افت و ضایعات

افت و ضایعات

افت و ضایعات
افت و ضایعات

🔻 بر دو نوع هستند :
افت و ضایعات عادی
وافت وضایعات غیرعادی

ودر عین حال در موجودیهای مختلف مثل مواد اولیه در انبار و مواد اولیه مصرفی در خط تولید و کالای نیمه ساخته و کالای ساخته شده معمولا بوجود می آید

افت و ضایعات عادی معمولا زمان انبارگردانی و یا زمان به پایان رسیدن موجودی خودش را نشان میدهد که در آن زمان خودش نیاز به تعدیلات دارند

هزینه افت موجودی کالا (هزینه ضایعات موجودی) بدهکار
موجودی کالا بستانکار

ولی یکسری افتها در زمان خرید اتفاق میفتد.

مثلا شما برنج رو در بندرعباس میخرید ۱۰۵۰۰ کیلو وقتی بار به تهران میرسه ۲۰۰ کیلو افت داره

بخاطر خشک شدن برنج و دور شدن از محیط دریا و شرجی این افت باید در کاردکس همونی که تحویل گرفته شده ثبت بشه یعنی بوزن باسکول تهران ۱۰۳۰۰ کیلو وقیمت تمام شده به ارزش ۱۰۵۰۰ کیلو

ضایعات غیرعادی از تولید خارج وبه هزینه های اداری منتقل میشود

ضایعات اگر قابل فروش باشد به هزینه منتقل نمیشود بلکه به موجودی ضایعات منتقل میشود

اگر افت عادی و پیوسته دارید مجبور هستید افت رو روی کاردکس عمل کنید.

مثلا کالایی رو موقع خرید ۱۰۰ کیلوست ولی موقع فروش معمولا ۸۰ کیلو میشود وهمیشه موقع مصرف یا فروش ۲۰ درصد افت دارد اون بیست درصد افت باید روی موجودی لحاظ شود و بهای تمام شده معمولا گرانتر میشود

https://t.me/Parstarazgroup

ترکیبهای تجاری (استاندارد حسابداری شماره ۱۹)

ترکیبهای تجاری (استاندارد حسابداری شماره ۱۹)

ترکیبهای تجاری (استاندارد حسابداری شماره 19)
ترکیبهای تجاری (استاندارد حسابداری شماره ۱۹)

هدف

هدف این استاندارد، تعیین الزامات مربوط به گزارشگری مالی ترکیبهـای تجـاری اسـت.

طبق این استاندارد کلیه ترکیبهای تجاری باید با استفاده از روش خرید به حـساب گرفتـه شود.

بنابراین واحد تحصیل کننده، داراییها و بدهیهای قابل تشخیص واحد تحصیل شده را به ارزش منصفانه آنها در تاریخ تحصیل شناسایی میکند.

افـزون بـر ایـن، سـرقفلی نیـز شناسایی و مستهلک میگردد و درمورد آن آزمون کاهش ارزش نیز صورت میگیرد.

دامنه کاربرد

این استاندارد در موارد زیر کاربرد ندارد :

  • ترکیبهای تجاری که در آن واحدها یا فعالیتهای تجاری جداگانه بـرای ایجـاد یـک مشارکت خاص جمع شوند،
  • ترکیبهای تجاری واحدها یا فعالیتهای تجاری تحت کنترل مشترک.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخصزیر بکار رفته است :

• ارزش منصفانه : مبلغی اسـت کـه خریـداری مطلـع و مایـل و فروشـندهای مطلـع و مایـل میتوانند در معاملـه ای حقیقـی و در شـرایط عـادی، یـک دارایـی را در ازای مبلـغ مزبـور، با یکدیگر مبادله کنند .

•تاریخ تحصیل :تاریخی که درآن، کنترل خالص داراییها و عملیات واحد تحصیل شده بطور مؤثربه واحد تحصیل کننده انتقال مییابد.

• ترکیب تجاری : تجمیع واحدها یا فعالیتهای تجاری جداگانه در قالب یک شخصیت اقتـصادی است که براثر کسب کنترل خالص داراییها و عملیات واحد دیگر پدید میآید.

• داراییهای پولی :وجه نقد و دارایی هایی که قراراست به مبلغ ثابت یا قابل تعیینی ازوجه نقـد دریافت شود.

• سـهم اقلیــت : آن بخــش از ســود و زیــان و خـالص داراییهــای یــک واحــد تجــاری فرعــی، با در نظر گرفتن تعدیلات تلفیقی، که قابل انتساب به سهامی است که بـه طـور مـستقیم یـا غیرمستقیم از طریق واحدهای تجاری فرعی دیگر، به واحد تجاری اصلی تعلق ندارد .

• فعالیت تجاری : مجموعهای یکپارچه از فعالیتها و داراییهایی است که برای دستیابی به اهداف زیر اداره میشوند:

  1. کسب بازدهی برای سرمایه گذاران، یا
  2. کسب منافع اقتصادی از طریق کاهش هزینه ها یا سـایر راه هـا بـصورت مـستقیم و به تناسب برای شرکای آن.

• کنترل : توانایی راهبری سیاستهای مالی و عملیاتی یک واحد یـا فعالیـت تجـاری بـه منظـور کسب منافع اقتصادی از آن .

• واحد تجاری اصلی : یک واحد تجاری که دارای یک یا چند واحد تجاری فرعی است.

• واحد تجاری فرعی : یک واحد تجاری که تحت کنترل واحـد تجـاری دیگـری (واحـد تجـاری اصلی) است .

روش حسابداری

حسابداری ترکیبهای تجاری باید با استفاده از روش خرید، انجام شود.

کاربرد روش خرید

تشخیص واحد تحصیل کننده

در کلیه ترکیب های تجاری باید واحد تحصیل کننده مشخص شود.

واحد تحصیل کننده، واحـد تجـاری درحال ترکیبی است که کنترل سایر واحدها یا فعالیتهای تجاری درحال ترکیب را به دست میآورد.

بهای تمام شده ترکیب تجاری

ترکیب تجاری باید به بهای تمام شده منعکس شود.

بهای تمام شده ترکیب تجاری عبارت است از:

وجه نقد و معـادل وجـه نقـد پرداختـی و ارزش منصفانه سایر مابـه ازاهـای خریـد واگذارشـده در تـاریخ تحـصیل توسـط واحـد تحصیل کننده به اضافه هر گونه مخارج تبعی مستقیم ترکیب.

اگرترکیب تجـاری شامل بیش از یک معامله است،بهای تمام شده ترکیب تجاری معادل جمع بهای تمام شـده کلیه معاملات است.

در مواردی که ترکیب تجاری نتیجه بیش از یک معاملـه اسـت، تمـایز تاریخ تحصیل از تاریخ معاملات، مهم است.

گرچه حـسابداری ترکیـب تجـاری از تـاریخ تحصیل شروع میشود، اما از بهای تمام شده و ارزش منصفانه در تاریخ هر یک از معاملات استفاده میشود.

افشا

واحد تحصیل کننده باید اطلاعاتی را افشا نماید که برمبنای آن استفاده کنندگان صـورتهای مـالی بتوانند ماهیت و اثر مالی ترکیبهای تجاری انجام شده طی دوره و یا بعـد از تـاریخ ترازنامـه امـا قبل از تأیید صورتهای مالی را ارزیابی کنند.

برای اجرای ،واحد تحصیل کننده باید اطلاعات زیر را افشا کند :

الف . نام و مشخصات واحدها یا فعالیتهای تجاری ترکیب شده،

ب . تاریخ تحصیل،

ج . درصد سهام دارای حق رأی تحصیل شده،

د. بهای تمام شده ترکیب و شرح مختصری درمورد اجزای آن، شامل هرگونه مخارجی که مستقیماً به ترکیب قابل انتساب است.

در مواردی که بخشی از مابه ازای ترکیـب از طریق صدور سهام تأمین میشود، اطلاعات زیر باید افشا شود :

۱ . تعداد سهام منتشر شده یا قابل انتشار، و

۲ . ارزش منصفانه سهام و مبنای تعیین آن. اگر برای سهام درتاریخ معامله، قیمـت بازار وجود نداشته باشد، مفروضات با اهمیت در تعیین ارزش منصفانه آن باید افشا شود.

چنانچه برای سهام منتشر شده در تاریخ معامله، قیمت بـازار وجـود داشته باشد اما بهعنوان مبنایی برای تعیین بهای تمام شده ترکیب مورد اسـتفاده قرار نگیرد، این واقعیت باید افشا شود.

همچنین دلایل عدم اسـتفاده از قیمـت بازار، روش و مفروضات با اهمیت بکار رفته در تعیین ارزش سهام و مبلغ کل تفاوت بین آن ارزش و قیمت بازار سهام، نیز باید افشا شود.

ه . جزئیات مربوط به عملیاتی که واحد تجاری درنتیجه ترکیب، تصمیم به واگذاری آن دارد.

و . مبالغ شناسایی شده برای هرطبقه از داراییها و بدهیهای واحـد تحـصیل شـده در تـاریخ تحصیل و مبالغ دفتری هرکدام از آن طبقات براساس استانداردهای حسابداری در تـاریخ تحصیل.

اگر افشا غیرعملی باشد، این واقعیت به همراه دلایل آن، باید افشا شود.

ز . مبلغ مازاد کسر شده از ارزش منصفانه تعیین شده برای دارایی هـای قابـل تـشخیص

ح . توصیف عواملی که منجر به ایجاد سرقفلی شده اسـت یـا توصـیف ماهیـت مـازاد

ط . مبلغ سود یا زیان واحد تحصیل شده از تاریخ تحصیل کـه در سـود و زیـان دوره واحد تحصیل کننده منظور شده است.

درصـورتی کـه ایـن افـشا غیرعملـی باشـد موضوع همراه با دلایل آن باید افشا شود.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد درمورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تـاریخ۱/۱/۱۳۸۵وبعد از آن شروع می شود،لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

کنترل های حسابرسی

کنترل های حسابرسی

۱- کنترل امضاهای مجاز سند حسابداری

۲- کنترل صحت محاسبات

۳- کنترل با ایین نامه تفکیک هزینه های جاری از سرمایه ای

۴- کنترل با برگ در خواست خرید کالا/خدمات

۵- کنترل با صورتحساب فروشنده

۶- کنترل ممهور شدن مدارک به مهر <باطل شد>

۷- کنترل با برگ حواله انبار.رسیدو حواله مستقیم…

۸- کنترل با ایین نامه معاملات شرکت

۹- کنترل کسورات قانونی(بیمه و مالیات)از کارهای حق الزحمه

۱۰- کنترل ارتباط هزینه های سرمایه ای با فعالیت شرکت

۱۱- کنترل کفایت اسناد و مدارک مثبته

۱۲- کنترل ارتباط هزینه با دوره مالی

۱۳- کنترل اعتبار مدارک مثبته

۱۴- کنترل ثبت صحیح حساب و طرف حساب سند حسابداری

۱۵- کنترل هزینه های سرمایه ای دارای قرارداد با مفاد قرارداد و استخراج خلاصه قرارداد

۱۶- کنترل داراییهای در جریان تکمیل طبق پیش بینی و کار انجام شده از نظر ریالی و فیزیکی

۱۷- کنترل درصد پیشرفت فیزیکی داراییهای در جریان تکمیل با گزارشات دریافتی که به تایید قسمت فنی و مقامات مجاز رسیده باشد

۱۸- کنترل تعیین بدهیهای احتمالی از محل ایجاد داراییها(بیمه . مالیات . …….)

۱۹- کنترل احتساب هزینه های دستمزد ، سربار و مو اد مصرفی قیمت تمام شده داراییهای ساخته شده در شرکت

۲۰- کنترل داشتن دستورالعمل انتقال داراییهای در جریان تکمیل به داراییهای ثابت و تهیه صورت جلسه تکمیل و تحویل و تحول داراییهای در جریان تکمیل (با امضاء مسئولین فنی شرکت و تکمیل کننده(سازنده) که ساخت انها به اتمام رسیده و صدور سند حسابداری جهت انتقال به داراییمای ثابت

۲۱- کنترل مشخص نمودن تاریخ بهره برداری از داراییهای در جریان ساخت تکمیل شده جهت احتساب هزینه استهلاک

۲۲- کنترل تفکیک قیمت عرصه (زمین) و اعیان (ساختمان) از یکدیگر و ارایه ان در جدول یادداشت داراییهای ثابت طبق صورتهای مالی بصورت جداگانه

۲۳- کنترل داشتن لیست (دفتر) اموال

۲۴- کنترل داشتن کارت تعمیر داراییها(ماشین الات، ساختمان، وسایط نقلیه و ……….)

۲۵- کنترل احتساب ذخیره برای داراییهای مسروقه و مفقوده

۲۶- کنترل مشخص نمودن داراییهای بلا استفاده و احتساب هزینه استهلاک معادل ۳۰درصد نرخ استهلاک مقرر در ماده ۱۵۱ ق.م.م و پرس جو از مسئولین مبنی بر علت عدم استفاده از داراییهای راکد و تصمیم گیری در ارتباط با موضوع مربوطه

۲۷- کنترل پوشش بیمه ای داراییها:

قیمت تما م شده –ارزش دفتری –ارزش بیمه شده طبق بیمه نامه = اضافه(کسر)پوشش بیمه ای

۲۸- کنترل نرخ استهلاک مندرج در صورتهای مالی با نرخ های مورد استفاده در شرکت (کنترل بصورت نمونه ای)و مفاد ماده ۱۵۱ ق . م. م

۲۹- انجام کنترل اقلام نمونه انتخابی طبق چک لیست مربوطه

۳۰- مشاهده عینی اسناد مالکیت زمین، ساختمان و وسایط نقلیه و قرار دادن رونوشت انها در پرونده دایم و به روز اوری انها در هر دوره رسیدگی

۳۱- کنترل استخراج اقلام فروخته شده و بررسی صحت محاسبات صورت گرفته در ارتباط با انها:

قیمت تمام شده – ذخیره استهلاک – ارزش دفتری – قیمت فروش = سود (زیان)

۳۲- کنترل اضافات ذخیره استهلاک با هزینه استهلاک

۳۳- تهیه صورت خلاصه اضافات دارایهای ثابت و داراییهای در جریان تکمیل

۳۴- کنترل مشاهده عینی وسایل نقلیه و انجام کنترل های لازم طبق چک لیست مربوطه

۳۵- کنترل قیمت تمام شده و ذخیره استهلاک طبق دفاتر با قیمت تمام شده و ذخیره استهلاک طبق صورت ریز اموال(دفتر اموال) در پایان دوره

۳۶- دریافت و کنترل لیست داراییهای اسقاط شده طبق دفتر اموال و خارج نمودن قیمت تمام شده انها از دفاتر

۳۷- کنترل رعایت ایین نامه اجرایی ماده ۱۳۸ ق . م . م. در ارتباط با پروژه های طرح توسعه و افزایش ظرفیت

۳۸- کنترل استخراج سیستم خرید و ایجاد داراییهای در جریان تکمیل و قرار دادن ان در پرونده دایم

۳۹- استخراج تعهدات سرمایه ای به شرح زیر:

مبلغ قرارداد – هزینه های انجام شده قطعی سرمایه ای = تعهدات سرمایه ای

انواع کاربرگ های حسابرسی

انواع کاربرگ های حسابرسی

انواع کاربرگ های حسابرسی
انواع کاربرگ های حسابرسی

با توجه به مطالب متعددی که در کاربرگ ها درج می گردد ، انواع بی شماری کاربرگ حسابرسی وجود دارد .

از این رو ، طبقه بندی آن ها کار نسبتا مشکلی است .

با این حال ، کاربرگ های تهیه شده می توانند در گروه های زیر طبقه بندی شود :

۱٫ کاربرگ های عمومی :

کاربرگ های عمومی برای استفاده در برنامه ریزی و اداره امور حسابرسی ، طراحی می شوند .

کاربرگ های برنامه ریزی حسابرسی ، طرح های کلی و برنامه های حسابررسی ، نمود گرها و پرسش نامه کنترل های داخلی ، قرارداد حسابرسی ، بودجه زمانی و یادداشت نکات

نمونه هایی از کاربرگ های عمومی محسوب می شود.

۲٫ کاربرگ نهایی :

کاربرگ نهایی که کاربرگ تراز آزمایشی نیز نامیده می شود.

جدولی است حاوی مانده سال جاری و سال قبل حسلب های دفتر کل و ستون های اصلاحات پیشنهادی ، تعدیلات طبقه بندی و همچنین ، اقلام نهایی که در صورت های مالیمنعکس خواهد شد .

کاربرگ نهایی ،جدول اصلی کنترل و تلخیص تمام کاربرگ های پرونده است.

به عنوان ˝ستون فقرات˝ مجموعه کاربرگ های حسابرسی محسوب می شود.‎

۳٫ کاربرگ های اصلی :

کاربرگ اصلی مشابه کاربرگ نهایی بوده و نشان دهنده یکی از سرفصل های عمده صورت های مالی می باشد.

کاربرگ اصلی برای تلفیق هر گروه از حساب های مشابه دفتر کل بکار می رود و جمع هر یک ازر این کاربرگ ها ، یکجا به کاربرگ نهایی منتقل می شود .

برای مثال کاربرگ اصلی وجوه نقد شامل مانده حسابهای بانکی ، صندوق ، تنخواه گردانها و غیره است.‎

۴٫ کاربرگ اصلاحات پیشنهادی و تعدیلات طبقه بندی:

کاربرگ اصلاحات پیشنهادی ، پیشنویس ثبت های روزنامه ای که حسابرسان برای تصحیح اشتباهات یا تخلف های با اهمیت کشف شده در صورت های مالی و مدارک حسابداری صاحبکار تهیه می کنند.

کاربرگ تعدیلات طبقه بندی شامل اقلامی است که ثبت آنها در دفاتر صحیح است،

اما برای ارائه مطلوب صورت های مالی باید تجدید طبقه بندی شوند .

برای مثال،مانده بستانکار با اهمیت حساب های دریافتی بایدتحت عنوان یک بدهی،تجدید طبقه بندی و در ترازنامه منعکس شود.

تعدیلات طبقه بندی تنها بر نحوه ارائه صورت های مالی تاثیر دارد؛

تعدیلات مزبور دردفاتر صاحبکار ثبت نمی شود و تنها درکاربرگ های حسابرسی منعکس می گردد.‎

۵٫ کاربرگ های تفصیلی

کاربرگ تفصیلی که کاربرگ فرعی نیز نامیده می شود ،

کاربرگی است که اجزای اصلی یا ریز مانده یک حساب دارایی یا بدهی ، مانند صورت ریز مبالغ دریافتی از مشتریان که جمع آن مانده حساب های دریافتنی می باشد ، را نشان می دهد.

۶٫ کاربرگ تجزیه و تحلیل :

کاربرگ تجزیه و تحلیل خلاصهای از تغییرات طی دوره یک حساب دفتر کل را نشان می دهد.

بدهی های بلند مدت ،‌ حقوق صاحبان سرمایه و ذخیره مطالبات مشکوک الوصول که طی سال معاملات زیادی در آنها ثبت نشده است ، استفاده می شود.‎

۷٫ کاربرگ صورت مغایرت :

حسابرسان معمولا به منظور اثبات مبالغ ثبت شده در حساب ها ، مبالغ مذبور را با اطلاعات و مدارک بدست آمده از سایر منابع مقایسه و تطبیق می دهند .

در اینگونه موارد ،حسابرسان کاربرگی به نام صورت مغایرت تهیه می کنند ،مانند کاربرگ تطبیق مانده حساب های دریافتنی با تاییدیه های دریافتنی از مشتریان.

از این کاربرگ بیشتر دررسیدگی به حسابهای دریافتنی ،حساب های پرداختی ،موجودی نقدوبانک و موجودی موادوکالا استفاده می شود.‎

۸٫ کاربرگ های محاسباتی :

حسابرسان معمولا برای تایید و اثبات صحت و درستی برخی از حساب های خاص و برخی از مبالغ ، محاسبات مستقلی را در یک کاربرگ انجام می دهند.

نتایج حاصل از آن را با مبالغ منعکس و در مدارک حسابداری صاحبکار مقایسه می کنند .

از این کاربرگ که اصطلاحا کاربرگ محاسباتی نامیده می شود ،

برای اثبات اقلامی مانند هزینه استهلاک ، هزینه سود تضمین شده وام ها ، مالیات حقوق ، مالیات بر درامد ، حق بیمه سهم کارفرما ، ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان ، سود هر سهم نظایر آنها استفاده می شود.‎

۹٫ مدارک مؤید :

حسابرسان علاوه بر رسیدگی به مدارک حسابداری صاحبکار و بررسی سیستمهای حسابداری و کنترل های داخلی آن،

مدارک تشریحی دیگری را نیزبرای اثبات صحت مطالب منعکس در صورت های مالی و توجیح گزارش خود گردآوری می کنند،

به اینگونه مدارک اصطلاحا مدارک موید گفته می شود .

نسخه ای از صورت جلسات مجامع عمومی و هیئت مدیره ، اساس نامه و مدارک ثبت شرکت ، آیین نامه ها و دستورالعمل ها ، قراردادهای خرید و فروش ، قراردادهای وام ، قرارداد انتشار اوراق مشارکت ، تاییدیه های دریافتی از بانک ، تاییدیه وکیل حقوقی شرکت ، تاییدیه مدیران و نظایر آنها ، نمونه هایی از مدارک موید می باشد

https://t.me/Parstarazgroup

نکات مهم درباره نحوه نگهداری دفاتر

نکات مهم درباره نحوه نگهداری دفاتر

نکات مهم درباره نحوه نگهداری دفاتر
نکات مهم درباره نحوه نگهداری دفاتر

نکته شماره ۱

چنانچه ثبت عملیات فروردین ماه و تراز افتتاحیه قبل از تاریخ پلمپ دفاتر قانونی باشد

آیا اشکالی دارد چنانچه شرکت ۱۰۰% متعلق به دولت باشد چه حکمی دارد؟

جواب :

هرگونه ثبت عملیات در دفاتر بایستی بعد از پلمب دفاتر صورت گیرد و از این بابت تفاوتی بین شرکت های دولتی و خصوصی وجود ندارد.

چنانچه عملیاتی در دفاتر پلمب شده به تاریخ قبل از پلمب ثبت گردد مشمول مقررات تاخیر ثبت و پلمب خواهد بود.

نکته شماره ۲

آیا در مواردی که عملیات بطور کامل در دفاتر قانونی ثبت می گردد ولی اسناد با کامپیوتر صادر می‌گردند.

مودی مکلف به تسلیم گزارش سه ماهه می‌باشد یا خیر؟

جواب :

خیر زیرا سیستم به طور کامل مکانیزه نیست

ضمن اینکه در آئین نامه تحریر دفاتر عنوان شده است مودیانی که از سیستم مکانیزه استفاده می نمایند حداقل بایستی ماهی یک بار خلاصه عملیات را در دفاتر روزنامه ثبت نمایند.

بنابراین ثبت روزانه عملیات در دفاتر مشمول تسلیم گزارش موضوع قسمت اخیر ماده ۱۷ آئین نامه نحوه تنظیم و تحریر دفاتر قانونی ….. نخواهد بود.

نکته شماره ۳

چرا با وجود غیرکاربردی بودن دفاتر روزنامه و کل اقدامی برای مکانیزه نمودن ثبت عملیات مالی به عمل نمی آید؟

جواب :

هرچند عبارت غیرکاربردی بودن دارای مفهوم مشخص نمی باشد

معهذا استفاده از دفاتر قانونی روزنامه و کل مادامی که قانون تجارت اصلاح نگردد الزامی خواهد بود.

نکته شماره ۴

آیا اشتباه حسابداری که در خلال سال کشف نشده باقی بماند در سال بعد موجب رد دفاتر است؟

جواب :

طبق تبصره ماده۱۱ و بند۱۰ ماده۲۰ آئین نامه تنظیم دفاتر موجب رددفاتر است ولی بااستاندارد حسابداری و اصلاح اشتباهات مغایر است.

نکته شماره ۵

در صورتی‌ که تراز افتتاحیه (اختتامیه سال قبل) دارای اشکال باشد ،آیا با ثبت تعدیلات ، دفاتر قابل قبول است؟

جواب :

اگر تعدیلات مربوط به ارقام باشد مانند مانده بانک ها ، دفاتر رد می شود .

نکته شماره ۶

عدم ثبت چه مواردی از اسناد حسابداری باتوجه به ماهیت حساب موجب رد دفاتر می گردد؟

جواب :

به موجب بند۲ ماده۲۰ آئین نامه نحوه تحریر دفاتر عدم ثبت یک یا چند فعالیت مالی در دفاتر به شرط احراز موجب رد دفاتر است.

نکته شماره ۷

آیا اظهارنامه مالیاتی تعریف مشخصی دارد وآیا درج اسم به تنهایی درفرم مخصوص به معنی دادن اظهار نامه است؟

جواب :

اظهارنامه مالیاتی برای منابع مختلف مالیاتی طبق نمونه‌ای می‌باشد که توسط سازمان امورمالیاتی تهیه و در دسترس قرار می گیرد.

نکته شماره ۸

با توجه به مهلت ۴ماهه برای اصلاح حسابهای پایان سال، مودیان گزارش خلاصه عملیات سه ماهه خود را درچه زمانی باید ارسال نمایند؟

جواب :

حداکثر تا دهم بعد از سه ماه آخر(شرکتهایی که پایان سال مالی آنها منطبق با سال شمسی است حداکثر تا دهم فروردین)

نکته شماره ۹

آیا عدم ارائه اظهارنامه موجب سلب معافیت می‌گردد در صورت ارائه اظهارنامه و عدم ارائه صورتهای مالی و دفاتر چگونه باید برخورد شود؟

جواب :

در کلیه مواردی که مودیان مکلف به نگهداری دفاتر قانونی می باشند به استناد تبصره ماده ۱۹۳ قانون مالیاتهای مستقیم عدم تسلیم اظهارنامه و ترازنامه و سود و زیان در دوره معافیت، مانع از برخورداری از معافیت مقرر در آن سال خواهد بود.

لکن عدم ارائه صورتهای مالی با وجود تسلیم اظهارنامه در موعد مقرر موجب تشخیص مالیات به طور علی الراس خواهد شد که در این صورت علاوه بر پرداخت مالیات بابت عدم تسلیم صورتهای مالی در موعد مقرر مشمول جریمه معادل ۲۰ درصد مالیات می باشد

چنانچه دفاتر خود را برای رسیدگی ارائه ندهد باید معادل ۲۰ درصد دیگر جریمه بابت عدم ارائه دفاتر پرداخت کند.

https://t.me/Parstarazgroup

صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره ۱۸)

صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره ۱۸)

صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره 18)
صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره ۱۸)

هدف

الزام واحدهای تجاری اصلی به تهیه صورتهای مالی تلفیقی

به منظور ارائه اطلاعات مالی درباره فعالیتهای اقتصادی گروه واحدهای تجاری است

به گونه ای کـه منابع تحت کنترل گروه، تعهدات گروه و نتایج کسب شده از طریق بکارگیری منابع گـروه را به عنوان یک شخصیت اقتصادی واحد نشان دهد.

ایـن اسـتاندارد بـا فـرض ایـن کـه واحدهای تجاری عضو گروه، شرکت سهامی هستند تنظـیم شـده اسـت

امـا الزامـات آن در مورد سایر انواع واحدهای تجاری نیز کاربرد دارد.

دامنه کاربرد

باید در تهیه و ارائه صورتهای مالی تلفیقی گروه و همچنـین حـسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی بکار رود.

این استاندارد، حسابداری ترکیب های تجاری و آثار آن بر تلفیق، شامل سرقفلی ناشی از ترکیب را دربر نمیگیرد.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخصزیر بکار رفته است :

• تلفیق : فرایند تعدیل و ترکیب اطلاعات صورتهای مالی جداگانه یـک واحـد تجـاری اصـلی و صورتهای مالی واحدهای تجاری فرعی آن

به منظور تهیه صورتهای مـالی تلفیقـی اسـت کـه اطلاعات مالی گروه را به عنوان شخصیت اقتصادی واحد ارائه میکند.

• سهم اقلیت : آن بخش از سود یا زیان و خالص داراییهای یک واحد تجاری فرعـی،

بـا درنظـر گرفتن تعدیلات تلفیقی، که قابل انتساب به سهامی است که به طور مستقیم یـا غیرمـستقیم از طریق واحدهای تجاری فرعی دیگر، به واحد تجاری اصلی تعلق ندارد.

• صورتهای مالی تلفیقی : صورتهای مالی یک گروه است که آن گروه به عنوان یـک شخـصیت اقتصادی واحد محسوب میشود.

• صورتهای مالی جداگانه : صورتهای مالی که توسط واحد تجاری اصلی ارائه مـیشـود

در آن سرمایه گذاریها براساس منافع مالکانه مستقیم و نه برمبنای نتایج عملیات وخالص داراییهـای واحد سرمایه پذیر به حساب گرفته میشود.

• کنترل : توانایی راهبری سیاستهای مالی و عملیاتی یک واحد تجاری به منظور کسب منـافع از فعالیتهای آن .

• گروه : واحد تجاری اصلی و کلیه واحدهای تجاری فرعی آن.

• واحد تجاری اصلی : یک واحد تجاری که دارای یک یا چند واحد تجاری فرعی است.

• واحد تجاری فرعی : یک واحد تجاری که تحت کنترل واحـد تجـاری دیگـری ( واحـد تجـاری اصلی) است.

ارائه صورتهای مالی تلفیق

یک واحد تجاری اصلی تنها در صورت وجود تمام شرایط زیـر، ملـزم بـه ارائـه صـورتهای مـالی تلفیقی نیست :

الف . واحد مزبور، خود واحد تجاری فرعی و تماماً متعلق به واحد تجاری اصـلی دیگـر باشـد

یـا واحد تجاری فرعی یک واحد دیگر با مالکیت کمتر از ۱۰۰ درصـد سـهام باشـد

امـا سـایرصاحبان سهام،علیرغم آگاهی ازقصد واحد تجاری اصلی برای عدم ارائه صـورتهای مـالی تلفیقی، مخالفت خود را اعلام نکرده باشند.

ب . سهام یا سایر اوراق بهادار آن واحد در بورس اوراق بهادار یا سایر بازارهای در دسـترس عموم، معامله نشود.

ج .واحد مزبور برای عرضه هرگونه اوراق بهادار به عموم،صورتهای مالی خـود را بـه هیئـت پذیرش بورس اوراق بهادار یا سایر مراجع قانونی تحویل نداده یـا درجریـان تحویـل آن نباشد.

د .واحد تجاری اصلی نهایی یا میانی آن واحد،صورتهای مالی تلفیقـی را براساس استانداردهای حسابداری تهیه کند

مبلغ دفتری سرمایه گذاری

مبلغ دفتری سرمایه گذاری واحد تجاری اصلی در هر یک از واحدهای تجاری فرعی و سهم واحـد تجاری اصلی از حقوق صاحبان سرمایه هر یک از آنها حذف میشود

افشا

موارد زیر باید در صورتهای مالی تلفیقی افشا شود:

الف . فهرستی از واحدهای تجاری فرعی عمده شامل:

نام ، محل ثبت یا اقامتگـاه قـانونی واحـد تجاری فرعی ، نسبت حقوق مالکیت یا میزان سهام با حـق رأی (چنانچـه متفـاوت باشـد) در واحد تجاری فرعی،

ب . اطلاعات زیر چنانچه مورد داشته باشد :

  • ۱ . دلایل عدم تلفیق یک واحد تجاری فرعی،
  • ۲ . نوع و ماهیت رابطه بین واحد تجاری اصلی و آن گروه از واحدهای تجاری فرعی کـه بیش از نصف سهام با حق رأی آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در مالکیت واحـد تجاری اصلی نیست،
  • ۳ . دلیل نداشتن کنترل بر آن گروه از واحدهای سرمایه پذیر که بیش از نصف سهام با حق رأی آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم در مالکیت واحد تجاری اصلی است،

ج . ماهیت و میزان هرگونه محدودیت عمده در توان واحدهای تجاری فرعی برای انتقال منابع به واحـد تجـاری اصـلی در قالب سود سهام نقدی یا بازپرداخت وامها یا پیش پرداختها، و

د . نام ، تاریخ ترازنامه و دوره مالی واحد تجاری فرعی در مواردی که تاریخ گزارشگری آن با تاریخ گزارشگری واحد تجاری اصلی متفاوت است

و دلایل استفاده از صـورتهای مـالی بـا تاریخ متفاوت.

در صورتهای مالی جداگانـه، بایـد روش حـسابداری بکـار رفتـه در مـورد سـرمایه گـذاری در واحدهای تجاری فرعی افشا شود .

درمواردی که واحد تجاری اصلی از تهیه صورتهای مالی تلفیقـی مـستثنی اسـت، صورتهای مالی جداگانه تهیه میکند.

اطلاعات زیر باید در آن افشا شود:

الف. تصریح اینکه صورتهای مالی، صورتهای مالی جداگانه است.

ب . تصریح اینکه از معافیت تلفیق استفاده شده است.

ج . نام و اقامتگاه قانونی واحد تجاری نهایی یا میانی که صورتهای مالی تلفیقی آن برای عمـوم براساس استانداردهای حسابداری تهیه و منتشر شده است،

د . فهرست سرمایه گذاریهای عمده در واحدهای تجاری فرعی، شامل نـام، محـل ثبـت یـا اقامتگاه قانونی آنها، درصد مالکیت و درصد حق رأی درصورت متفاوت بودن، و

ه . روش حسابداری مورد استفاده برای سرمایه گذاریهای فهرست شده .

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا از تـاریخ ۱/۱/۱۳۸۵ و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست .

https://t.me/Parstarazgroup

روشهاى متداول حسابداری قراردادهاى بلندمدت پیمانکاری

روشهاى متداول حسابداری قراردادهاى بلندمدت پیمانکاری

روش درصد پیشرفت کار:

در روش درصد پیشرفت کار، درآمد و سود ناخالص پیمان به تناسب پیشرفت عملیات یعنی درصد پیشرفت کار شناسایی میشود.
در این روش، شناسایی سود ناخالص پیمان در هر دوره مالی، براساس:

پیشبینی کل مخارج و پیش بینی صورت وضعیت هایی که در طول دوره اجرای طرح تایید خواهد شد انجام میگیرد.

برای حسابداری قراردادهای بلندمدت پیمانکاری طبق روش درصد پیشرفت کار، مخارج و صورت وضعیت های تاییدشده در طول اجرای طرح به ترتیب در حساب پیمان درجریان ساخت وحساب کار گواهی شده (یا صورت وضعیت های پیشرفت کارها) ثبت میشود.

حساب پیمان در جریان ساخت مشابه حساب کار در جریان ساخت در روش هزینه یابی سفارش کار است

با این تفاوت که سودناخالص پیمان در هردوره مالی نیز به مخارج اجرای طرح اضافه میشود.

بنابراین،مانده این حساب در پایان دوره مالی به ارزش خالص بازیافتنی (بهای تمام شده بعلاوه سودناخالص) گزارش میگردد.

حساب کار گواهی شده مشابه حساب درآمد تحقق نیافته است که مانده بستانکار دارد.

در تاریخ تهیه صورتهای مالی، مانده حساب پیمان در جریان ساخت وحساب کار گواهی شده هر قرارداد جداگانه از یکدیگر کسر ونتیجه جزو دارایی جاری یا بدهی جاری در ترازنامه گزارش میشود.

منطق بکارگیری روش درصد پیشرفت کار این است که کارفرما و پیمانکار طبق قرارداد، تعهدات الزام آوری راپذیرفته اند.

پیمانکار مسئولیت کامل اجرای عملیات موضوع پیمان را پذیرفته است

کارفرما متعهد است که در آخرهرماه صورت وضعیت کلیه کارهایی راکه انجام یافته است براساس نرخهای مورد توافق به پیمانکار پرداخت کند.

درنتیجه در جریان پیشرفت کار >فروش< بتدریج واقع میشود،بنابراین درآمد و هزینه نیز باید به همین نحو شناسایی شود.

مزیت اصلی روش درصد پیشرفت کار

این است که درآمد به تناسب پیشرفت عملیات شناسایی و با هزینه های واقع شده برای رسیدن به همان مرحله مقابله میشود

یعنی تطابق هزینه و درآمد هر دوره به نحوی صحیح انجام میگیرد.

امادر مقابل خطر اشتباه در برآورد را به همراه دارد.

بدین جهت تا زمانی که نسبت به سودآوری کل پیمان اطمینانی نباشد منظور داشتن سود در صورتهای مالی مورد نخواهد داشت و کاربرد روش درصد پیشرفت کار نادرست است.

روش کار تکمیل شده :

در روش کار تکمیل شده درآمد و سود ناخالص پیمان هنگامی شناسایی میشود که کل پیمان یا بخش عمده ای از آن تکمیل و صرفآً کارهای جزیی باقیمانده باشد.

برای حسابداری قراردادهای بلندمدت پیمانکا:

طبق روش کار تکمیل شده، مخارج و صورت وضعیت های تاییدشده در طول اجرای طرح مشابه روش درصد پیشرفت کار، به ترتیب در حساب پیمان در جریان ساخت و حساب کار گواهی شده ثبت میشود

شناسایی سود تا زمانی آکه پیمان تکمیل نشده است به تعویق میافتد.

مزیت اصلی روش کار تکمیل شده

این است که سودپیمان زمانی تعیین میشود که کار خاتمه یافته یا به مراحل نهایی تکمیل رسیده است. دراین روش خطر شناسایی سودهایی که ممکن است کسب نشود به حداقل میرسد.

دراین روش خطر شناسایی سودهایی که ممکن است کسب نشود به حداقل میرسد.

اشکال اساسی روش کارتکمیل شده

درآمدی که در هر دوره مالی گزارش میشود میزان کار انجام شده طی آندوره را برروی پیمانها منعکس نمیکند.

یعنی اگر چند پیمان بزرگ همگی دریک دوره مالی تکمیل شود و دردوره های قبل پیمانی به اتمام نرسیده باشد.

یا در دوره های بعد پیمانی تکمیل نشود با وجود ثبات نسبی فعالیتهای انجام شده میزان سودی که گزارش میشود و سودی که به سهامداران تعلق میگیرد نادرست خواهد بود.

اگر سود چندین ساله پیمان در یک سال به حساب منظور شود شرکت پیمانکاری مشمول ضریب مالیاتی بالاتری خواهد بود.

https://t.me/Parstarazgroup

دارایی های نامشهود(استاندارد حسابداری شماره ۱۷)

دارایی های نامشهود(استاندارد حسابداری شماره ۱۷)

هدف

هدف این استاندارد، تجویز نحوه حسابداری داراییهای نامشهود است.

موضـوعات اصـلی در حسابداری دارایی های نامشهود عبارت از معیارها و زمان شناخت دارایـی، تعیـین مبلـغ دفتری و موارد افشاست.

دامنه کاربرد

الزامات این استاندارد باید در مورد حسابداری تمام دارایی های نامشهود بکار گرفته شـود

مگـر اینکه به موجب استانداردی دیگر، نحوه حسابداری متفاوتی، الزامی شده باشد.

این استاندارد ازجمله در موارد زیر کاربرد ندارد:

الف. سرقفلی ناشی از ترکیب تجاری (بـه اسـتاندارد حـسابداری شـماره ۱۹ بـا عنـوان ترکیبهای تجاری مراجعه شود).

ب . حق امتیاز معادن و مخارج اکتشاف، توسعه و استخراج معادن، نفت، گـاز طبیعـی و منابع مشابهی که احیاشونده نیست.

ج . اجاره ها (به استاندارد حسابداری شماره ۲۱ با عنوان حسابداری اجارهها مراجعه شود).

د . دارایی های نامشهودی که در روال عادی عملیات واحـد تجـاری بـه قـصد فـروش نگهداری میشود

ه . مخارج قبل از بهره برداری

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است :

• ارزش اقتصادی : خالص ارزش فعلی جریانهای نقدی آتـی ناشـی از کـاربرد مـستمر دارایـی از جمله جریانهای نقدی ناشی از واگذاری نهایی آن

• ارزش باقیمانده : مبلغ برآوردی که واحد تجاری در حال حاضر میتواند از واگـذاری دارایـی پس از کسر مخارج برآوردی واگذاری بدست آورد با ایـن فـرض کـه دارایـی در وضـعیت متصور در پایان عمر مفید باشد.

• ارزش منصفانه : مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشندهای مطلع و مایل مـیتواننـد در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلـغ مزبـور بـا یکـدیگر مبادلـه کنند.

• استهلاک : تخصیص سیستماتیک مبلغ استهلاک پذیر یک دارایی طی عمر مفید آن.

• بهای تمام شده : مبلغ وجه نقد یا معادل نقد پرداختی یا ارزش منصفانه سایر مابه ازاهایی کـه جهت تحصیل یک دارایی در زمان تحصیل یا ایجاد آن، واگذار شده است.

یـا حـسب مـورد، مبلغی که در زمان شناخت اولیه براساس الزامات خـاص سـایر اسـتانداردهای حـسابداری، به آن دارایی تخصیص یافته است

• تحقیق : پژوهشی نو و برنامه ریزی شده است که با هدف کسب دانش علمی یا فنـی جدیـد انجام میشود.

• خالص ارزش فروش: مبلغ وجه نقد یا معادل نقد که از طریق فروش دارایی در شرایط عادی و پس از کسر کلیه هزینه های مرتبط با فروش حاصل میشود.

• دارایی : حقوق نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راه های دستیابی مشروع به آن منافع کـه درنتیجه معاملات یا سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحد تجاری درآمده است.

• دارایی نامشهود : یک دارایی قابل تشخیص غیرپولی و فاقد ماهیتعینی.

• دارایی های پولی :وجه نقدو دارایی هایی که قراراست به مبلغ ثابت یا قابل تعیینی ازوجـه نقـد دریافت شود.

• زیان کاهش ارزش : مازاد مبلغ دفتری یک دارایی نسبت به مبلغ بازیافتنی آن.

• عمر مفید : عبارت است از :

  • مدت زمانیکه انتظار میرود یک دارایی، مورد استفاده واحد تجاری قرار گیرد،
  • تعداد تولید یا سایر واحدهای مقداری مشابه که انتظار میرود در فرایند اسـتفاده از دارایی توسط واحد تجاری تحصیل شود.

•مبلغ استهلاک پذیر:بهای تمام شده دارایی یـاسـایر مبـالغ جـایگزین بهـای تمـام شـده در صورتهای مالی ،به کسرارزش باقیمانده آن.

•مبلغ دفتری:مبلغی که دارایی پس ازکسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته مربـوط،به آن مبلغ درترازنامه منعکس میشود.

• مبلغ بازیافتنی : خالص ارزش فروش یا ارزش اقتصادی یک دارایی، هرکدام که بیشتر است.

شناخت و اندازه گیری اولیه دارایی نامشهود

یک قلم هنگامی به عنوان دارایی نامشهود شناسایی میشود که :

  • با تعریف دارایی های نامشهود مطابقت داشته باشد.
  • معیارهای شناخت احراز شده باشد.

یک قلم دارایی نامشهود باید تنها زمانی شناسایی شود که :

  • جریان منافع اقتصادی آتی دارایی به درون واحد تجاری محتمل باشد، و
  • بهای تمام شده دارایی به گونه ای اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشد.

جریان منافع اقتصادی آتی مرتبط با دارایی نامشهود به درون واحد تجاری تنها هنگـامی محتمـل است که واحد تجاری بتواند با دلایل کافی نشان دهد:

  • دستیابی به خالص جریان ورودی منـافع اقتـصادی آتـی دارایـی بـه درون واحـد تجـاری امکان پذیر است،
  • توانایی و قصد استفاده از دارایی نامشهود را دارد، و
  • به منابع فنی و مالی کافی برای کسب منافع اقتصادی آتی دارایی دسترسی دارد.

موارد زیر نمونه هایی از مخارجی است که در بهای تمام شده دارایی نامشهود منظور نمیشود:

  • مخارج معرفی یک محصول یا خدمت جدید مانند مخارج تبلیغات،
  • مخارج انجام فعالیت تجاری در یک محل جدید یا با یک گروه جدیـد از مـشتریان مانند مخارج آموزش کارکنان،
  • مخارج اداری، عمومی و فروش.

به منظور ارزیابی اینکه یک دارایی نامشهود ایجاد شده داخلـی حـائز معیارهـای شـناخت است، واحد تجاری ایجاد دارایی را در دو گروه زیر طبقه بندی میکند:

  • مرحله تحقیق
  • مرحله توسعه

مرحله تحقیق

مخارج تحقیق یا مخارجی که در مرحله تحقیقاتی یک پروژه داخلی واقع میشـود نبایـد به عنوان دارایی نامشهود شناسایی شود.

این مخارج در هنگـام وقـوع بایـد بـه عنـوان هزینه شناسایی گردد.

واحد تجاری، در مرحله تحقیق یک پروژه داخلی، نمیتواند وجود دارایـی نامـشهودی را که منافع اقتصادی آتی ایجاد خواهد کرد، اثبات کند.

بنابراین، این مخارج در هنگام وقوع به عنوان هزینه شناسایی میشود.

نمونه هایی از فعالیتهای تحقیق به شرح زیر است:

  • فعالیت هایی با هدف دستیابی به دانش جدید،
  • جستجو برای ارزیابی و انتخاب نهایی موارد کاربرد یافته های تحقیق یا سایر دانش ها،
  • جستجوی جایگزین هایی برای مواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستم ها یا خدمات، و
  • فرمولـه کردن، طراحی، ارزیابی و انتخاب نهایی جایگزین های ممکـن بـرای مـواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهبود یافته.

مرحله توسعه

مخارج توسعه یا مخارجی که در مرحله توسعه یک پروژه داخلی واقع می گردد تنهـا درصـورت اثبات تمام شرایط زیر به عنوان دارایی نامشهود شناسایی میشود:

  • امکان پذیری تکمیل دارایی نامشهود از نظر فنی، به گونه ای که بـرای اسـتفاده یـا فـروش آماده شود.
  • قصد واحد تجاری برای تکمیل دارایی نامشهود و استفاده یا فروش آن.
  • توانایی واحد تجاری برای استفاده یا فروش دارایی نامشهود.
  • ایجاد منافع اقتصادی آتی توسط دارایی نامشهود. ازجمله، واحد تجاری بتواند وجود بازار برای دارایی نامشهود یا محصول آن و سودمندی آن در صورت استفاده داخلی را اثبات کند.
  • دسترسی به منابع کافی فنی، مالی و سایر منابع برای تکمیل، توسعه و استفاده یـا فـروش دارایی نامشهود.
  • توانایی واحد تجاری برای اندازه گیری مخارج قابل انتساب به دارایی نامشهود بـه گونـه ای اتکاپذیر طی دوره توسعه.

نمونه هایی از فعالیت های توسعه به شرح زیر است:

  • طراحی، ساخت و آزمایش نمونه ها و مدل ها قبل از مرحله تولید یا استفاده،
  • طراحی تجهیزات، الگوها و قالبها براساس فناوری جدید،
  • طراحی، ساخت و بهره برداری از تجهیزات نمونه سازی در حدی که از نظر اقتـصادی، تولید تجاری تلقی نشود،
  • طراحی، ساخت و آزمایش جایگزین انتخابی برای مواد خام، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهسازی شده.

اندازه گیری دارایی نامشهود پس از شناخت اولیه

واحد تجاری باید یکی از دو روش “ بهای تمام شده” یا “ تجدید ارزیابی” را به عنوان رویه حسابداری خود انتخاب کند و آن را در مورد تمام اقلام یک طبقه دارایی نامشهود بکار گیرد.

روش بهای تمام شده

دارایی نامشهود پس از شناخت اولیه باید به بهای تمام شده پـس از کـسر اسـتهلاک انباشـته و هرگونه کاهش ارزش انباشته منعکس شود.

روش تجدید ارزیابی

پس از شناخت اولیه دارایی نامـشهود، چنانچـه ارزش منـصفانه بـه گونـه ای اتکاپـذیر قابـل اندازه گیری باشد باید آن را به مبلغ تجدید ارزیابی پس از کسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته بعدی، ارائه کرد.

تجدیـد ارزیـابی بایـد به طور منظم انجام شود تا اطمینان حاصل گردد مبلـغ دفتـری، تفـاوت بـا اهمیتـی بـا ارزش منصفانه در تاریخ ترازنامه ندارد.

عمر مفید

واحد تجاری باید معین یا نامعین بودن عمـر مفیـد یـک دارایـی نامـشهود را ارزیـابی کنـد و درصورت معین بودن، مدت آن، یا تعداد تولید یا سایر معیارهای مشخص کننده عمر مفیـد را تعیین نماید.

واحد تجاری در صورتی باید عمر مفید دارایی نامشهود را نامعین تلقی کنـد کـه برمبنای تحلیل کلیه عوامل مربوط، نتواند برای دورهای که انتظار میرود دارایی، جریان نقدی ورودی ایجاد نماید، محدودهای پیشبینی کند.

برای تعیین عمر مفید دارایی نامشهود، عوامل متعددی نظیر موارد زیر بررسی میشود :

  • استفاده مورد انتظار واحد تجاری از دارایی،
  • چرخه عمر محصول مرتبط بـا دارایـی و اطلاعـات عمـومی درخـصوص بـرآورد عمر مفید انواع داراییهای مشابه و با کاربرد مشابه،
  • نابابی دارایی بر اثر مسائل فنی، تغییرات فناوری، مسائل تجاری یا سایر دلایل،
  • سطح مخارج نگهداری لازم به منظور کسب منافع اقتـصادی آتـی مـورد انتظـار از دارایی با توجه به توان و قصد واحد تجاری برای رسیدن به سطح مزبور،
  • ثبات صنعتی که دارایی در آن مورد استفاده قرار میگیرد یا تغییر در تقاضای بـازار برای محصولات و خدمات تولید شده به وسیله دارایی،
  • اقدامات مورد انتظار رقبای فعلی و بالقوه، مراجع دولتی و دیگران،
  • دوره کنترل بر دارایی و محدودیت های قانونی یا موارد مشابه آن درخصوص اسـتفاده از دارایی مانند وجود تاریخ انقضای قرارداد اجاره،
  • قابلیت تمدید حقوق ناشی از دارایی نامشهود مورد نظر، و
  • میزان وابستگی عمر مفید دارایی به عمر مفید سایر داراییهای واحد تجاری.

دارایی های نامشهود با عمر مفید نامعین

دارایی نامشهود با عمر مفید نامعین نباید مستهلک شود.

طبق استاندارد حسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهش ارزش داراییها”، واحد تجاری باید آزمـون کاهش ارزش دارایی نامشهود با عمر مفید نامعین را از طریق مقایسه مبلـغ بازیـافتنی بـا مبلـغ دفتری آن در مقاطع زیر انجام دهد:

  • به صورت سالانه، و
  • هنگامی که شواهدی در خصوص کاهش ارزش دارایی نامشهود وجود داشته باشد.

افشا

واحد تجاری باید موارد را به تفکیک دارایی های نامـشهود ایجـاد شـده در واحد تجاری و سایر دارایی های نامشهود در صورت های مالی افشا کند :

الف. معین یا نامعین بودن عمر مفید و در صورت معین بودن، عمر مفید یا نرخ هـای اسـتهلاک بکار رفته،

ب . روش استهلاک داراییهای نامشهود با عمر مفید معین،

ج . صورت تطبیق ناخالص مبلغ دفتری، استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشـته در ابتـدا و انتهای دوره که بر حسب مورد نشان دهنده موارد زیر باشد :

  • ـ اضافات ،
  • ـ زیان کاهشارزش شناسایی شده در صورت سود و زیان ،
  • ـ برگشت زیانهای کاهشارزش قبلی در صورت سود و زیان ،
  • ـ افزایش یا کاهش ناشی از تجدید ارزیابی مطـابق بنـد ۶۰ و زیانهـای کـاهش ارزش شناسایی شده یا برگشت شده به طـور مـستقیم در حقـوق صـاحبان سـهام طبـق استاندارد حسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهشارزش داراییها”،
  • ـ استهلاک دوره ،
  • ـ خالص تفاوتهای ارزی ناشی از تسعیر صورتهای مالی یک واحد مستقل خارجی ،
  • ـ سایر تغییرات در مبلغ دفتری طی دوره.

در مورد ردیف “ ج” ، ارائه ارقام مقایسهای الزامی نیست .

هرطبقه از دارایی های نامشهود شامل گروهـی از دارایی هـا بـا ماهیـت و کـاربرد مـشابه در عملیات واحد تجاری است.

نمونه این طبقات جداگانه به قرار زیر است:

  • الف. حق اختراع،
  • ب . حق تالیف و حق تکثیر،
  • ج . سرقفلی محل کسب (حق کسب، پیشه یا تجارت)،
  • د . علامت تجاری و نام تجاری،
  • ه . حق امتیاز و فرانشیز، و . نرم افزار رایانه ای،
  • ز . حق استفاده از خدمات عمومی،
  • ح . فرمول ها، مدل ها و طرح ها، و
  • ط . دارایی های نامشهود در جریان ایجاد.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۶ و بعـد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها

نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها

نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها
نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها

درحالی‌ که سرمایه گذاران سهام را با استفاده از روش‌های مختلف ، مثل جاری، مورد ارزیابی قرار می‌دهند باید حواسشان باشد که نسبتهای مالی را که می‌توانند سیگنال‌هایی از یک ورشکستگی قریب‌الوقوع باشند، نیز در نظر بگیرند.

نسبتهای مالی کلیدی هستند که می‌توانند این هشدارها را از قبل بدهند

تا شما زمانی داشته باشید که از شرسهام این شرکت ها رهاشوید.

نسبت جاری

دارایی های جاری را بر بدهی های جاری تقسیم می‌کند

یکی از اصلی‌ترین نسبتهای نقدینگی مورداستفاده برای ارزیابی امنیت مالی یک شرکت است.

این نسبت با اندازه‌ گیری کفایت منابع جاری شرکت برای پوشش همه تعهدات بدهی اش در ۱۲ ماه آینده، توانایی شرکت را در پرداخت تعهدات بدهی کوتاه‌مدتش ارزیابی می‌کند.

نسبت جاری بالاتر نشان می‌دهد که شرکت نقدینگی بیشتری دارد.

عموماً، نسبت جاری ۲ یا بیشتر مناسب است.

نسبتهای کمتر از یک، علامت هشدار هستند.

نسبت جریان نقدی عملیاتی به فروش

پول نقد و جریان پول نقد، کلید موفقیت و نجات هر کسب‌وکاری به شمار می‌رود.

جریان نقدی تقسیم بر درآمد حاصل از فروش، توانایی شرکت در تولید پول نقد از محل فروشش را نشان می‌دهد.

رابطه ایدئال بین جریان نقدی عملیاتی و فروش، یک افزایش موازی است.

اگر جریان نقدی با افزایش فروش افزایش نیابد جای نگرانی خواهد بود و ممکن است نشانه‌ای بر ناکارآمدی مدیریت هزینه ها یا حساب‌های دریافتنی باشد.

در مورد نسبت جریان نقدی عملیاتی به فروش، عموماً نسبت بالاتر بهتر است.

تحلیل گران ترجیح می‌دهند تا شاهد اعداد رو به رشد، یا حداقل ثابتی در طول زمان باشند.

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

نسبت بدهی به حقوق صاحب سهام اساساً یک نسبت اهرمی بوده.

یکی از نسبتهای مالی است که در ارزیابی سلامت مالی شرکت به شدت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این نسبت معیاری اساسی از توانایی شرکت در برآورده کردن تعهدات و ساختار مالی شرکت، بدون توجه به اینکه بیشتر سرمایه شرکت از طریق سهامداران یا با ایجاد بدهی تأمین می‌شود، به دست می‌دهد.

اگر این نسبت بالا بوده یا در حال افزایش باشد، نشان می‌دهد که شرکت کاملاً به تأمین مالی از طریق وام و بدهی به‌جای استفاده از سرمایه‌ای که سرمایه گذاران سهام فراهم می‌کند، وابسته است.

این نسبت همچنین ازاین‌جهت مهم است که یکی از معیارهای اصلی است که توسط وام دهندگان در نظر گرفته می‌شود.

اگر وام دهنده ها عقیده داشته باشند که نسبت بالاست، ممکن است مایل به وام دادن به شرکت نباشند.

یک نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام مطلوب حدود ۱ است، جایی که سهام تقریباً با بدهی ها برابری می‌کند.

گرچه نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است، قانون عمومی این است که نسبت بالای ۲، ناسالم در نظر گرفته می‌شود.

نسبت جریانات نقدی عملیاتی به بدهی

وجود جریانات نقدی عملیاتی برای هر کسب‌وکاری ضروری است.

هیچ شرکتی نمی‌تواند بدون پول نقد لازم برای پرداخت صورتحساب‌ها، بازپرداخت وام ها، اجاره‌بها، دادن حقوق و دستمزد و پرداخت مالیات ضروری به‌درستی به کار خود ادامه دهد.

نسبت جریانات نقدی عملیاتی به بدهی که از تقسیم جریانات نقدی بر بدهی کل به دست می‌آید، بعضی‌اوقات به‌عنوان تنها پیش گوی ناکامی مالی در نظر گرفته می‌شود.

این نسبت به‌صورت تئوریک نشان می‌دهد که اگر یک شرکت ۱۰۰% جریانات نقدی اش را به پرداخت بدهی هایش اختصاص دهد، چه مدت طول می‌کشد که بدهی ها به‌طور کامل تسویه شوند.

یک نسبت بالاتر نشانگر این است که شرکت ظرفیت پوشش بدهی خود را به شکل مطلوبی دارد.

بعضی از تحلیل گران از جریان نقدی آزاد به‌جای جریان نقدی عملیاتی در محاسبه‌های خود استفاده می‌نمایند، چون جریان نقدی عملیاتی هزینه های سرمایه‌ای را نیز در دل خود دارد.

یک نسبت بالاتر از ۱ عموماً سالم در نظر گرفته می‌شود،

امّا هر عددی کمتر از ۱ به معنی نشانه‌ای از ورشکستگی قریب‌الوقوع در طول چند سال آینده است،

مگر اینکه شرکت قدم‌هایی برای بهبود قابل‌ توجه وضعیت مالی خود بردارد.

یک معیار دیگری که اغلب برای پیش‌گویی ورشکستگی مورداستفاده قرار می‌گیرد، نمره (Z – score) است

که ترکیبی از چند نسبت مالی برای تولید یک نمره ترکیبی منفرد به‌حساب می‌آید.

https://t.me/Parstarazgroup

کارهای اساسی در انبارگردانی

کار های اساسی در انبارگردانی

کار های اساسی در انبارگردانی

  1. از جمله کار های اساسی در انبارگردانی تعیین هماهنگ کننده عملیات انبار گردانی که سرپرستی عملیات شمارش را برعهده خواهد داشت .
  2. تهیه مقدمات شروع عملیات شامل تهیه فرمهای شمارش ، تهیه وسایل و ابزار کارشمارش یا توزین ، برنامه ریزی جهت ساعت شروع و خاتمه روزانه .
  3. تعیین گروه های شمارش و آموزش لازم به اعضاء تیم شمارش.
  4. بازدید از کلیه انبارها و کنترل استقرار صحیح اجناس به نحو قابل شمارش و درج مشخصات کامل موجودیها ، تفکیک اقلام قابل شمارش اعم از سالم ، اسقاط ، موجودی های امانی .
  5. یادداشت شماره آخرین رسید و حواله انبار قبل از شروع عملیات انبارگردانی .
  6. نظارت سرپرست انبارگردانی در حین شمارش و کنترل صورت نهائی شمارش و پیگیری مغایرتها و تهیه گزارش نهائی.
  7. هماهنگی با نمایندگان حسابرسان مستقل شرکت .
  8. اعلام روزها و ساعات انبارگردانی به کلیه قسمت ها ، و حتی الامکان از ورود و خروج کالا جلوگیری شود مگربا نظارت هماهنگ کننده عملیات انبارگردانی .
  9. تنظیم برگه های شمارش در ۲ بخش ( شمارش اول ودوم ) و کنترل امار برگه های تسلیم شده ، باطله و کنترل باحسابهای دفاتر .
  10. در صورت مغایرت در شمارش اولیه ، شمارش دوم انجام گردیده و قابل اطمینان تلقی می گردد .
  11. در طول انبارگردانی ، جابجائی بین قسمتهای انبار مجاز نمی باشد مگر با نظارت هماهنگ کننده .
  12. امضاء کلیه برگه های شمارش توسط سرگروه شمارش ، و امضاء صورت های شمارش و صورتجلسات توسط هماهنگ کننده .
  13. در پایان تهیه صورتجلسه انجام عملیات با شرح خلاصه چگونگی اجرای عملیات با امضاء هماهنگ کننده و معاون مالی و تحویل یک نسخه به حسابرسان مستقل

نکات قابل توجه در نظارت حسابرس در انبارگردانی :

۱- حسابرس مسئول شمارش موجودیها نیست .

۲- برنامه شمارش باید قبل از شروع انبارگردانی توسط مدیریت تنظیم شود

شامل اطلاعاتی از جمله شروع وخاتمه ، انواع موجودیها ، موقعیت مکانی ، تعداد تیمهای شمارش ، اسامی و وظایف هریک از آنها ، تعداد دفعات شمارش و نحوه رفع مغایرت بین شمارش های مختلف با یکدیگر و با سوابق انبار باشد.

۳- برای حصول اطمینان از جهت اجرای برنامه شمارش لازم است

وقت حسابرس عمدتاً صرف نظارت بر نحوه اجرای برنامه انبارگردانی شود .

۴- برای اطمینان حسابرس تعدادی از اقلام موجود را برای نمونه در انبار شخصا شمارش کرده

سپس با شمارش شرکت مطابقت دهد .

۵- حسابرس در زمان انبارگردانی ( خاتمه سال مالی) باید کلیه اطلاعات مربوط به مقطع گیری زمانی را جمع آوری نماید .

https://t.me/Parstarazgroup