کنترل های حسابرسی

کنترل های حسابرسی

۱- کنترل امضاهای مجاز سند حسابداری

۲- کنترل صحت محاسبات

۳- کنترل با ایین نامه تفکیک هزینه های جاری از سرمایه ای

۴- کنترل با برگ در خواست خرید کالا/خدمات

۵- کنترل با صورتحساب فروشنده

۶- کنترل ممهور شدن مدارک به مهر <باطل شد>

۷- کنترل با برگ حواله انبار.رسیدو حواله مستقیم…

۸- کنترل با ایین نامه معاملات شرکت

۹- کنترل کسورات قانونی(بیمه و مالیات)از کارهای حق الزحمه

۱۰- کنترل ارتباط هزینه های سرمایه ای با فعالیت شرکت

۱۱- کنترل کفایت اسناد و مدارک مثبته

۱۲- کنترل ارتباط هزینه با دوره مالی

۱۳- کنترل اعتبار مدارک مثبته

۱۴- کنترل ثبت صحیح حساب و طرف حساب سند حسابداری

۱۵- کنترل هزینه های سرمایه ای دارای قرارداد با مفاد قرارداد و استخراج خلاصه قرارداد

۱۶- کنترل داراییهای در جریان تکمیل طبق پیش بینی و کار انجام شده از نظر ریالی و فیزیکی

۱۷- کنترل درصد پیشرفت فیزیکی داراییهای در جریان تکمیل با گزارشات دریافتی که به تایید قسمت فنی و مقامات مجاز رسیده باشد

۱۸- کنترل تعیین بدهیهای احتمالی از محل ایجاد داراییها(بیمه . مالیات . …….)

۱۹- کنترل احتساب هزینه های دستمزد ، سربار و مو اد مصرفی قیمت تمام شده داراییهای ساخته شده در شرکت

۲۰- کنترل داشتن دستورالعمل انتقال داراییهای در جریان تکمیل به داراییهای ثابت و تهیه صورت جلسه تکمیل و تحویل و تحول داراییهای در جریان تکمیل (با امضاء مسئولین فنی شرکت و تکمیل کننده(سازنده) که ساخت انها به اتمام رسیده و صدور سند حسابداری جهت انتقال به داراییمای ثابت

۲۱- کنترل مشخص نمودن تاریخ بهره برداری از داراییهای در جریان ساخت تکمیل شده جهت احتساب هزینه استهلاک

۲۲- کنترل تفکیک قیمت عرصه (زمین) و اعیان (ساختمان) از یکدیگر و ارایه ان در جدول یادداشت داراییهای ثابت طبق صورتهای مالی بصورت جداگانه

۲۳- کنترل داشتن لیست (دفتر) اموال

۲۴- کنترل داشتن کارت تعمیر داراییها(ماشین الات، ساختمان، وسایط نقلیه و ……….)

۲۵- کنترل احتساب ذخیره برای داراییهای مسروقه و مفقوده

۲۶- کنترل مشخص نمودن داراییهای بلا استفاده و احتساب هزینه استهلاک معادل ۳۰درصد نرخ استهلاک مقرر در ماده ۱۵۱ ق.م.م و پرس جو از مسئولین مبنی بر علت عدم استفاده از داراییهای راکد و تصمیم گیری در ارتباط با موضوع مربوطه

۲۷- کنترل پوشش بیمه ای داراییها:

قیمت تما م شده –ارزش دفتری –ارزش بیمه شده طبق بیمه نامه = اضافه(کسر)پوشش بیمه ای

۲۸- کنترل نرخ استهلاک مندرج در صورتهای مالی با نرخ های مورد استفاده در شرکت (کنترل بصورت نمونه ای)و مفاد ماده ۱۵۱ ق . م. م

۲۹- انجام کنترل اقلام نمونه انتخابی طبق چک لیست مربوطه

۳۰- مشاهده عینی اسناد مالکیت زمین، ساختمان و وسایط نقلیه و قرار دادن رونوشت انها در پرونده دایم و به روز اوری انها در هر دوره رسیدگی

۳۱- کنترل استخراج اقلام فروخته شده و بررسی صحت محاسبات صورت گرفته در ارتباط با انها:

قیمت تمام شده – ذخیره استهلاک – ارزش دفتری – قیمت فروش = سود (زیان)

۳۲- کنترل اضافات ذخیره استهلاک با هزینه استهلاک

۳۳- تهیه صورت خلاصه اضافات دارایهای ثابت و داراییهای در جریان تکمیل

۳۴- کنترل مشاهده عینی وسایل نقلیه و انجام کنترل های لازم طبق چک لیست مربوطه

۳۵- کنترل قیمت تمام شده و ذخیره استهلاک طبق دفاتر با قیمت تمام شده و ذخیره استهلاک طبق صورت ریز اموال(دفتر اموال) در پایان دوره

۳۶- دریافت و کنترل لیست داراییهای اسقاط شده طبق دفتر اموال و خارج نمودن قیمت تمام شده انها از دفاتر

۳۷- کنترل رعایت ایین نامه اجرایی ماده ۱۳۸ ق . م . م. در ارتباط با پروژه های طرح توسعه و افزایش ظرفیت

۳۸- کنترل استخراج سیستم خرید و ایجاد داراییهای در جریان تکمیل و قرار دادن ان در پرونده دایم

۳۹- استخراج تعهدات سرمایه ای به شرح زیر:

مبلغ قرارداد – هزینه های انجام شده قطعی سرمایه ای = تعهدات سرمایه ای

انواع کاربرگ های حسابرسی

انواع کاربرگ های حسابرسی

انواع کاربرگ های حسابرسی
انواع کاربرگ های حسابرسی

با توجه به مطالب متعددی که در کاربرگ ها درج می گردد ، انواع بی شماری کاربرگ حسابرسی وجود دارد .

از این رو ، طبقه بندی آن ها کار نسبتا مشکلی است .

با این حال ، کاربرگ های تهیه شده می توانند در گروه های زیر طبقه بندی شود :

۱٫ کاربرگ های عمومی :

کاربرگ های عمومی برای استفاده در برنامه ریزی و اداره امور حسابرسی ، طراحی می شوند .

کاربرگ های برنامه ریزی حسابرسی ، طرح های کلی و برنامه های حسابررسی ، نمود گرها و پرسش نامه کنترل های داخلی ، قرارداد حسابرسی ، بودجه زمانی و یادداشت نکات

نمونه هایی از کاربرگ های عمومی محسوب می شود.

۲٫ کاربرگ نهایی :

کاربرگ نهایی که کاربرگ تراز آزمایشی نیز نامیده می شود.

جدولی است حاوی مانده سال جاری و سال قبل حسلب های دفتر کل و ستون های اصلاحات پیشنهادی ، تعدیلات طبقه بندی و همچنین ، اقلام نهایی که در صورت های مالیمنعکس خواهد شد .

کاربرگ نهایی ،جدول اصلی کنترل و تلخیص تمام کاربرگ های پرونده است.

به عنوان ˝ستون فقرات˝ مجموعه کاربرگ های حسابرسی محسوب می شود.‎

۳٫ کاربرگ های اصلی :

کاربرگ اصلی مشابه کاربرگ نهایی بوده و نشان دهنده یکی از سرفصل های عمده صورت های مالی می باشد.

کاربرگ اصلی برای تلفیق هر گروه از حساب های مشابه دفتر کل بکار می رود و جمع هر یک ازر این کاربرگ ها ، یکجا به کاربرگ نهایی منتقل می شود .

برای مثال کاربرگ اصلی وجوه نقد شامل مانده حسابهای بانکی ، صندوق ، تنخواه گردانها و غیره است.‎

۴٫ کاربرگ اصلاحات پیشنهادی و تعدیلات طبقه بندی:

کاربرگ اصلاحات پیشنهادی ، پیشنویس ثبت های روزنامه ای که حسابرسان برای تصحیح اشتباهات یا تخلف های با اهمیت کشف شده در صورت های مالی و مدارک حسابداری صاحبکار تهیه می کنند.

کاربرگ تعدیلات طبقه بندی شامل اقلامی است که ثبت آنها در دفاتر صحیح است،

اما برای ارائه مطلوب صورت های مالی باید تجدید طبقه بندی شوند .

برای مثال،مانده بستانکار با اهمیت حساب های دریافتی بایدتحت عنوان یک بدهی،تجدید طبقه بندی و در ترازنامه منعکس شود.

تعدیلات طبقه بندی تنها بر نحوه ارائه صورت های مالی تاثیر دارد؛

تعدیلات مزبور دردفاتر صاحبکار ثبت نمی شود و تنها درکاربرگ های حسابرسی منعکس می گردد.‎

۵٫ کاربرگ های تفصیلی

کاربرگ تفصیلی که کاربرگ فرعی نیز نامیده می شود ،

کاربرگی است که اجزای اصلی یا ریز مانده یک حساب دارایی یا بدهی ، مانند صورت ریز مبالغ دریافتی از مشتریان که جمع آن مانده حساب های دریافتنی می باشد ، را نشان می دهد.

۶٫ کاربرگ تجزیه و تحلیل :

کاربرگ تجزیه و تحلیل خلاصهای از تغییرات طی دوره یک حساب دفتر کل را نشان می دهد.

بدهی های بلند مدت ،‌ حقوق صاحبان سرمایه و ذخیره مطالبات مشکوک الوصول که طی سال معاملات زیادی در آنها ثبت نشده است ، استفاده می شود.‎

۷٫ کاربرگ صورت مغایرت :

حسابرسان معمولا به منظور اثبات مبالغ ثبت شده در حساب ها ، مبالغ مذبور را با اطلاعات و مدارک بدست آمده از سایر منابع مقایسه و تطبیق می دهند .

در اینگونه موارد ،حسابرسان کاربرگی به نام صورت مغایرت تهیه می کنند ،مانند کاربرگ تطبیق مانده حساب های دریافتنی با تاییدیه های دریافتنی از مشتریان.

از این کاربرگ بیشتر دررسیدگی به حسابهای دریافتنی ،حساب های پرداختی ،موجودی نقدوبانک و موجودی موادوکالا استفاده می شود.‎

۸٫ کاربرگ های محاسباتی :

حسابرسان معمولا برای تایید و اثبات صحت و درستی برخی از حساب های خاص و برخی از مبالغ ، محاسبات مستقلی را در یک کاربرگ انجام می دهند.

نتایج حاصل از آن را با مبالغ منعکس و در مدارک حسابداری صاحبکار مقایسه می کنند .

از این کاربرگ که اصطلاحا کاربرگ محاسباتی نامیده می شود ،

برای اثبات اقلامی مانند هزینه استهلاک ، هزینه سود تضمین شده وام ها ، مالیات حقوق ، مالیات بر درامد ، حق بیمه سهم کارفرما ، ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان ، سود هر سهم نظایر آنها استفاده می شود.‎

۹٫ مدارک مؤید :

حسابرسان علاوه بر رسیدگی به مدارک حسابداری صاحبکار و بررسی سیستمهای حسابداری و کنترل های داخلی آن،

مدارک تشریحی دیگری را نیزبرای اثبات صحت مطالب منعکس در صورت های مالی و توجیح گزارش خود گردآوری می کنند،

به اینگونه مدارک اصطلاحا مدارک موید گفته می شود .

نسخه ای از صورت جلسات مجامع عمومی و هیئت مدیره ، اساس نامه و مدارک ثبت شرکت ، آیین نامه ها و دستورالعمل ها ، قراردادهای خرید و فروش ، قراردادهای وام ، قرارداد انتشار اوراق مشارکت ، تاییدیه های دریافتی از بانک ، تاییدیه وکیل حقوقی شرکت ، تاییدیه مدیران و نظایر آنها ، نمونه هایی از مدارک موید می باشد

https://t.me/Parstarazgroup

صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره ۱۸)

صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره ۱۸)

صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره 18)
صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره ۱۸)

هدف

الزام واحدهای تجاری اصلی به تهیه صورتهای مالی تلفیقی

به منظور ارائه اطلاعات مالی درباره فعالیتهای اقتصادی گروه واحدهای تجاری است

به گونه ای کـه منابع تحت کنترل گروه، تعهدات گروه و نتایج کسب شده از طریق بکارگیری منابع گـروه را به عنوان یک شخصیت اقتصادی واحد نشان دهد.

ایـن اسـتاندارد بـا فـرض ایـن کـه واحدهای تجاری عضو گروه، شرکت سهامی هستند تنظـیم شـده اسـت

امـا الزامـات آن در مورد سایر انواع واحدهای تجاری نیز کاربرد دارد.

دامنه کاربرد

باید در تهیه و ارائه صورتهای مالی تلفیقی گروه و همچنـین حـسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی بکار رود.

این استاندارد، حسابداری ترکیب های تجاری و آثار آن بر تلفیق، شامل سرقفلی ناشی از ترکیب را دربر نمیگیرد.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخصزیر بکار رفته است :

• تلفیق : فرایند تعدیل و ترکیب اطلاعات صورتهای مالی جداگانه یـک واحـد تجـاری اصـلی و صورتهای مالی واحدهای تجاری فرعی آن

به منظور تهیه صورتهای مـالی تلفیقـی اسـت کـه اطلاعات مالی گروه را به عنوان شخصیت اقتصادی واحد ارائه میکند.

• سهم اقلیت : آن بخش از سود یا زیان و خالص داراییهای یک واحد تجاری فرعـی،

بـا درنظـر گرفتن تعدیلات تلفیقی، که قابل انتساب به سهامی است که به طور مستقیم یـا غیرمـستقیم از طریق واحدهای تجاری فرعی دیگر، به واحد تجاری اصلی تعلق ندارد.

• صورتهای مالی تلفیقی : صورتهای مالی یک گروه است که آن گروه به عنوان یـک شخـصیت اقتصادی واحد محسوب میشود.

• صورتهای مالی جداگانه : صورتهای مالی که توسط واحد تجاری اصلی ارائه مـیشـود

در آن سرمایه گذاریها براساس منافع مالکانه مستقیم و نه برمبنای نتایج عملیات وخالص داراییهـای واحد سرمایه پذیر به حساب گرفته میشود.

• کنترل : توانایی راهبری سیاستهای مالی و عملیاتی یک واحد تجاری به منظور کسب منـافع از فعالیتهای آن .

• گروه : واحد تجاری اصلی و کلیه واحدهای تجاری فرعی آن.

• واحد تجاری اصلی : یک واحد تجاری که دارای یک یا چند واحد تجاری فرعی است.

• واحد تجاری فرعی : یک واحد تجاری که تحت کنترل واحـد تجـاری دیگـری ( واحـد تجـاری اصلی) است.

ارائه صورتهای مالی تلفیق

یک واحد تجاری اصلی تنها در صورت وجود تمام شرایط زیـر، ملـزم بـه ارائـه صـورتهای مـالی تلفیقی نیست :

الف . واحد مزبور، خود واحد تجاری فرعی و تماماً متعلق به واحد تجاری اصـلی دیگـر باشـد

یـا واحد تجاری فرعی یک واحد دیگر با مالکیت کمتر از ۱۰۰ درصـد سـهام باشـد

امـا سـایرصاحبان سهام،علیرغم آگاهی ازقصد واحد تجاری اصلی برای عدم ارائه صـورتهای مـالی تلفیقی، مخالفت خود را اعلام نکرده باشند.

ب . سهام یا سایر اوراق بهادار آن واحد در بورس اوراق بهادار یا سایر بازارهای در دسـترس عموم، معامله نشود.

ج .واحد مزبور برای عرضه هرگونه اوراق بهادار به عموم،صورتهای مالی خـود را بـه هیئـت پذیرش بورس اوراق بهادار یا سایر مراجع قانونی تحویل نداده یـا درجریـان تحویـل آن نباشد.

د .واحد تجاری اصلی نهایی یا میانی آن واحد،صورتهای مالی تلفیقـی را براساس استانداردهای حسابداری تهیه کند

مبلغ دفتری سرمایه گذاری

مبلغ دفتری سرمایه گذاری واحد تجاری اصلی در هر یک از واحدهای تجاری فرعی و سهم واحـد تجاری اصلی از حقوق صاحبان سرمایه هر یک از آنها حذف میشود

افشا

موارد زیر باید در صورتهای مالی تلفیقی افشا شود:

الف . فهرستی از واحدهای تجاری فرعی عمده شامل:

نام ، محل ثبت یا اقامتگـاه قـانونی واحـد تجاری فرعی ، نسبت حقوق مالکیت یا میزان سهام با حـق رأی (چنانچـه متفـاوت باشـد) در واحد تجاری فرعی،

ب . اطلاعات زیر چنانچه مورد داشته باشد :

  • ۱ . دلایل عدم تلفیق یک واحد تجاری فرعی،
  • ۲ . نوع و ماهیت رابطه بین واحد تجاری اصلی و آن گروه از واحدهای تجاری فرعی کـه بیش از نصف سهام با حق رأی آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در مالکیت واحـد تجاری اصلی نیست،
  • ۳ . دلیل نداشتن کنترل بر آن گروه از واحدهای سرمایه پذیر که بیش از نصف سهام با حق رأی آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم در مالکیت واحد تجاری اصلی است،

ج . ماهیت و میزان هرگونه محدودیت عمده در توان واحدهای تجاری فرعی برای انتقال منابع به واحـد تجـاری اصـلی در قالب سود سهام نقدی یا بازپرداخت وامها یا پیش پرداختها، و

د . نام ، تاریخ ترازنامه و دوره مالی واحد تجاری فرعی در مواردی که تاریخ گزارشگری آن با تاریخ گزارشگری واحد تجاری اصلی متفاوت است

و دلایل استفاده از صـورتهای مـالی بـا تاریخ متفاوت.

در صورتهای مالی جداگانـه، بایـد روش حـسابداری بکـار رفتـه در مـورد سـرمایه گـذاری در واحدهای تجاری فرعی افشا شود .

درمواردی که واحد تجاری اصلی از تهیه صورتهای مالی تلفیقـی مـستثنی اسـت، صورتهای مالی جداگانه تهیه میکند.

اطلاعات زیر باید در آن افشا شود:

الف. تصریح اینکه صورتهای مالی، صورتهای مالی جداگانه است.

ب . تصریح اینکه از معافیت تلفیق استفاده شده است.

ج . نام و اقامتگاه قانونی واحد تجاری نهایی یا میانی که صورتهای مالی تلفیقی آن برای عمـوم براساس استانداردهای حسابداری تهیه و منتشر شده است،

د . فهرست سرمایه گذاریهای عمده در واحدهای تجاری فرعی، شامل نـام، محـل ثبـت یـا اقامتگاه قانونی آنها، درصد مالکیت و درصد حق رأی درصورت متفاوت بودن، و

ه . روش حسابداری مورد استفاده برای سرمایه گذاریهای فهرست شده .

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا از تـاریخ ۱/۱/۱۳۸۵ و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست .

https://t.me/Parstarazgroup

روشهاى متداول حسابداری قراردادهاى بلندمدت پیمانکاری

روشهاى متداول حسابداری قراردادهاى بلندمدت پیمانکاری

روش درصد پیشرفت کار:

در روش درصد پیشرفت کار، درآمد و سود ناخالص پیمان به تناسب پیشرفت عملیات یعنی درصد پیشرفت کار شناسایی میشود.
در این روش، شناسایی سود ناخالص پیمان در هر دوره مالی، براساس:

پیشبینی کل مخارج و پیش بینی صورت وضعیت هایی که در طول دوره اجرای طرح تایید خواهد شد انجام میگیرد.

برای حسابداری قراردادهای بلندمدت پیمانکاری طبق روش درصد پیشرفت کار، مخارج و صورت وضعیت های تاییدشده در طول اجرای طرح به ترتیب در حساب پیمان درجریان ساخت وحساب کار گواهی شده (یا صورت وضعیت های پیشرفت کارها) ثبت میشود.

حساب پیمان در جریان ساخت مشابه حساب کار در جریان ساخت در روش هزینه یابی سفارش کار است

با این تفاوت که سودناخالص پیمان در هردوره مالی نیز به مخارج اجرای طرح اضافه میشود.

بنابراین،مانده این حساب در پایان دوره مالی به ارزش خالص بازیافتنی (بهای تمام شده بعلاوه سودناخالص) گزارش میگردد.

حساب کار گواهی شده مشابه حساب درآمد تحقق نیافته است که مانده بستانکار دارد.

در تاریخ تهیه صورتهای مالی، مانده حساب پیمان در جریان ساخت وحساب کار گواهی شده هر قرارداد جداگانه از یکدیگر کسر ونتیجه جزو دارایی جاری یا بدهی جاری در ترازنامه گزارش میشود.

منطق بکارگیری روش درصد پیشرفت کار این است که کارفرما و پیمانکار طبق قرارداد، تعهدات الزام آوری راپذیرفته اند.

پیمانکار مسئولیت کامل اجرای عملیات موضوع پیمان را پذیرفته است

کارفرما متعهد است که در آخرهرماه صورت وضعیت کلیه کارهایی راکه انجام یافته است براساس نرخهای مورد توافق به پیمانکار پرداخت کند.

درنتیجه در جریان پیشرفت کار >فروش< بتدریج واقع میشود،بنابراین درآمد و هزینه نیز باید به همین نحو شناسایی شود.

مزیت اصلی روش درصد پیشرفت کار

این است که درآمد به تناسب پیشرفت عملیات شناسایی و با هزینه های واقع شده برای رسیدن به همان مرحله مقابله میشود

یعنی تطابق هزینه و درآمد هر دوره به نحوی صحیح انجام میگیرد.

امادر مقابل خطر اشتباه در برآورد را به همراه دارد.

بدین جهت تا زمانی که نسبت به سودآوری کل پیمان اطمینانی نباشد منظور داشتن سود در صورتهای مالی مورد نخواهد داشت و کاربرد روش درصد پیشرفت کار نادرست است.

روش کار تکمیل شده :

در روش کار تکمیل شده درآمد و سود ناخالص پیمان هنگامی شناسایی میشود که کل پیمان یا بخش عمده ای از آن تکمیل و صرفآً کارهای جزیی باقیمانده باشد.

برای حسابداری قراردادهای بلندمدت پیمانکا:

طبق روش کار تکمیل شده، مخارج و صورت وضعیت های تاییدشده در طول اجرای طرح مشابه روش درصد پیشرفت کار، به ترتیب در حساب پیمان در جریان ساخت و حساب کار گواهی شده ثبت میشود

شناسایی سود تا زمانی آکه پیمان تکمیل نشده است به تعویق میافتد.

مزیت اصلی روش کار تکمیل شده

این است که سودپیمان زمانی تعیین میشود که کار خاتمه یافته یا به مراحل نهایی تکمیل رسیده است. دراین روش خطر شناسایی سودهایی که ممکن است کسب نشود به حداقل میرسد.

دراین روش خطر شناسایی سودهایی که ممکن است کسب نشود به حداقل میرسد.

اشکال اساسی روش کارتکمیل شده

درآمدی که در هر دوره مالی گزارش میشود میزان کار انجام شده طی آندوره را برروی پیمانها منعکس نمیکند.

یعنی اگر چند پیمان بزرگ همگی دریک دوره مالی تکمیل شود و دردوره های قبل پیمانی به اتمام نرسیده باشد.

یا در دوره های بعد پیمانی تکمیل نشود با وجود ثبات نسبی فعالیتهای انجام شده میزان سودی که گزارش میشود و سودی که به سهامداران تعلق میگیرد نادرست خواهد بود.

اگر سود چندین ساله پیمان در یک سال به حساب منظور شود شرکت پیمانکاری مشمول ضریب مالیاتی بالاتری خواهد بود.

https://t.me/Parstarazgroup

دارایی های نامشهود(استاندارد حسابداری شماره ۱۷)

دارایی های نامشهود(استاندارد حسابداری شماره ۱۷)

هدف

هدف این استاندارد، تجویز نحوه حسابداری داراییهای نامشهود است.

موضـوعات اصـلی در حسابداری دارایی های نامشهود عبارت از معیارها و زمان شناخت دارایـی، تعیـین مبلـغ دفتری و موارد افشاست.

دامنه کاربرد

الزامات این استاندارد باید در مورد حسابداری تمام دارایی های نامشهود بکار گرفته شـود

مگـر اینکه به موجب استانداردی دیگر، نحوه حسابداری متفاوتی، الزامی شده باشد.

این استاندارد ازجمله در موارد زیر کاربرد ندارد:

الف. سرقفلی ناشی از ترکیب تجاری (بـه اسـتاندارد حـسابداری شـماره ۱۹ بـا عنـوان ترکیبهای تجاری مراجعه شود).

ب . حق امتیاز معادن و مخارج اکتشاف، توسعه و استخراج معادن، نفت، گـاز طبیعـی و منابع مشابهی که احیاشونده نیست.

ج . اجاره ها (به استاندارد حسابداری شماره ۲۱ با عنوان حسابداری اجارهها مراجعه شود).

د . دارایی های نامشهودی که در روال عادی عملیات واحـد تجـاری بـه قـصد فـروش نگهداری میشود

ه . مخارج قبل از بهره برداری

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است :

• ارزش اقتصادی : خالص ارزش فعلی جریانهای نقدی آتـی ناشـی از کـاربرد مـستمر دارایـی از جمله جریانهای نقدی ناشی از واگذاری نهایی آن

• ارزش باقیمانده : مبلغ برآوردی که واحد تجاری در حال حاضر میتواند از واگـذاری دارایـی پس از کسر مخارج برآوردی واگذاری بدست آورد با ایـن فـرض کـه دارایـی در وضـعیت متصور در پایان عمر مفید باشد.

• ارزش منصفانه : مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشندهای مطلع و مایل مـیتواننـد در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلـغ مزبـور بـا یکـدیگر مبادلـه کنند.

• استهلاک : تخصیص سیستماتیک مبلغ استهلاک پذیر یک دارایی طی عمر مفید آن.

• بهای تمام شده : مبلغ وجه نقد یا معادل نقد پرداختی یا ارزش منصفانه سایر مابه ازاهایی کـه جهت تحصیل یک دارایی در زمان تحصیل یا ایجاد آن، واگذار شده است.

یـا حـسب مـورد، مبلغی که در زمان شناخت اولیه براساس الزامات خـاص سـایر اسـتانداردهای حـسابداری، به آن دارایی تخصیص یافته است

• تحقیق : پژوهشی نو و برنامه ریزی شده است که با هدف کسب دانش علمی یا فنـی جدیـد انجام میشود.

• خالص ارزش فروش: مبلغ وجه نقد یا معادل نقد که از طریق فروش دارایی در شرایط عادی و پس از کسر کلیه هزینه های مرتبط با فروش حاصل میشود.

• دارایی : حقوق نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راه های دستیابی مشروع به آن منافع کـه درنتیجه معاملات یا سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحد تجاری درآمده است.

• دارایی نامشهود : یک دارایی قابل تشخیص غیرپولی و فاقد ماهیتعینی.

• دارایی های پولی :وجه نقدو دارایی هایی که قراراست به مبلغ ثابت یا قابل تعیینی ازوجـه نقـد دریافت شود.

• زیان کاهش ارزش : مازاد مبلغ دفتری یک دارایی نسبت به مبلغ بازیافتنی آن.

• عمر مفید : عبارت است از :

  • مدت زمانیکه انتظار میرود یک دارایی، مورد استفاده واحد تجاری قرار گیرد،
  • تعداد تولید یا سایر واحدهای مقداری مشابه که انتظار میرود در فرایند اسـتفاده از دارایی توسط واحد تجاری تحصیل شود.

•مبلغ استهلاک پذیر:بهای تمام شده دارایی یـاسـایر مبـالغ جـایگزین بهـای تمـام شـده در صورتهای مالی ،به کسرارزش باقیمانده آن.

•مبلغ دفتری:مبلغی که دارایی پس ازکسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته مربـوط،به آن مبلغ درترازنامه منعکس میشود.

• مبلغ بازیافتنی : خالص ارزش فروش یا ارزش اقتصادی یک دارایی، هرکدام که بیشتر است.

شناخت و اندازه گیری اولیه دارایی نامشهود

یک قلم هنگامی به عنوان دارایی نامشهود شناسایی میشود که :

  • با تعریف دارایی های نامشهود مطابقت داشته باشد.
  • معیارهای شناخت احراز شده باشد.

یک قلم دارایی نامشهود باید تنها زمانی شناسایی شود که :

  • جریان منافع اقتصادی آتی دارایی به درون واحد تجاری محتمل باشد، و
  • بهای تمام شده دارایی به گونه ای اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشد.

جریان منافع اقتصادی آتی مرتبط با دارایی نامشهود به درون واحد تجاری تنها هنگـامی محتمـل است که واحد تجاری بتواند با دلایل کافی نشان دهد:

  • دستیابی به خالص جریان ورودی منـافع اقتـصادی آتـی دارایـی بـه درون واحـد تجـاری امکان پذیر است،
  • توانایی و قصد استفاده از دارایی نامشهود را دارد، و
  • به منابع فنی و مالی کافی برای کسب منافع اقتصادی آتی دارایی دسترسی دارد.

موارد زیر نمونه هایی از مخارجی است که در بهای تمام شده دارایی نامشهود منظور نمیشود:

  • مخارج معرفی یک محصول یا خدمت جدید مانند مخارج تبلیغات،
  • مخارج انجام فعالیت تجاری در یک محل جدید یا با یک گروه جدیـد از مـشتریان مانند مخارج آموزش کارکنان،
  • مخارج اداری، عمومی و فروش.

به منظور ارزیابی اینکه یک دارایی نامشهود ایجاد شده داخلـی حـائز معیارهـای شـناخت است، واحد تجاری ایجاد دارایی را در دو گروه زیر طبقه بندی میکند:

  • مرحله تحقیق
  • مرحله توسعه

مرحله تحقیق

مخارج تحقیق یا مخارجی که در مرحله تحقیقاتی یک پروژه داخلی واقع میشـود نبایـد به عنوان دارایی نامشهود شناسایی شود.

این مخارج در هنگـام وقـوع بایـد بـه عنـوان هزینه شناسایی گردد.

واحد تجاری، در مرحله تحقیق یک پروژه داخلی، نمیتواند وجود دارایـی نامـشهودی را که منافع اقتصادی آتی ایجاد خواهد کرد، اثبات کند.

بنابراین، این مخارج در هنگام وقوع به عنوان هزینه شناسایی میشود.

نمونه هایی از فعالیتهای تحقیق به شرح زیر است:

  • فعالیت هایی با هدف دستیابی به دانش جدید،
  • جستجو برای ارزیابی و انتخاب نهایی موارد کاربرد یافته های تحقیق یا سایر دانش ها،
  • جستجوی جایگزین هایی برای مواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستم ها یا خدمات، و
  • فرمولـه کردن، طراحی، ارزیابی و انتخاب نهایی جایگزین های ممکـن بـرای مـواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهبود یافته.

مرحله توسعه

مخارج توسعه یا مخارجی که در مرحله توسعه یک پروژه داخلی واقع می گردد تنهـا درصـورت اثبات تمام شرایط زیر به عنوان دارایی نامشهود شناسایی میشود:

  • امکان پذیری تکمیل دارایی نامشهود از نظر فنی، به گونه ای که بـرای اسـتفاده یـا فـروش آماده شود.
  • قصد واحد تجاری برای تکمیل دارایی نامشهود و استفاده یا فروش آن.
  • توانایی واحد تجاری برای استفاده یا فروش دارایی نامشهود.
  • ایجاد منافع اقتصادی آتی توسط دارایی نامشهود. ازجمله، واحد تجاری بتواند وجود بازار برای دارایی نامشهود یا محصول آن و سودمندی آن در صورت استفاده داخلی را اثبات کند.
  • دسترسی به منابع کافی فنی، مالی و سایر منابع برای تکمیل، توسعه و استفاده یـا فـروش دارایی نامشهود.
  • توانایی واحد تجاری برای اندازه گیری مخارج قابل انتساب به دارایی نامشهود بـه گونـه ای اتکاپذیر طی دوره توسعه.

نمونه هایی از فعالیت های توسعه به شرح زیر است:

  • طراحی، ساخت و آزمایش نمونه ها و مدل ها قبل از مرحله تولید یا استفاده،
  • طراحی تجهیزات، الگوها و قالبها براساس فناوری جدید،
  • طراحی، ساخت و بهره برداری از تجهیزات نمونه سازی در حدی که از نظر اقتـصادی، تولید تجاری تلقی نشود،
  • طراحی، ساخت و آزمایش جایگزین انتخابی برای مواد خام، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهسازی شده.

اندازه گیری دارایی نامشهود پس از شناخت اولیه

واحد تجاری باید یکی از دو روش “ بهای تمام شده” یا “ تجدید ارزیابی” را به عنوان رویه حسابداری خود انتخاب کند و آن را در مورد تمام اقلام یک طبقه دارایی نامشهود بکار گیرد.

روش بهای تمام شده

دارایی نامشهود پس از شناخت اولیه باید به بهای تمام شده پـس از کـسر اسـتهلاک انباشـته و هرگونه کاهش ارزش انباشته منعکس شود.

روش تجدید ارزیابی

پس از شناخت اولیه دارایی نامـشهود، چنانچـه ارزش منـصفانه بـه گونـه ای اتکاپـذیر قابـل اندازه گیری باشد باید آن را به مبلغ تجدید ارزیابی پس از کسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته بعدی، ارائه کرد.

تجدیـد ارزیـابی بایـد به طور منظم انجام شود تا اطمینان حاصل گردد مبلـغ دفتـری، تفـاوت بـا اهمیتـی بـا ارزش منصفانه در تاریخ ترازنامه ندارد.

عمر مفید

واحد تجاری باید معین یا نامعین بودن عمـر مفیـد یـک دارایـی نامـشهود را ارزیـابی کنـد و درصورت معین بودن، مدت آن، یا تعداد تولید یا سایر معیارهای مشخص کننده عمر مفیـد را تعیین نماید.

واحد تجاری در صورتی باید عمر مفید دارایی نامشهود را نامعین تلقی کنـد کـه برمبنای تحلیل کلیه عوامل مربوط، نتواند برای دورهای که انتظار میرود دارایی، جریان نقدی ورودی ایجاد نماید، محدودهای پیشبینی کند.

برای تعیین عمر مفید دارایی نامشهود، عوامل متعددی نظیر موارد زیر بررسی میشود :

  • استفاده مورد انتظار واحد تجاری از دارایی،
  • چرخه عمر محصول مرتبط بـا دارایـی و اطلاعـات عمـومی درخـصوص بـرآورد عمر مفید انواع داراییهای مشابه و با کاربرد مشابه،
  • نابابی دارایی بر اثر مسائل فنی، تغییرات فناوری، مسائل تجاری یا سایر دلایل،
  • سطح مخارج نگهداری لازم به منظور کسب منافع اقتـصادی آتـی مـورد انتظـار از دارایی با توجه به توان و قصد واحد تجاری برای رسیدن به سطح مزبور،
  • ثبات صنعتی که دارایی در آن مورد استفاده قرار میگیرد یا تغییر در تقاضای بـازار برای محصولات و خدمات تولید شده به وسیله دارایی،
  • اقدامات مورد انتظار رقبای فعلی و بالقوه، مراجع دولتی و دیگران،
  • دوره کنترل بر دارایی و محدودیت های قانونی یا موارد مشابه آن درخصوص اسـتفاده از دارایی مانند وجود تاریخ انقضای قرارداد اجاره،
  • قابلیت تمدید حقوق ناشی از دارایی نامشهود مورد نظر، و
  • میزان وابستگی عمر مفید دارایی به عمر مفید سایر داراییهای واحد تجاری.

دارایی های نامشهود با عمر مفید نامعین

دارایی نامشهود با عمر مفید نامعین نباید مستهلک شود.

طبق استاندارد حسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهش ارزش داراییها”، واحد تجاری باید آزمـون کاهش ارزش دارایی نامشهود با عمر مفید نامعین را از طریق مقایسه مبلـغ بازیـافتنی بـا مبلـغ دفتری آن در مقاطع زیر انجام دهد:

  • به صورت سالانه، و
  • هنگامی که شواهدی در خصوص کاهش ارزش دارایی نامشهود وجود داشته باشد.

افشا

واحد تجاری باید موارد را به تفکیک دارایی های نامـشهود ایجـاد شـده در واحد تجاری و سایر دارایی های نامشهود در صورت های مالی افشا کند :

الف. معین یا نامعین بودن عمر مفید و در صورت معین بودن، عمر مفید یا نرخ هـای اسـتهلاک بکار رفته،

ب . روش استهلاک داراییهای نامشهود با عمر مفید معین،

ج . صورت تطبیق ناخالص مبلغ دفتری، استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشـته در ابتـدا و انتهای دوره که بر حسب مورد نشان دهنده موارد زیر باشد :

  • ـ اضافات ،
  • ـ زیان کاهشارزش شناسایی شده در صورت سود و زیان ،
  • ـ برگشت زیانهای کاهشارزش قبلی در صورت سود و زیان ،
  • ـ افزایش یا کاهش ناشی از تجدید ارزیابی مطـابق بنـد ۶۰ و زیانهـای کـاهش ارزش شناسایی شده یا برگشت شده به طـور مـستقیم در حقـوق صـاحبان سـهام طبـق استاندارد حسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهشارزش داراییها”،
  • ـ استهلاک دوره ،
  • ـ خالص تفاوتهای ارزی ناشی از تسعیر صورتهای مالی یک واحد مستقل خارجی ،
  • ـ سایر تغییرات در مبلغ دفتری طی دوره.

در مورد ردیف “ ج” ، ارائه ارقام مقایسهای الزامی نیست .

هرطبقه از دارایی های نامشهود شامل گروهـی از دارایی هـا بـا ماهیـت و کـاربرد مـشابه در عملیات واحد تجاری است.

نمونه این طبقات جداگانه به قرار زیر است:

  • الف. حق اختراع،
  • ب . حق تالیف و حق تکثیر،
  • ج . سرقفلی محل کسب (حق کسب، پیشه یا تجارت)،
  • د . علامت تجاری و نام تجاری،
  • ه . حق امتیاز و فرانشیز، و . نرم افزار رایانه ای،
  • ز . حق استفاده از خدمات عمومی،
  • ح . فرمول ها، مدل ها و طرح ها، و
  • ط . دارایی های نامشهود در جریان ایجاد.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۶ و بعـد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره ۱۶)

آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره ۱۶)

آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره 16)
آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره ۱۶)

هدف

یک واحد تجاری ممکن است معاملاتی به ارز انجام دهد یا دارای عملیات خارجی باشـد.

علاوه بر این، یک واحد تجاری ممکن است صورتهای مالی خـود را بـه ارز ارائـه کنـد.

هدف این اسـتاندارد، تجـویز چگـونگی انعکـاس معـاملات ارزی و عملیـات خـارجی در صورتهای مالی یک واحد تجاری و همچنین نحوه تسعیر صورتهای مالی به واحد پـول گزارشگری است.

موضوعات اصلی استاندارد این است که از چه نرخی برای تـسعیر اسـتفاده شـود و آثـار تغییر در نرخ ارز، چگونه در صورتهای مالی گزارش شود.

دامنه کاربرد

الزامات این استاندارد باید در موارد زیر بکار گرفته شود:

  • حسابداری معاملات و مانده حسابهای ارزی،
  • تسعیر نتایج عملکرد و وضعیت مالی عملیات خارجی که از طریق تلفیق، روش ارزش ویژه ناخالصیا روش ارزش ویژه در صورتهای مالی واحد تجاری منظور میشود، و
  • تسعیر نتایج عملکرد و وضعیت مالی واحد تجاری به واحد پول گزارشگری.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

ارز: عبارت است از هر واحد پولی، به غیر از واحد پول عملیاتی واحد تجاری.

ارزش منصفانه: مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشندهای مطلع و مایـل مـیتواننـد در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور با یکدیگر مبادله یا یک بدهی را تسویه نمایند.

اقلام پولی:وجه نقد و داراییها و بدهیهایی که به مبلغ ثابـت یـا قابـل تعیینی از وجه نقد دریافت یا پرداخت شود

تسعیر: فرآیندی کـه از طریـق آن، اطلاعـات مـالی مبتنـی بـر ارز، برحـسب واحـد پـول گزارشگری بیان شود.

واژه تسعیر، گزارش معاملات منفرد ارزی بر حسب واحد پول گزارشگری و همچنین برگردان یک مجموعه کامل صورتهای مالی تهیه شده بـر حـسب ارز بـه واحـد پـول گزارشگری را در برمیگیرد

تفاوت تسعیر: تفاوت ناشی از تسعیر میزان معینی از یک واحد پول به واحـد پـول دیگر با نرخ های متفاوت.

خالص سرمایه گذاری در یک عملیات خارجی:سـهم واحـد تجـاری گزارشـگر در خالص دارایی های عملیات خارجی.

عملیات خارجی: عبارت است از یک واحد تجاری فرعی، واحد تجاری وابسته، مشارکت خاص یا شعبه واحد تجاری گزارشگر که فعالیت های آن در خارج از کشور محل فعالیت واحـد تجـاری گزارشـگر یـا برحسب واحد پولی غیر از واحد پول واحد تجاری گزارشگر انجام میشود.

گروه:عبارت است از واحد تجاری اصلی و کلیه واحدهای تجاری فرعی آن.

واحد پول عملیاتی:عبارت است از واحد پول محـیط اقتـصادی اصـلی کـه واحـد تجـاری در آن فعالیت میکند.

واحد پول گزارشگری:عبارت است از واحد پول مورد استفاده در ارائه صورتهای مالی.

تشریح تعاریف

واحد پول عملیاتی

محیط اقتصادی اصلی محل فعالیت واحد تجاری، به طور معمول محیطی است کـه بخـش عمده وجه نقد واحد تجاری در آن ایجاد و مصرف مـیشـود.

بـرای تعیـین واحـد پـول عملیاتی، واحد تجاری عوامل زیر را مد نظر قرار میدهد:

  • واحد پولی که قیمت فروش کالاها و خدمات عمدتاً با آن تعیین و تسویه میشود و رقابت و مقررات موجود در محل فعالیت، قیمت فروش کـالا و خـدمات را تعیـین میکند.
  • واحد پولی که بخش عمده مواد، دستمزد، و سایر مخارج تأمین کالاهـا و خـدمات با آن تعیین و تسویه میشود.

همچنین عوامل زیر میتواند شواهدی برای تعیین واحد پول عملیاتی واحد تجاری فـراهم کند:

  • واحد پولی که وجوه نقد حاصل از فعالیتهای تـأمین مـالی (بـرای مثـال، افـزایش سرمایه یا استقراض) با آن تحصیل میشود.
  • واحد پولی که معمولاً وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی براساس آن دریافـت میشود.

اقلام پولی

ویژگی اصلی اقلام پولی، حق دریافت (یا تعهد پرداخت) مبلغ ثابـت یـا قابـل تعیینـی از وجه نقد میباشـد.

حـسابهای دریـافتنی و پرداختنـی تجـاری و سـود سـهام پرداختنـی، نمونه هایی از اقلام پولی است.

مطالبات و بدهیهایی که بـصـورت غیرنقـدی و برمبنـای ارزش منصفانه کالا و خدمات درآینده تسویه میشود جزء اقـلام پـولی است

برعکس، ویژگی اصلی اقلام غیر پولی، نبود حق دریافت (یا تعهد پرداخت) مبلغ ثابت یا قابل تعیینی ازوجه نقد میباشد.

پیش پرداخت خرید کالا و خدمات به قیمت ثابت (مانند پیشپرداخت اجاره)، سـرقفلی، دارایی هـای نامـشهود، موجودیهـای مـواد و کـالا، دارایی های ثابت مشهود و بدهی هایی که از طریق تحویل دارایی غیر پولی تسویه مـیشـود، نمونه هایی از اقلام غیر پولی است.

گزارش معاملات ارزی به واحد پول عملیاتی

شناخت اولیه

معامله ارزی معامله ای است که بهای آن بر حسب ارز تعیین میشـود یـا مـستلزم تـسویه به ارز است

نمونه هایی از معاملات ارزی به شرح ذیل است:

  • خرید یا فروش کالاها و خدماتی که بهای آن بر حسب ارز تعیین میشود،
  • دریافت یا پرداخت تسهیلات ارزی، یا
  • معاملات مربوط به تحصیل یا فروش داراییها.

معامله ارزی در زمان شناخت اولیه باید به واحد پول عملیـاتی و بـر اسـاس نـرخ ارزدر تـاریخ معامله ثبت شود.

گزارشگری پس از شناخت اولیه

.در پایان هر دوره گزارشگری:

  • اقلام پولی ارزی باید به نرخ ارز در تاریخ ترازنامه تسعیر شود،
  • اقلام غیرپولی که به بهای تمام شده ارزی اندازه گیری شـده اسـت بایـد بـه نـرخ ارز درتاریخ معامله تسعیر شود،
  • اقلام غیرپولی که به ارزش منصفانه برحسب ارز انـدازه گیـری شـده اسـت بایـد بـه نرخ ارز درتاریخ تعیین ارزش منصفانه تسعیر شود.

تغییر در واحد پول عملیاتی

درصورت تغییر واحد پول عملیاتی ،واحد تجاری باید ضوابط تسعیر به واحد پول عملیاتی جدید را ازتاریخ تغییر بکار گیرد.

افشا

واحد تجاری باید موارد زیر را افشا نماید:

  • مبلغ تفاوت های تسعیر شناسایی شده در صورت سود و زیان دوره.
  • خالص تفاوت های تسعیر شناسایی شده در صورت سود و زیان جامع و طبقـه بنـدی شـده به عنوان یک قلم جداگانه در سرفصل حقوق صاحبان سرمایه و صورت تطبیق مانـده آن در ابتدا و پایان دوره.

در صورتی که واحد پول گزارشگری، متفاوت از واحـد پـول عملیـاتی باشـد:

بایـد ایـن موضـوع به همراه افشای واحد پول عملیاتی و دلیل استفاده از واحد پول گزارشگری متفاوت بیان گردد.

در صورتی که واحد پول عملیاتی واحد تجاری گزارشگر یا عملیات خارجی بااهمیـت تغییـر کنـد:

باید این موضوع و دلیل تغییر واحد پول عملیاتی افشا شود.

تاریخ اجرا و دوره گذار

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۹۱ و بعد از آن شروع مـیشـود، لازمالاجـرا است.

https://t.me/Parstarazgroup

آخرین مهلت ارائه اظهارنامه مالیات بر ارزش افزوده دوره اول (بهار ۱۳۹۸)

امروز ۱۳۹۸/۰۴/۱۵ آخرین مهلت ارائه اظهارنامه مالیات بر ارزش افزوده دوره اول (بهار ۱۳۹۸)

مطابق دستورالعمل مورخ ۱۳۹۸/۰۴/۱۲ معاون مالیات بر ارزش افزوده در خصوص تسلیم اظهارنامه ارزش افزوده دوره اول (بهار ۱۳۹۸)

ادارات کل امور مالیاتی مکلفند ترتیبی اتخاذ نمایند تا صرفاً نسبت به دریافت اظهارنامه های الکترونیکی اقدام کننند

و از دریافت اظهارنامه های دستی خودداری نمایند.

مع الوصف پذیرش اظهارنامه آن دسته از مودیانی که موفق به ثبت اینترنتی نگردیده اند صرفاً در ۲ ساعت پایانی روز شنبه مورخ ۱۳۹۸/۰۴/۱۵ منوط به اخذ تعهدنامه کتبی مبنی بر ثبت اینترنتی توسط مودیان محترم و همچنین درج اطلاعات مودی در فهرست اظهارنامه های دستی تسلیمی، بلامانع می باشد.

https://t.me/Parstarazgroup

حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره ۹)

حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره ۹)

حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره 9)
حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره ۹)

هدف

هدف این استاندارد تجویز نحوه حسابداری درآمدها و هزینـه هـای مـرتبط بـا پیمانهـای بلندمدت در صورتهای مالی پیمانکار است.

موضـوع پیمانهـای بلندمدت، تاریخ شروع پیمان و تاریخ تکمیل آن معمولاً در دوره های مالی متفـاوتی قـرار میگیرد.

مسئله اصلی در حسابداری پیمانهای بلندمـدت، تخـصیص درآمـدها و هزینه های پیمان به دوره هایی است که در آن دوره ها عملیات موضوع پیمان اجرا میشود.

این استاندارد معیارهای شناخت مندرج در مفاهیم نظری گزارشگری مالی را جهـت تعیـین زمان شناخت درآمد و هزینه های پیمان به عنوان اقلام صورت سود و زیان بکار میگیـرد.

این استاندارد همچنین، رهنمودهایی را برای اعمال این معیارها ارائه میکند.

دامنه کاربرد

این استاندارد باید برای حسابداری پیمانهای بلندمدت در صورتهای مالی پیمانکار بکار گرفته شود.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

• پیمان بلندمدت : پیمانی است که برای طراحی ، تولید یا سـاخت یـک دارایـی منفـرد قابـل ملاحظه یا ارائـه خدمات منعقد می شود و مدت زمان لازم برای تکمیل پیمان عمدتاً چنان است که فعالیـت پیمـان در دورههای مالی متفاوت قرار می گیرد .

پیمـانی کـه طبـق ایـن اسـتاندارد، بلندمـدت تلقـی میگردد، معمولاً در طول مدتی بیش از یکسال انجام خواهد شد.

با این حال، مدت بـیش از یکسال، مشخصه اصلی یک پیمان بلندمدت نیست.

• پیمان مقطوع:پیمان بلند مدتی که پیمانکاربا یک مبلغ مقطوع برای کل پیمان یا یک نرخ ثابت برای هرواحد

موضوع پیمـان کـه در برخـی از مـوارد ممکـن اسـت براساس موادی خاص مشمول تعدیل قرار گیرد، توافق میکند.

• پیمان امانی: پیمان بلند مدتی است که بـه موجـب آن مخارج قابل قبول یا مشخص شده در متن پیمان به پیمانکار تأدیه و درصد معینی از مخـارج مزبور یا حقالزحمه ثابتی نیز به پیمانکار پرداخت شود .

• پیش دریافت پیمان :بخشی ازمبالغ دریافتی توسط پیمانکاراست که کار مربـوط بـه آن تـا تاریخ ترازنامه انجام نشده است.

• مبالغ دریافتی بابت پیشرفت کار : عبارت است از :

  1. علی الحسابهـا : مبالغی است که به طور موقـت در قبـال صـورت حـسابهای صـادره در دست بررسی دریافت میشود .
  2. سایر دریافتهـا : عبارت است از اقلامی که ماهیت علی الحساب نداشـته

• مبالغ دریافتنی بابت پیشرفت کار: مبالغ قابل دریافـت کـه بابـت صـورت حسابهای صادره در حسابها منظور شده است.

• زیان های قابل پیش بینی : زیانهایی است که انتظار می رود درطول مدت پیمـان ایجـاد شـود

مبلغ زیان مذکور بدون توجه به موارد زیر براورد میشود:

  1. شروع یا عدم شروع کار پیمان.
  2. حصه ای از کار که تا تاریخ ترازنامه انجام شده است.
  3. میزان سودی که انتظار می رود از پیمانهای دیگر حاصل شود.

تجزیه و ترکیب پیمانها

الزامات این استاندارد باید برای هرپیمان به طور جداگانه بکـار گرفتـه شـود

این الزامـات بـرای بخـشهای قابـل شناسـایی یک پیمان یا برای گروهی از پیمانها به عنوان یک مجموعه واحد، اعمال میشود.

هرگاه پیمان بلندمدت ازچند بخش جداگانه تشکیل شده باشد، درصورت تحقق شرایط زیـر، عملکرد هر بخش باید به مثابه پیمانی جداگانه در نظر گرفته شود:

  • در مورد هر بخش پیشنهاد قیمت جداگانهای ارائه شده باشد
  • مذاکرات هر بخش به طور جداگانه صورت گرفته و طرفین پیمان حـق قبـول یـا رد آن بخش را داشته باشند
  • درآمدها و هزینههای هر بخش به طور جداگانه قابل تشخیص باشد.

در صورت تحقق شرایط زیـر، گـروه پیمانهـا را اعم از اینکـه دارای یک یا چنـد کارفرمـا باشـد، باید به عنوان یک پیمان واحد تلقی کرد:

  • گروه پیمانها به عنوان یک مجموعه مورد مذاکره قرار گرفته باشد،
  • وابستگی پیمانها به یکدیگر به گونه ای باشد که در عمل بخشی از یک پـروژه سـودآور را تشکیل دهد،
  • پیمانها به طور همزمان یا متوالی اجرا شود .

درآمد پیمان

درآمد پیمان باید دربرگیرنده موارد زیر باشد:

الف . مبلغ اولیه درآمد که در پیمان مورد توافق قرار گرفته است

ب . تغییر در میزان کار پیمان، ادعا و سایر دریافتهای تشویقی در ارتباط با عملیات پیمان:

  • تا میزانی که احتمال رود این موارد منجر به درآمد گردد، و
  • این موارد را بتوان بهگونهای قابل اتکا اندازهگیری کرد.

مخارج پیمـان

مخارج پیمان باید مشتمل بر موارد زیر باشد:

  • مخارجی که مستقیماً با یک پیمان مشخص مرتبط است،
  • مخارجی که بین پیمانها مشترک بوده و تسهیم آن به پیمانهای جداگانه امکانپذیر است،
  • سایر مخارجی که به موجب مفاد پیمان مشخصاً قابل مطالبه از کارفرما است.

هرگاه ماحصل یک پیمان بلندمدت را نتوان به گونه ای قابل اتکا براورد کرد:

الف . درآمد باید تا میزان مخارج تحمل شدهای که احتمال بازیافت آن وجود دارد شناسایی شود،

ب . مخارج پیمان باید در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی شود.

در پیمانهای مقطوع ،ماحصل پیمان بلندمدت را زمانی می توان به گونه ای قابل اتکا انـدازه گیـری کرد که تمامی شرایط زیر برقرار باشد:

  • درآمد پیمان را بتوان به گونه ای قابل اتکا اندازه گیری کرد
  • جریان ورودی منافع اقتصادی مرتبط با پیمان به واحد تجاری محتمل باشد
  • مخارج پیمان تا زمان تکمیل پیمان و درصد تکمیل پیمـان درتـاریخ ترازنامـه را بتوان بهگونهای قابل اتکا اندازه گیری کرد
  • مخارج مربوط به پیمان را بتوان به وضوح تشخیص داد و به گونهای قابل اتکا اندازه گیری کرد تا مقایسه مخارج واقعی تحمل شده پیمان با براوردهای قبلی آنها میسر گردد.

در پیمانهای امانی ، ماحصل پیمان بلندمدت را زمانی می توان به گونه ای قابل اتکا اندازه گیری کرد که کلیه شرایط زیر برقرار باشد:

  • جریان ورودی منافع اقتصادی مرتبط با پیمان به واحد تجاری محتمل باشد، و
  • مخارج مربوط به پیمان را اعم از اینکه طبق مفاد پیمان مشخصاً قابل بازیافـت باشـد یـا نباشد، بتوان به وضوح تشخیص داد و به گونه ی قابل اتکا اندازه گیری کرد.

افشا در ترازنامه

پیمان های بلندمدت را باید به شرح زیر در ترازنامه افشا کرد :

الف . مازاد درآمد شناسایی شده انباشته پیمان بر مبالغ دریافتی و دریافتنی بابـت پیـشرفت کار تا تاریخ ترازنامه باید به عنوان مبلغ قابل بازیافت پیمان طبقه بندی گردد

به طـور جداگانه تحت سرفصل حسابهای دریافتنی منعکس شود.

ب . پیش دریافت پیمان باید در سرفصل پیش دریافتها در ترازنامه منظور شود.

ج . مخارج تحمل شده انباشته پس از کسر مبالغ هزینه شناسایی شده انباشته و به کسر زیانهای قابل پـیش بینـی ، بـه عنـوان مانـده پیمانهـای بلندمـدت طبقه بندی و به طور جداگانه تحت سرفصل پیمان های درجریـان پیـشرفت در ترازنامـه منعکس گردد.

د . مازاد ذخیره زیان های قابل پیش بینی بر مخارج تحمل شده انباشـته باید به عنوان ذخیره زیانهای قابل پیش بینی طبقه بنـدی و تحت سرفصل ذخایـر در ترازنامه منعکس شود.

ه . مبلغ سپرده های کسر شده از قبیل سپرده حسن انجام کار و سپرده بیمـه باید تحت سرفصل حسابهای دریافتنی در ترازنامه منعکس شود

افشا در صورت سود و زیان

صورت سود و زیان باید اقلام زیر را به طور جداگانه منعکس کند:

  • درآمد شناسایی شده دوره (درآمد پیمان).
  • هزینه شناسایی شده دوره (بهای تمام شده پیمان ) شامل هزینه شناسـایی شـده پیمـان طی دوره و زیان قابل پیشبینی شناسایی شده طی دوره.

افشای رویه های حسابداری

واحد تجاری باید با توجه به الزامات استاندارد حسابداری شماره ۱ موارد زیر را در یادداشـت های توضیحی افشا کند:

  • روشهای تعیین درآمد شناسایی شده دوره.
  • روشهای تعیین مرحله تکمیل پیمان درجریان پیشرفت.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد درمورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها ازتاریخ۱/۱/۱۳۸۰ و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها

نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها

نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها
نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها

درحالی‌ که سرمایه گذاران سهام را با استفاده از روش‌های مختلف ، مثل جاری، مورد ارزیابی قرار می‌دهند باید حواسشان باشد که نسبتهای مالی را که می‌توانند سیگنال‌هایی از یک ورشکستگی قریب‌الوقوع باشند، نیز در نظر بگیرند.

نسبتهای مالی کلیدی هستند که می‌توانند این هشدارها را از قبل بدهند

تا شما زمانی داشته باشید که از شرسهام این شرکت ها رهاشوید.

نسبت جاری

دارایی های جاری را بر بدهی های جاری تقسیم می‌کند

یکی از اصلی‌ترین نسبتهای نقدینگی مورداستفاده برای ارزیابی امنیت مالی یک شرکت است.

این نسبت با اندازه‌ گیری کفایت منابع جاری شرکت برای پوشش همه تعهدات بدهی اش در ۱۲ ماه آینده، توانایی شرکت را در پرداخت تعهدات بدهی کوتاه‌مدتش ارزیابی می‌کند.

نسبت جاری بالاتر نشان می‌دهد که شرکت نقدینگی بیشتری دارد.

عموماً، نسبت جاری ۲ یا بیشتر مناسب است.

نسبتهای کمتر از یک، علامت هشدار هستند.

نسبت جریان نقدی عملیاتی به فروش

پول نقد و جریان پول نقد، کلید موفقیت و نجات هر کسب‌وکاری به شمار می‌رود.

جریان نقدی تقسیم بر درآمد حاصل از فروش، توانایی شرکت در تولید پول نقد از محل فروشش را نشان می‌دهد.

رابطه ایدئال بین جریان نقدی عملیاتی و فروش، یک افزایش موازی است.

اگر جریان نقدی با افزایش فروش افزایش نیابد جای نگرانی خواهد بود و ممکن است نشانه‌ای بر ناکارآمدی مدیریت هزینه ها یا حساب‌های دریافتنی باشد.

در مورد نسبت جریان نقدی عملیاتی به فروش، عموماً نسبت بالاتر بهتر است.

تحلیل گران ترجیح می‌دهند تا شاهد اعداد رو به رشد، یا حداقل ثابتی در طول زمان باشند.

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

نسبت بدهی به حقوق صاحب سهام اساساً یک نسبت اهرمی بوده.

یکی از نسبتهای مالی است که در ارزیابی سلامت مالی شرکت به شدت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این نسبت معیاری اساسی از توانایی شرکت در برآورده کردن تعهدات و ساختار مالی شرکت، بدون توجه به اینکه بیشتر سرمایه شرکت از طریق سهامداران یا با ایجاد بدهی تأمین می‌شود، به دست می‌دهد.

اگر این نسبت بالا بوده یا در حال افزایش باشد، نشان می‌دهد که شرکت کاملاً به تأمین مالی از طریق وام و بدهی به‌جای استفاده از سرمایه‌ای که سرمایه گذاران سهام فراهم می‌کند، وابسته است.

این نسبت همچنین ازاین‌جهت مهم است که یکی از معیارهای اصلی است که توسط وام دهندگان در نظر گرفته می‌شود.

اگر وام دهنده ها عقیده داشته باشند که نسبت بالاست، ممکن است مایل به وام دادن به شرکت نباشند.

یک نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام مطلوب حدود ۱ است، جایی که سهام تقریباً با بدهی ها برابری می‌کند.

گرچه نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است، قانون عمومی این است که نسبت بالای ۲، ناسالم در نظر گرفته می‌شود.

نسبت جریانات نقدی عملیاتی به بدهی

وجود جریانات نقدی عملیاتی برای هر کسب‌وکاری ضروری است.

هیچ شرکتی نمی‌تواند بدون پول نقد لازم برای پرداخت صورتحساب‌ها، بازپرداخت وام ها، اجاره‌بها، دادن حقوق و دستمزد و پرداخت مالیات ضروری به‌درستی به کار خود ادامه دهد.

نسبت جریانات نقدی عملیاتی به بدهی که از تقسیم جریانات نقدی بر بدهی کل به دست می‌آید، بعضی‌اوقات به‌عنوان تنها پیش گوی ناکامی مالی در نظر گرفته می‌شود.

این نسبت به‌صورت تئوریک نشان می‌دهد که اگر یک شرکت ۱۰۰% جریانات نقدی اش را به پرداخت بدهی هایش اختصاص دهد، چه مدت طول می‌کشد که بدهی ها به‌طور کامل تسویه شوند.

یک نسبت بالاتر نشانگر این است که شرکت ظرفیت پوشش بدهی خود را به شکل مطلوبی دارد.

بعضی از تحلیل گران از جریان نقدی آزاد به‌جای جریان نقدی عملیاتی در محاسبه‌های خود استفاده می‌نمایند، چون جریان نقدی عملیاتی هزینه های سرمایه‌ای را نیز در دل خود دارد.

یک نسبت بالاتر از ۱ عموماً سالم در نظر گرفته می‌شود،

امّا هر عددی کمتر از ۱ به معنی نشانه‌ای از ورشکستگی قریب‌الوقوع در طول چند سال آینده است،

مگر اینکه شرکت قدم‌هایی برای بهبود قابل‌ توجه وضعیت مالی خود بردارد.

یک معیار دیگری که اغلب برای پیش‌گویی ورشکستگی مورداستفاده قرار می‌گیرد، نمره (Z – score) است

که ترکیبی از چند نسبت مالی برای تولید یک نمره ترکیبی منفرد به‌حساب می‌آید.

https://t.me/Parstarazgroup

سرمایه گذاریها (استاندارد حسابداری شماره ۱۵)

سرمایه گذاریها (استاندارد حسابداری شماره ۱۵)

سرمایه گذاریها (استاندارد حسابداری شماره ۱۵)
سرمایه گذاریها (استاندارد حسابداری شماره ۱۵)

دامنه کاربرد

این استاندارد به نحوه حسابداری سرمایه گذاریها و الزامات افشای اطلاعات مربوط میپردازد.

حسابداری سرمایهگذاری در کلیه واحدهای تجاری باید طبق الزامات این استاندارد انجـام شـود.

این استاندارد نحوه حسابداری سرمایه گذاری در واحـدهای تجـاری فرعـی، مـشارکت های خـاص و واحدهای تجاری وابسته در صورتهای مالی تلفیقی و مجموعه را تعیین نمـیکنـد

لـیکن درخـصوص نحوه حسابداری سرمایه گذاری های پیـش گفته در صـورتهای مـالی جداگانـه کـاربرد دارد

مگـر در مواردی که در استانداردهای حسابداری مربوط به سرمایهگـذاری در واحـدهای تجـاری فرعـی، مشارکتهای خاصو واحدهای تجاری وابسته نحوه عمل دیگری تجویز شده باشد.

موارد زیر در این استاندارد مورد بحث قرار نمیگیرد:

الف. مبانی شناخت درآمدهایی که به صورت سود تضمین شـده، سـود سـهام و غیـره از سرمایهگذاریها عاید میشود

ب . سرمایهگذاری در واحدهای تجاری فرعی، مشارکتهای خاص و واحـدهای تجـاری وابسته در صورتهای مالی تلفیقی و مجموعه.

ج . سرمایهگذاری در املاک

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخصزیر بکار رفته است:

ابزار مالی:قراردادی که برای یک واحد تجاری،دارایی مالی و برای واحد تجـاری دیگـر،بدهی مالی یا ابزار مالکانه ایجادمیکند

ابزار مالکانه : هر قراردادی که معرف وجود حقوق باقیمانده نسبت به داراییهای واحدتجاری پس از کسر کلیه بدهیهای آن است.

ارزش منصفانه : مبلغی اسـت کـه خریـداری مطلـع و مایـل و فروشـندهای مطلـع و مایـل میتوانند در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور مبادله یـا یک بدهی را تسویه کنند.

اوراق مشتقه: ابزار مالی یا قرارداد دیگری که دارای سه ویژگی زیر است:

  • الف. ارزش آن در واکنش به تغییرات قیمت دارایی پایه مانند سهام و کالا تغییر کند،
  • ب . مستلزم سرمایهگذاری خالص اولیه نباشد یا در مقایسه بـا سـایر قراردادهـایی کـه انتظار میرود در برابر تغییر عوامل بازار واکنش مشابهی نشان دهند، سرمایهگذاری خالص اولیه کمتری نیاز داشته باشد، و
  • ج . در آینده تسویه شود.

بازار فعال : بازاری که در آن دفعات و حجم معاملات دارایی و بدهی برای ارائه مـستمر اطلاعات قیمتگذاری کافی است.

بدهی مالی: هر بدهی که یکی از موارد زیر باشد:

الف. تعهد قراردادی:

  1. برای تحویل وجه نقد یا دارایی مالی دیگر به اشخاص دیگر، یا
  2. برای مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی با اشخاص دیگر،تحت شرایطی کـه به صورت بالقوه برای واحد تجاری نامطلوب است

ب . قراردادی که از طریق ابزار مالکانه واحد تجاری تسویه خواهد شد یـا ممکـن اسـت تسویه گردد و:

  1. اوراق غیرمشتقهای است که در ازای آن واحد تجاری به تحویـل تعـداد متغیـری ابزار مالکانه واحد تجاری متعهد است یا ممکن است متعهد شود،
  2. اوراق مشتقهای است که به شیوهای به جز معاوضه مبلغ ثابتی وجه نقد یا دارایـی مالی دیگر با تعداد ثابتی ابزار مالکانه واحد تجاری تسویه خواهـد شـد یـا ممکـن است تسویه شود.

تعهد قطعی : توافقی برای مبادله مقدار مشخصی از منابع بـه قیمتـی مـشخص در تاریخ یا تاریخهای مشخص در آینده است.

حق تقدم : حقی اسـت قابـل نقـل و انتقـال متعلق به صاحبان سهام واحد تجاری، که هنگام خرید سهام جدید به نسبت سهامی که مالکند به ایشان تعلق میگیرد.

خالص ارزش فروش:مبلغ وجه نقد که ازطریق فـروش دارایـی در شرایط عادی و پس ازکسرکلیه مخارج فروش حاصل میشود.

دارایی مالی: هر دارایی که یکی از موارد زیر باشد:

الف. وجه نقد.

ب . ابزار مالکانه از قبیل سهام یا حق تقدم سهام واحد تجاری دیگر.

ج . حق قراردادی:

  1. برای دریافت وجه نقد یا دارایی مالی دیگر از اشخاص دیگر، یا
  2. برای مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی با اشخاص دیگر،تحت شرایطی کـه به صورت بالقوه برای واحد تجاری مطلوب است.

د . قراردادی که از طریق ابزارهای مالکانه واحد تجاری تسویه خواهـد شـد یـا ممکـن است تسویه شود،

و: ۱ .اوراق غیرمشتق های است که در ازای آن واحد تجاری به دریافت تعـداد متغیـری ابزار مالکانه واحد تجاری متعهد است یا ممکن است متعهد شود، یا

۲ .اوراق مشتقهای است که به شیوهای به جز معاوضه مبلغ ثابتی وجه نقد یا دارایـی مالی دیگر با تعداد ثابتی ابزار مالکانه واحد تجاری تسویه خواهـد شـد یـا ممکـن است تسویه شود.

سرمایه گذاری : نوعی دارایی است که واحـد سـرمایه گـذار بـرای کـسب منـافع اقتـصادی از طریق دریافت منافع ، افـزایش ارزش، پوشـش ریسکهای آتی یا مزایای دیگر نگهداری میکند.

سرمایه گذاری بلندمدت : طبقهای از سرمایه گذاری هاست که به قصد اسـتفاده مـستمر در فعالیتهای واحد تجاری نگهداری میشود.

سرمایه گذاری هنگامی به عنـوان دارایـی غیرجـاری طبقه بندی میشود که قصد نگهداری آن برای مدت طولانی قابل اثبات باشد.

سرمایه گذاری جاری: به طبقهای از سـرمایه گـذاری ها گفتـه مـیشـود کـه سـرمایه گـذاری بلندمدت نباشد.

سرمایه گذاری در املاک : عبارت از سرمایه گذاری در زمین یـا سـاختمانی اسـت کـه عملیـات ساخت و توسعه آن به اتمام رسیده و به جهت ارزش بالقوه ای که ازنظـر سـرمایه گذاری دارد

نه به قصد استفاده توسط واحد تجاری سرمایه گذار نگهداری میشود.

سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار :نوعی سرمایه گذاری که برای آن بـازاری فعـال، آزاد و در دسترس، وجود دارد

بطوری که ازطریق آن بتوان به ارزش بازار یا شاخصی قابل اتکا که محاسبه ارزش بازار راامکانپذیر سازد، دست یافت

سهام جایزه : عبارت است از توزیع سهام بین صاحبان سهام واحد تجاری از محل سود انباشته، اندوخته ها یا صرف سهام که با توجه به اصلاحیه قانون تجـارت موکـول بـه تـصویب مجمـع عمومی فوق العاده است.

صـندوق سـرمایه گـذاری: نهـادی مـالی اسـت کـه منـابع مـالی حاصـل از انتـشار گـواهی سرمایه گذاری را در موضوع فعالیت مصوب خود سرمایه گذاری میکند.

مصون سازی: به اقداماتی اطلاق میشود که به منظور کـاهش یـا جبـران ریـسک ناشـی از تغییرات در ارزش منصفانه یا جریانهای نقدی مربوط به یک قلم خاص انجام میگیرد

مصونسازی جریان نقدی: مصونسازی ریسک تغییرپذیری جریانهای نقدی که:

  1. قابل انتساب به ریسک خاصی در ارتباط با دارایی یا بدهی شناسایی شده (نظیر تمام یا بخشی از پرداختهای آتی سود تضمین شده مربوط به بدهی با نرخ متغیـر) یـا معاملـه آتی بسیار محتمل، باشد، و
  2. بتواند بر سود یا زیان اثر بگذارد.

انواع سرمایه گذاری

سرمایه گذاری ممکن است به اشکال مختلفی صورت گیرد و به دلایل گوناگونی نگهـداری شود.

برخی سرمایه گذاریها ممکن است در قالب اوراقی کـه بیـانگر دارایـی پـولی بـرای دارندگان اینگونه اوراق است، ظاهر شوند

برخـی از ایـن سرمایه گذاریها ممکن است متضمن سود تضمین شـده حـداقلی باشـند.

سـرمایهگـذاریها همچنین میتوانند در قالب مالکیت سرمایه یک واحـد تجـاری دیگـر ظـاهر شـوند.

ایـن سرمایه گذاریها بیانگر حقوق مالی است.

سایر اشکال سرمایه گذاری شامل نگهداری فلزات گرانبها یا دیگر کالاها ازجمله آثار هنری است.

سرمایه گذاریهای مختلـف ازنظـر سـهولت تبدیل به وجه نقد یا سایر داراییها، میزان داد و سـتد و ماهیـت بـازار مربـوط ویژگیهـای متفاوتی از خود بروز میدهند

سرمایه گذاری بلندمدت مشتمل بر موارد زیر است:

  • سرمایه گذاری در واحد تجاری فرعی و وابسته یا تسهیلات بلندمدت اعطـایی به این واحدها.
  • سرمایه گذاری هایی که اساساً جهت حفظ، تسهیل و گسترش فعالیت یا روابط تجـاری موجود انجام شده است
  • سرمایه گذاری هایی که بدون تأثیر عمده برفعالیتهای واحـد تجـاری قابـل واگـذاری نیست.

سرمایه گذاری هایی که تحت عنوان دارایی جاری طبقه بندی میشود، بایـد درترازنامـه بـه یکی از روش زیر منعکس شود:

  • اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش، یا
  • خالص ارزش فروش

سرمایه گذاری هایی که تحت عنوان دارایی غیرجاری طبقه بندی مـیشـود بایـد درترازنامـه بـه یکی از روشهای زیر منعکس شود:

  • بهای تمام شده پس از کسر هرگونه کاهش ارزش انباشته طبـق اسـتاندارد حـسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهش ارزش داراییها”،
  • مبلغ تجدید ارزیابی به عنوان یک نحوه عمل مجاز جایگزین.

تغییر مبلغ دفتری سرمایه گذاریها

افزایش یا کاهش در مبلغ دفتری سرمایه گذاریهای سـریع المعاملـه شـامل سـرمایه گـذاری در اوراق مشتقه که به عنوان دارایی جاری نگهداری میشود

درصورت سودوزیان شناسـایی گردد مگر درمواردی که سرمایهگذاری در اوراق مشتقه با هدف مصون سـازی جریـان نقـدی انجام شده باشد

واگذاری سرمایه گذاری ها

هرگاه یک سرمایه گذاری واگذار شود، تفاوت عوایدحاصل ازواگذاری و مبلغ دفتـری آن بایـد به سودوزیان دوره منظور شود.

در مورد سرمایه گذاریهای جاری که به خـالص ارزش فـروش ثبت شده و سرمایه گذاریهای بلندمدتی که به مبلغ تجدید ارزیابی انعکاس یافته است، سود یـا زیان واگذاری باید نسبت به آخرین مبلغ دفتری آن تعیین و به سود و زیان دوره منظـور شـود.

هر گونه خالص مازاد ناشی از تجدید ارزیابی یک سرمایه گذاری که قبلاً در حساب مازاد تجدید ارزیابی منظور و در آن نگهداری شده است

باید بـه عنـوان تغییـر در اجـزای حقـوق صـاحبان سرمایه، به سود (زیان) انباشته منتقل شود.

هرگاه تنها بخشی از مجموع یک سرمایه گذاری خاص واحد تجاری که به بهای تمام شده منعکس شده است، واگذار شود، مبلغ دفتری بخش واگذار شده برمبنـای میـانگین بهـای تمـام شـده مجموع سرمایه گذاری محاسبه خواهد شد.

صورت سود و زیان

علاوه بر موارد ذکر شده در بندهای بالا، اقلام زیر باید به سود و زیان دوره منظور شود:

  • هرگونه هزینه ناشی از کاهش خالص ارزش فروش سرمایه گـذاریهای کوتـاه مـدتی کـه به اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش ارزیابی میشود،
  • هرگونه هزینه کاهش ارزش سرمایه گذاریهای بلندمدتی که به روش بهـای تمـام شـده ارزیابی میشود، و
  • هرگونه برگشت کاهش های قبلی

افشـا

اطلاعات زیر باید در صورتهای مالی افشا شود:

  • الف . رویه های حسابداری مورد استفاده برای سرمایه گـذاریها مـشتمل بـر نحـوه حـسابداری تغییرات مبلغ دفتری
  • ب . انعکاس سرمایه گذاریهای جاری به تفکیک سریع المعامله در بازار و سایر سرمایه گذاریها.
  • ج . بازدهی طبقات مختلف سرمایه گذاری به تفکیک سود سهام، تغییر ارزش و سود یا زیـان واگذاری،
  • د . ارزش بازار سرمایه گذاریهای سریع المعاملـه در بـازار کـه بـه عنـوان دارایـی غیرجـاری نگهداری شده است،
  • ه . مبلغ کاهش ارزش انباشته سرمایه گذاریهای بلندمدت،
  • و . محدودیتهای قابل توجه در رابطه با امکان تبدیل سرمایه گذاریها به نقد یا وصول درآمـد و عواید واگذاری آنها،
  • ز . در مورد مؤسساتی که فعالیت عمده آنها سرمایه گذاری در اوراق بهادار اسـت، صـورت تحلیلی پرتفوی سرمایه گذاری.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد درمورد کلیه صورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا ازتـاریخ۱/۱/۱۳۹۳ و بعد از آن شروع میشود،لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup