حسابداری و کنترل داخلی

محدودیتهای کنترل داخلی : کنترل داخلی اعمال می شود تا، ریسکهایی که دستیابی به هدفهای سازمان را تهدید می کنند ، کاهش یابند و یا ،توانایی سازمان ،در پیگیری موفقیت آمیز امکانات ،و فرصتها ،افزایش یابد . اگر چه ، مدیریت هیات مدیره حسابرسان داخلی ، و سایر کارکنان با یکدیگر همکاری می کنند تا در اعمال کنترل داخلی ، تسهیل شود اما هیچ سیستم کنترل داخلی ، نمی تواند این اطمینان را به وجود آورد که هدفها تحقق می یابند علت این امر ، وجود محدودیتهای ذاتی ، در کنترلهای داخلی است . به ویژه این که چارچوب کوسو ، به محدودیتهای ذاتی کنترلهای داخلی به شرح زیر اشاره می کند : قضاوت انسان در تصمیم گیریها ، می تواند ناقص باشد. وقفه و یا انحراف می تواند به دلیل نقایص انسان ، همچون خطاها،یا اشتباهات ساده به وجود آید. کنترلها می توانند از طریق تبانی دو نفر یا بیشتر دور زده شوند. مدیریت این توانایی را دارد تا سیستم کنترل داخلی را ناکارامد نماید . کنترلها باید بر حسب هزینه ها در مقایسه با منافع آنها مورد توجه قرار گیرند . با وجود این که یک سیستم طراحی شده مناسب کنترلهای داخلی می تواند اطمینان منطقی را در ارتباط با دستیابی به هدفهای سازمان به مدیریت ارائه دهد اما ، هیچ سیستم کنترلهای داخلی نمی تواند یک اطمینان مطلق را به دلایل ذکر شده در بالا ارائه دهد این درست است که باید دید چه هدفهایی در عملیات ، گزارشگری مالی و یا در گروههای رعایت قوانین و مقررات بکار گرفته می شوند . همانگونه که قبلا اشاره شد ، طراحی و تدوین هدفها پیش نیاز طراحی و راه اندازی یک سیبستم موثر و کارآمد کنترلهای داخلی است . هدفهای تجاری هدفهای قابل اندازه گیری را به وجود می اورند تا محدودیتهای ذاتی و اطمینان منطقی و همچنین فهم و درک بهم پیوستگی و وابستگی متقابل هدفهای تجاری و ریسکهایی است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم توانایی سازمان را در دستیابی به هدفهای تجاری تحت تاثیر قرار می دهند . تنها با درک این مفاهیم است که سازمان می تواند سیستم چارچوب کوسو تاکید می کند فرایند شناسی و تحلیل ریسک یک فرایند مستمر و تکرار شونده و یک مولفه و عنصر حیاتی برای کارآمدی سیستم کنترلهای داخلی است . مدیریت باید کانون توجه خود را با دقت تمام بر ریسکهای موجود در همه سطوح سازمان متمرکز سازد و اقدامات ضروری را برای مدیریت و کنترل آنها انجام دهد