعی و وابسته

افشا:

واحد تجاری باید موارد زیر را در یادداشت های توضیحی افشا کند:

الف. رویه های حسابداری مورد استفاده برای شناخت درامد عملیاتی با توجه به الزامات استاندارد حسابداری شماره ۱ با عنوان “نحوه ارائه صورت مالی” و

ب. مبلغ هر یک از طبقات عمده درآمد عملیاتی شناسایی شده طی دوره ناشی از موارد زیر:

  • – فروش کالا
  • – ارائه خدمات
  • – سود تضمین شده
  • – درآمد حق امتیاز
  • – سود سهام و

ج. مبلغ درامد عملیاتی حاصل از مبادله کالا یا خدمات که در هر یک ازطبقات عمده درامد عملیاتی منظور شده است

https://t.me/Parstarazgroup