معافیت های مالیاتی پزشکی

معافیت های مالیاتی پزشکی

معافیت های مالیاتی پزشکی
معافیت های مالیاتی پزشکی

✅ معافیت‌های مالیاتی در چه مواردی شامل پزشکان می‌شود؟

👤 معاون نظارت و برنامه‌ریزی سازمان نظام پزشکی:

🔹 پزشکان در حوزه مالیاتی اعم از پرداخت مالیات یا برخورداری از معافیت‌هایی مانند سایر اقشار هستند و تفاوتی وجود ندارد.

🔹 بر این اساس سالانه درآمدی مشخص می‌شود که اگر درآمدشان کمتر از آن باشد، از مالیات معاف می‌شوند.

🔹 این معافیت برای همه اقشار است که برای سال ۱۳۹۷، رقم ماهانه دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان برای همه مشاغل مطرح شده بود.

https://t.me/Parstarazgroup

خیارات در قرارداد یعنی چه

خیارات در قرارداد یعنی چه

خیارات در قرارداد یعنی چه
خیارات در قرارداد یعنی چه

✳️خیار به معنی ( اختیار فسخ) در قرارداد است.

♦️ به منظور تعریف واضح‌تر شایسته است بدواً متمرکز شویم که در برخی از عقدها (قراردادها) قانون مدنی به طرفین قرارداد، اختیار فسخ داده است.

به عنوان مثال در عقد بیع (خرید و فروش) به طرفین قرارداد یازده تا خیار (اختیار فسخ) داده شده است.

مستند ماده ۳۶۹ قانون مدنی که عنوان می کند خیارات از قرار ذیلند:

  • ۱- خیار مجلس
  • ۲- خیار حیوان
  • ۳- خیار شرط
  • ۴- خیار تاخیر ثمن
  • ۵- خیار رویت
  • ۶- تخلف وصف
  • ۷- خیار غبن
  • ۸- خیار عیب
  • ۹- خیار تدلیس
  • ۱۰- خیار تبعض صفقه
  • ۱۱- خیار تخلف شرط

در اینجا به تعریف یکایک آن به اختصار می پردازیم.

خیار مجلس

یعنی هر یک از طرفین بعد از منعقد شدن قرارداد در جلسه عقد و مادام که از یکدیگر جدا نشده‌اند اختیار فسخ معامله را دارند (ماده ۳۹۷ قانون مدنی).

خیار حیوان

یعنی اگر حیوانی معامله شود خریدار تا سه روز از زمان انعقاد قرارداد اختیار فسخ (یعنی بر هم زدن معامله) را دارد.

خیار شرط

یعنی مطابق ماده (۳۹۹ قانون مدنی):
در قرارداد (بیع) خرید و فروش ممکن است شرط شود که در مدت معین برای فروشنده یا خریدار یا هر دو یا شخص ثالث اختیار فسخ معامله قید شود.

خیار تاخیر ثمن

یعنی هر گاه چیزی که مورد معامله قرار می‌گیرد (مبیع) برای پرداخت ثمن یا تحویل آن چیز بین طرفین عقد مدتی معین شده باشد اگر از ۳ روز از زمان انعقاد قرارداد خرید و فروش بگذرد و در این مدت نه فروشنده مبیع را تحویل خریدار نماید و نه خریدار تمام ثمن (مثلا پول) را به فروشنده بدهد فروشنده اختیار دارد معامله را به هم بزند

خیار روئیت

یعنی هرگاه کسی مالی را ندیده ولی فقط وصف آن را از فروشنده شنیده بخرد بعد از دیدن اگر دارای آن وصف که قبلا ذکر شده است.

ولی هنگام تحویل فاقد آن وصف باشد خریدار اختیار دارد که معامله خرید و فروش (بیع) را به هم بزند (یعنی فسخ کند) یا آنکه به همان نحو که هست قبول نماید ماده ۴۱۰ قانون مدنی.

خیار تخلف وصف

یعنی هرگاه یکی از طرفین قرارداد (یعنی خریدار یا فروشنده) مالی را سابقا دیده و به اعتماد سابقه دیدن معامله کند و بعد از اینکه کالا را دید و متوجه شد مال مزبور اوصاف سابقه را ندارد،

اختیار بر هم زدن معامله را دارد(اختیار فسخ قرارداد).

خیار غبن

یعنی هر گاه یکی از طرفین عقد در معامله متوجه شوند که اختلاف زیادی در ثمن (مثلا پول) یا ارزش معامله باشد اختلاف و قیمت واقعی بسیار باشد

بعد از آگاهی به این اختلاف (بعد از علم به غبن) می‌تواند معامله را فسخ کند. ماده ۴۱۶ قانون مدنی

خیار عیب

یعنی اگر بعد از معامله عیبی ظاهر شود که مشخص شود مورد معامله معیوب بوده خریدار مختار است در قبول آن با کسر قیمت از آن و یا فسخ آن معامله.

خیار تدلیس

مثلا کالایی را معیوب و یا شکسته طوری جلوه دهند که سالم است و اگر فروشنده خریدار را فریب داده خریدار حق بر هم زدن معامله (فسخ بیع) را دارد

و اگر خریدار نسبت به ثمن معامله تدلیس کرده فروشنده حق فسخ معامله را دارد.(مواد ۴۳۸ و ۴۳۹ قانون مدنی).

خیار تبعض صفقه

در این صورت خریدار حق فسخ معامله را خواهد داشت.

البته مطابق ماده ۴۴۱ قانون مدنی خریدار در این صورت می‌تواند بیع قرارداد واقع شده را نسبت به قسمت سالم قبول کند و نسبت به آن قسمت که باطل است ثمن (مثلا پول آن را) مسترد کند

https://t.me/Parstarazgroup

آموزش جامع حسابداری تسعیر ارز

آموزش جامع حسابداری تسعیر ارز

آموزش جامع حسابداری تسعیر ارز
آموزش جامع حسابداری تسعیر ارز

🔹 برخی از شرکتها علاوه بر ریال مجبورند برخی از معاملات خود را با ارزهای خارجی انجام دهند.

به این معاملات، معاملات ارزی گفته می شود.

از مهم ترین انواع معاملات ارزی می توان به خرید و فروش کالاها و خدماتی اشاره نمود که وجه آنها به صورت ارزی پرداخت یا دریافت می شود.

همچنین معاملات مربوط به خرید یا فروش دارایی ها و ایجاد یا تسویه بدهی ها در صورتی که مبالغ آن، به ارز پرداخت یا دریافت شوند نیز از مثال های معاملات ارزی هستند.

🔹 در هنگام ثبت معاملات ارزی، مبلغ این معاملات باید به ریال محاسبه شود.

به عملیات تبدیل ارز به ریال تسعیر گفته می شود. در فرهنگ دهخدا تسعیر به معنای نرخ نهادن و قیمت گذاری می باشد.

🔹 برای انجام عمل تسعیر باید به دو سوال زیر پاسخ دهیم:

  • ۱) برای تبدیل ارز به ریال باید از چه نرخ ارزی استفاده کنیم؟
  • ۲) در صورت تغییر نرخ ارز، اثر ناشی از این تغییر چگونه اندازه گیری و افشا می شود؟

🔹 برای تبدیل ارز به ریال باید از چه نرخ ارزی استفاده کنیم؟

ثبت اولیه (در تاریخ معامله):
تمام معاملات‌ ارزی‌ در زمان‌ ثبت اولیه باید براساس‌ نرخ‌ ارز در تاریخ‌ انجام‌ معامله‌ به‌ ریال‌ ثبت‌ شوند.

مثال: شرکت آلفا که فروش ارزی نیز انجام می دهد، کالایی را به قیمت ۱۰۰۰ دلار به شرکت بتا به صورت نسیه می فروشد. در تاریخ انجام این معامله نرخ دلار ۳۰۰۰۰ ریال بوده است، ثبت این رویداد در دفاتر شرکت آلفا به صورت زیر است:

حسابهای دریافتنی- شرکت بتا ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ بد
فروش ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ بس
بابت فروش کالا به شرکت بتا به مبلغ ۱۰۰۰ دلار
در تاریخ ترازنامه

🔹 اقلام پولی: با نرخ ارز در تاریخ ترازنامه مجددا تسعیر می شوند. بنابراین ممکن است تفاوت در نرخ تسعیر داشته باشند.

🔹 اقلام غیر پولی: با نرخ ارز در تاریخ انجام معامله تسعیر می شوند. بنابراین تفاوت در نرخ تسعیر ندارند.

🔹 اقلام‌ پولی: عبارت‌ است‌ از وجه‌ نقد و دارایی ها و بدهی هایی‌ که‌ قرار است‌ به‌ مبلغ‌ ثابت‌ یا قابل‌ تعیینی‌ از وجه‌ نقد دریافت‌ یا پرداخت‌ شوند.

( حساب هایی نظیر نقد و بانک، حساب ها و اسناد دریافتنی و حساب ها و اسناد پرداختنی جزو اقلام پولی هستند)

🔹 نمونه اقلام پولی:
موجودی نقد (شامل موجودی ارزی)
سپرده های کوتاه مدت
اوراق مشارکت
حساب ها و اسناد در یافتنی
ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
مطالبات بلند مدت
حساب ها و اسناد پرداختنی
هزینه های تعلق گرفته و پرداخت نشده
سود سهام پرداختنی

🔹 نمونه اقلام غیر پولی:
سرمایه گذاری در سهام
موجودی کالا
پیش پرداخت ها
دارایی های ثابت مشهود و نامشهود
پیش دریافت
سرمایه

🔹 در صورت تغییر نرخ ارز، اثر ناشی از این تغییر چگونه اندازه گیری می شود؟

ادامه مثال: در تاریخ ترازنامه نرخ ارز ۳۵۰۰۰ ریال بوده است. از آنجا که حساب های دریافتنی جزو اقلام پولی به حساب می آید، باید با نرخ تاریخ ترازنامه مجددا تسعیر و تفاوت آن محاسبه شود:
۱۰۰۰*(۳۵۰۰۰-۳۰۰۰۰) =۵٫۰۰۰٫۰۰۰

این مبلغ در اصل باید به حساب های دریافتنی شرکت آلفا اضافه شود، زیرا اگر شرکت بتا قصد تسویه بدهی خود را داشته باشد با توجه به نرخ جدید ارز باید ۵ میلیون ریال بیشتر پرداخت کند، بنابراین:

حسابهای دریافتنی- شرکت بتا ۵٫۰۰۰٫۰۰۰ بد
سود (زیان) ناشی از تسعیر ارز ۵٫۰۰۰٫۰۰۰ بس

🔹 روش برخورد حسابداری با سود و زیان ناشی از تسعیر ارز: مبلغ‌ سود و زیان ناشی از تسعیر ارز شناسایی‌ شده‌ در سود و زیان‌ دوره‌ تحت سرفصل “خالص سایر درآمدها و هزینه های عملیاتی” یا “خالص سایر درآمدها و هزینه های غیر عملیاتی” افشا می شود.

🔹 ﺯﻳﺎﻥ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺯ ﺗﺴﻌﻴﺮ ﺍﺭﺯ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺍﺻﻮﻝ ﻣﺘﺪﺍﻭﻝ ﺣﺴﺎﺑﺪﺍﺭی ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺑﺮﺍﺗﺨﺎﺫ ﻳﻚ ﺭﻭﺵ ﻳﻜﻨﻮﺍﺧﺖ ﻃی ﺳﺎﻝ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺯ ﻃﺮف ﻣﺆﺩی جزو هزینه های قابل قبول می باشد.

https://t.me/Parstarazgroup

ضرایب مالیاتی

ضرایب مالیاتی

https://t.me/Parstarazgroup

🔹 عبارت است از ارقام مشخص به صورت در صد که حاصل آن ها در قرینه مالیاتی در موارد تشخیص علی الراس در آمد مشمول مالیات که ماخذ اعمال نرخ مالیات قرار می گیرد.

🔹 برای تعیین جدول ضرایب هر سال کمیسیونی مرکب از نمایندگان سازمان امور مالیاتی کشور بانک مرکزی ونماینده شورای مرکزی اصناف نماینده نظام پزشکی در مورد مشاغل وابسته به پزشکی و نماینده اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در مورد سایر مشاغل در سازمان امور مالیاتی کشور تشکیل و با توجه به جریان معاملات و اوضاع و احوال اقتصادی ضرایب مربوطه درباره مؤدیان مختلف بر حسب نوع مشاغل و به تفیک تعیین میکند.

🔹 تصمیمات این کمیسیون از طریق سازمان امور مالیاتی کشور به عنوان جدول ضرایب تهیه و ابلاغ می شود.

https://t.me/Parstarazgroup

موعد قانونی تسلیم انواع اظهارنامه مالیاتی

موعد قانونی تسلیم انواع اظهارنامه مالیاتی

موعد قانونی تسلیم انواع اظهارنامه مالیاتی
موعد قانونی تسلیم انواع اظهارنامه مالیاتی

🔹 ماده ٢۶ ق.م.م: اظهارنامه ارث ظرف مدت یکسال ازتاریخ فوت متوفی

🔹 ماده ۵٧ ق.م.م: اظهارنامه مالیات بر درآمد املاک در مورد شخص حقیقی که هیچگونه درآمدی بجز درآمد اجاره مستغلات ندارد تا آخر تیرماه

(طبق نظر سازمان امور مالیاتی بدون محدودیت زمانی)

🔹 ماده ٨٠ ق.م.م: اظهارنامه املاک و سرقفلی مؤدیان فصل مالیات بردرآمد / املاک تا آخر تیرماه، تسلیم اظهارنامه سرقفلی تا ٣٠ روز پس از انجام معامله، تسلیم اظهارنامه مؤدیان موضوع ماده ٧۴ بدون سند محضری تا ٣٠ روز پس از معامله

🔹 ماده ٨٨ ق.م.م: تسلیم اظهارنامه حقوق از اشخاص مقیم خارج تا آخر تیرماه سال بعد و مالیات حقوق تا پایان ماه بعد

🔹 ماده ١٠٠ ق.م.م: اظهارنامه مالیات بردرآمد مشاغل تا پایان خردادماه سال بعد

🔹 ماده ١١٠ ق.م.م: اظهارنامه اشخاص حقوقی تا ۴ ماه پس از پایان سال مالی

🔹 ماده ١١۶ ق.م.م: تسلیم اظهارنامه اشخاص حقوقی که منحل میشوند توسط مدیر تصفیه ظرف ۶ ماه از تاریخ انحلال آخرین دوره عملیات براساس ماده ١١۵ ق.م.م

🔹 ماده ١٢۶ ق.م.م: اظهارنامه مالیات بردرآمد اتفاقی تا آخر اردیبهشت سال بعد و در صورتی که معامله در دفاتر اسناد رسمی صورت گیرد تکلیف تسلیم اظهارنامه ساقط می شود

🔹 تبصره ذیل ماده ٢٢۶ ق.م.م: اظهارنامه اصلاحی یکماه از تاریخ انقضاء مهلت تسلیم اظهارنامه

https://t.me/Parstarazgroup

افت و ضایعات

افت و ضایعات

افت و ضایعات
افت و ضایعات

🔻 بر دو نوع هستند :
افت و ضایعات عادی
وافت وضایعات غیرعادی

ودر عین حال در موجودیهای مختلف مثل مواد اولیه در انبار و مواد اولیه مصرفی در خط تولید و کالای نیمه ساخته و کالای ساخته شده معمولا بوجود می آید

افت و ضایعات عادی معمولا زمان انبارگردانی و یا زمان به پایان رسیدن موجودی خودش را نشان میدهد که در آن زمان خودش نیاز به تعدیلات دارند

هزینه افت موجودی کالا (هزینه ضایعات موجودی) بدهکار
موجودی کالا بستانکار

ولی یکسری افتها در زمان خرید اتفاق میفتد.

مثلا شما برنج رو در بندرعباس میخرید ۱۰۵۰۰ کیلو وقتی بار به تهران میرسه ۲۰۰ کیلو افت داره

بخاطر خشک شدن برنج و دور شدن از محیط دریا و شرجی این افت باید در کاردکس همونی که تحویل گرفته شده ثبت بشه یعنی بوزن باسکول تهران ۱۰۳۰۰ کیلو وقیمت تمام شده به ارزش ۱۰۵۰۰ کیلو

ضایعات غیرعادی از تولید خارج وبه هزینه های اداری منتقل میشود

ضایعات اگر قابل فروش باشد به هزینه منتقل نمیشود بلکه به موجودی ضایعات منتقل میشود

اگر افت عادی و پیوسته دارید مجبور هستید افت رو روی کاردکس عمل کنید.

مثلا کالایی رو موقع خرید ۱۰۰ کیلوست ولی موقع فروش معمولا ۸۰ کیلو میشود وهمیشه موقع مصرف یا فروش ۲۰ درصد افت دارد اون بیست درصد افت باید روی موجودی لحاظ شود و بهای تمام شده معمولا گرانتر میشود

https://t.me/Parstarazgroup

دارایی های نامشهود(استاندارد حسابداری شماره ۱۷)

دارایی های نامشهود(استاندارد حسابداری شماره ۱۷)

هدف

هدف این استاندارد، تجویز نحوه حسابداری داراییهای نامشهود است.

موضـوعات اصـلی در حسابداری دارایی های نامشهود عبارت از معیارها و زمان شناخت دارایـی، تعیـین مبلـغ دفتری و موارد افشاست.

دامنه کاربرد

الزامات این استاندارد باید در مورد حسابداری تمام دارایی های نامشهود بکار گرفته شـود

مگـر اینکه به موجب استانداردی دیگر، نحوه حسابداری متفاوتی، الزامی شده باشد.

این استاندارد ازجمله در موارد زیر کاربرد ندارد:

الف. سرقفلی ناشی از ترکیب تجاری (بـه اسـتاندارد حـسابداری شـماره ۱۹ بـا عنـوان ترکیبهای تجاری مراجعه شود).

ب . حق امتیاز معادن و مخارج اکتشاف، توسعه و استخراج معادن، نفت، گـاز طبیعـی و منابع مشابهی که احیاشونده نیست.

ج . اجاره ها (به استاندارد حسابداری شماره ۲۱ با عنوان حسابداری اجارهها مراجعه شود).

د . دارایی های نامشهودی که در روال عادی عملیات واحـد تجـاری بـه قـصد فـروش نگهداری میشود

ه . مخارج قبل از بهره برداری

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است :

• ارزش اقتصادی : خالص ارزش فعلی جریانهای نقدی آتـی ناشـی از کـاربرد مـستمر دارایـی از جمله جریانهای نقدی ناشی از واگذاری نهایی آن

• ارزش باقیمانده : مبلغ برآوردی که واحد تجاری در حال حاضر میتواند از واگـذاری دارایـی پس از کسر مخارج برآوردی واگذاری بدست آورد با ایـن فـرض کـه دارایـی در وضـعیت متصور در پایان عمر مفید باشد.

• ارزش منصفانه : مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشندهای مطلع و مایل مـیتواننـد در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلـغ مزبـور بـا یکـدیگر مبادلـه کنند.

• استهلاک : تخصیص سیستماتیک مبلغ استهلاک پذیر یک دارایی طی عمر مفید آن.

• بهای تمام شده : مبلغ وجه نقد یا معادل نقد پرداختی یا ارزش منصفانه سایر مابه ازاهایی کـه جهت تحصیل یک دارایی در زمان تحصیل یا ایجاد آن، واگذار شده است.

یـا حـسب مـورد، مبلغی که در زمان شناخت اولیه براساس الزامات خـاص سـایر اسـتانداردهای حـسابداری، به آن دارایی تخصیص یافته است

• تحقیق : پژوهشی نو و برنامه ریزی شده است که با هدف کسب دانش علمی یا فنـی جدیـد انجام میشود.

• خالص ارزش فروش: مبلغ وجه نقد یا معادل نقد که از طریق فروش دارایی در شرایط عادی و پس از کسر کلیه هزینه های مرتبط با فروش حاصل میشود.

• دارایی : حقوق نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راه های دستیابی مشروع به آن منافع کـه درنتیجه معاملات یا سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحد تجاری درآمده است.

• دارایی نامشهود : یک دارایی قابل تشخیص غیرپولی و فاقد ماهیتعینی.

• دارایی های پولی :وجه نقدو دارایی هایی که قراراست به مبلغ ثابت یا قابل تعیینی ازوجـه نقـد دریافت شود.

• زیان کاهش ارزش : مازاد مبلغ دفتری یک دارایی نسبت به مبلغ بازیافتنی آن.

• عمر مفید : عبارت است از :

  • مدت زمانیکه انتظار میرود یک دارایی، مورد استفاده واحد تجاری قرار گیرد،
  • تعداد تولید یا سایر واحدهای مقداری مشابه که انتظار میرود در فرایند اسـتفاده از دارایی توسط واحد تجاری تحصیل شود.

•مبلغ استهلاک پذیر:بهای تمام شده دارایی یـاسـایر مبـالغ جـایگزین بهـای تمـام شـده در صورتهای مالی ،به کسرارزش باقیمانده آن.

•مبلغ دفتری:مبلغی که دارایی پس ازکسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته مربـوط،به آن مبلغ درترازنامه منعکس میشود.

• مبلغ بازیافتنی : خالص ارزش فروش یا ارزش اقتصادی یک دارایی، هرکدام که بیشتر است.

شناخت و اندازه گیری اولیه دارایی نامشهود

یک قلم هنگامی به عنوان دارایی نامشهود شناسایی میشود که :

  • با تعریف دارایی های نامشهود مطابقت داشته باشد.
  • معیارهای شناخت احراز شده باشد.

یک قلم دارایی نامشهود باید تنها زمانی شناسایی شود که :

  • جریان منافع اقتصادی آتی دارایی به درون واحد تجاری محتمل باشد، و
  • بهای تمام شده دارایی به گونه ای اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشد.

جریان منافع اقتصادی آتی مرتبط با دارایی نامشهود به درون واحد تجاری تنها هنگـامی محتمـل است که واحد تجاری بتواند با دلایل کافی نشان دهد:

  • دستیابی به خالص جریان ورودی منـافع اقتـصادی آتـی دارایـی بـه درون واحـد تجـاری امکان پذیر است،
  • توانایی و قصد استفاده از دارایی نامشهود را دارد، و
  • به منابع فنی و مالی کافی برای کسب منافع اقتصادی آتی دارایی دسترسی دارد.

موارد زیر نمونه هایی از مخارجی است که در بهای تمام شده دارایی نامشهود منظور نمیشود:

  • مخارج معرفی یک محصول یا خدمت جدید مانند مخارج تبلیغات،
  • مخارج انجام فعالیت تجاری در یک محل جدید یا با یک گروه جدیـد از مـشتریان مانند مخارج آموزش کارکنان،
  • مخارج اداری، عمومی و فروش.

به منظور ارزیابی اینکه یک دارایی نامشهود ایجاد شده داخلـی حـائز معیارهـای شـناخت است، واحد تجاری ایجاد دارایی را در دو گروه زیر طبقه بندی میکند:

  • مرحله تحقیق
  • مرحله توسعه

مرحله تحقیق

مخارج تحقیق یا مخارجی که در مرحله تحقیقاتی یک پروژه داخلی واقع میشـود نبایـد به عنوان دارایی نامشهود شناسایی شود.

این مخارج در هنگـام وقـوع بایـد بـه عنـوان هزینه شناسایی گردد.

واحد تجاری، در مرحله تحقیق یک پروژه داخلی، نمیتواند وجود دارایـی نامـشهودی را که منافع اقتصادی آتی ایجاد خواهد کرد، اثبات کند.

بنابراین، این مخارج در هنگام وقوع به عنوان هزینه شناسایی میشود.

نمونه هایی از فعالیتهای تحقیق به شرح زیر است:

  • فعالیت هایی با هدف دستیابی به دانش جدید،
  • جستجو برای ارزیابی و انتخاب نهایی موارد کاربرد یافته های تحقیق یا سایر دانش ها،
  • جستجوی جایگزین هایی برای مواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستم ها یا خدمات، و
  • فرمولـه کردن، طراحی، ارزیابی و انتخاب نهایی جایگزین های ممکـن بـرای مـواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهبود یافته.

مرحله توسعه

مخارج توسعه یا مخارجی که در مرحله توسعه یک پروژه داخلی واقع می گردد تنهـا درصـورت اثبات تمام شرایط زیر به عنوان دارایی نامشهود شناسایی میشود:

  • امکان پذیری تکمیل دارایی نامشهود از نظر فنی، به گونه ای که بـرای اسـتفاده یـا فـروش آماده شود.
  • قصد واحد تجاری برای تکمیل دارایی نامشهود و استفاده یا فروش آن.
  • توانایی واحد تجاری برای استفاده یا فروش دارایی نامشهود.
  • ایجاد منافع اقتصادی آتی توسط دارایی نامشهود. ازجمله، واحد تجاری بتواند وجود بازار برای دارایی نامشهود یا محصول آن و سودمندی آن در صورت استفاده داخلی را اثبات کند.
  • دسترسی به منابع کافی فنی، مالی و سایر منابع برای تکمیل، توسعه و استفاده یـا فـروش دارایی نامشهود.
  • توانایی واحد تجاری برای اندازه گیری مخارج قابل انتساب به دارایی نامشهود بـه گونـه ای اتکاپذیر طی دوره توسعه.

نمونه هایی از فعالیت های توسعه به شرح زیر است:

  • طراحی، ساخت و آزمایش نمونه ها و مدل ها قبل از مرحله تولید یا استفاده،
  • طراحی تجهیزات، الگوها و قالبها براساس فناوری جدید،
  • طراحی، ساخت و بهره برداری از تجهیزات نمونه سازی در حدی که از نظر اقتـصادی، تولید تجاری تلقی نشود،
  • طراحی، ساخت و آزمایش جایگزین انتخابی برای مواد خام، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهسازی شده.

اندازه گیری دارایی نامشهود پس از شناخت اولیه

واحد تجاری باید یکی از دو روش “ بهای تمام شده” یا “ تجدید ارزیابی” را به عنوان رویه حسابداری خود انتخاب کند و آن را در مورد تمام اقلام یک طبقه دارایی نامشهود بکار گیرد.

روش بهای تمام شده

دارایی نامشهود پس از شناخت اولیه باید به بهای تمام شده پـس از کـسر اسـتهلاک انباشـته و هرگونه کاهش ارزش انباشته منعکس شود.

روش تجدید ارزیابی

پس از شناخت اولیه دارایی نامـشهود، چنانچـه ارزش منـصفانه بـه گونـه ای اتکاپـذیر قابـل اندازه گیری باشد باید آن را به مبلغ تجدید ارزیابی پس از کسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته بعدی، ارائه کرد.

تجدیـد ارزیـابی بایـد به طور منظم انجام شود تا اطمینان حاصل گردد مبلـغ دفتـری، تفـاوت بـا اهمیتـی بـا ارزش منصفانه در تاریخ ترازنامه ندارد.

عمر مفید

واحد تجاری باید معین یا نامعین بودن عمـر مفیـد یـک دارایـی نامـشهود را ارزیـابی کنـد و درصورت معین بودن، مدت آن، یا تعداد تولید یا سایر معیارهای مشخص کننده عمر مفیـد را تعیین نماید.

واحد تجاری در صورتی باید عمر مفید دارایی نامشهود را نامعین تلقی کنـد کـه برمبنای تحلیل کلیه عوامل مربوط، نتواند برای دورهای که انتظار میرود دارایی، جریان نقدی ورودی ایجاد نماید، محدودهای پیشبینی کند.

برای تعیین عمر مفید دارایی نامشهود، عوامل متعددی نظیر موارد زیر بررسی میشود :

  • استفاده مورد انتظار واحد تجاری از دارایی،
  • چرخه عمر محصول مرتبط بـا دارایـی و اطلاعـات عمـومی درخـصوص بـرآورد عمر مفید انواع داراییهای مشابه و با کاربرد مشابه،
  • نابابی دارایی بر اثر مسائل فنی، تغییرات فناوری، مسائل تجاری یا سایر دلایل،
  • سطح مخارج نگهداری لازم به منظور کسب منافع اقتـصادی آتـی مـورد انتظـار از دارایی با توجه به توان و قصد واحد تجاری برای رسیدن به سطح مزبور،
  • ثبات صنعتی که دارایی در آن مورد استفاده قرار میگیرد یا تغییر در تقاضای بـازار برای محصولات و خدمات تولید شده به وسیله دارایی،
  • اقدامات مورد انتظار رقبای فعلی و بالقوه، مراجع دولتی و دیگران،
  • دوره کنترل بر دارایی و محدودیت های قانونی یا موارد مشابه آن درخصوص اسـتفاده از دارایی مانند وجود تاریخ انقضای قرارداد اجاره،
  • قابلیت تمدید حقوق ناشی از دارایی نامشهود مورد نظر، و
  • میزان وابستگی عمر مفید دارایی به عمر مفید سایر داراییهای واحد تجاری.

دارایی های نامشهود با عمر مفید نامعین

دارایی نامشهود با عمر مفید نامعین نباید مستهلک شود.

طبق استاندارد حسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهش ارزش داراییها”، واحد تجاری باید آزمـون کاهش ارزش دارایی نامشهود با عمر مفید نامعین را از طریق مقایسه مبلـغ بازیـافتنی بـا مبلـغ دفتری آن در مقاطع زیر انجام دهد:

  • به صورت سالانه، و
  • هنگامی که شواهدی در خصوص کاهش ارزش دارایی نامشهود وجود داشته باشد.

افشا

واحد تجاری باید موارد را به تفکیک دارایی های نامـشهود ایجـاد شـده در واحد تجاری و سایر دارایی های نامشهود در صورت های مالی افشا کند :

الف. معین یا نامعین بودن عمر مفید و در صورت معین بودن، عمر مفید یا نرخ هـای اسـتهلاک بکار رفته،

ب . روش استهلاک داراییهای نامشهود با عمر مفید معین،

ج . صورت تطبیق ناخالص مبلغ دفتری، استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشـته در ابتـدا و انتهای دوره که بر حسب مورد نشان دهنده موارد زیر باشد :

  • ـ اضافات ،
  • ـ زیان کاهشارزش شناسایی شده در صورت سود و زیان ،
  • ـ برگشت زیانهای کاهشارزش قبلی در صورت سود و زیان ،
  • ـ افزایش یا کاهش ناشی از تجدید ارزیابی مطـابق بنـد ۶۰ و زیانهـای کـاهش ارزش شناسایی شده یا برگشت شده به طـور مـستقیم در حقـوق صـاحبان سـهام طبـق استاندارد حسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهشارزش داراییها”،
  • ـ استهلاک دوره ،
  • ـ خالص تفاوتهای ارزی ناشی از تسعیر صورتهای مالی یک واحد مستقل خارجی ،
  • ـ سایر تغییرات در مبلغ دفتری طی دوره.

در مورد ردیف “ ج” ، ارائه ارقام مقایسهای الزامی نیست .

هرطبقه از دارایی های نامشهود شامل گروهـی از دارایی هـا بـا ماهیـت و کـاربرد مـشابه در عملیات واحد تجاری است.

نمونه این طبقات جداگانه به قرار زیر است:

  • الف. حق اختراع،
  • ب . حق تالیف و حق تکثیر،
  • ج . سرقفلی محل کسب (حق کسب، پیشه یا تجارت)،
  • د . علامت تجاری و نام تجاری،
  • ه . حق امتیاز و فرانشیز، و . نرم افزار رایانه ای،
  • ز . حق استفاده از خدمات عمومی،
  • ح . فرمول ها، مدل ها و طرح ها، و
  • ط . دارایی های نامشهود در جریان ایجاد.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۶ و بعـد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره ۱۶)

آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره ۱۶)

آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره 16)
آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره ۱۶)

هدف

یک واحد تجاری ممکن است معاملاتی به ارز انجام دهد یا دارای عملیات خارجی باشـد.

علاوه بر این، یک واحد تجاری ممکن است صورتهای مالی خـود را بـه ارز ارائـه کنـد.

هدف این اسـتاندارد، تجـویز چگـونگی انعکـاس معـاملات ارزی و عملیـات خـارجی در صورتهای مالی یک واحد تجاری و همچنین نحوه تسعیر صورتهای مالی به واحد پـول گزارشگری است.

موضوعات اصلی استاندارد این است که از چه نرخی برای تـسعیر اسـتفاده شـود و آثـار تغییر در نرخ ارز، چگونه در صورتهای مالی گزارش شود.

دامنه کاربرد

الزامات این استاندارد باید در موارد زیر بکار گرفته شود:

  • حسابداری معاملات و مانده حسابهای ارزی،
  • تسعیر نتایج عملکرد و وضعیت مالی عملیات خارجی که از طریق تلفیق، روش ارزش ویژه ناخالصیا روش ارزش ویژه در صورتهای مالی واحد تجاری منظور میشود، و
  • تسعیر نتایج عملکرد و وضعیت مالی واحد تجاری به واحد پول گزارشگری.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

ارز: عبارت است از هر واحد پولی، به غیر از واحد پول عملیاتی واحد تجاری.

ارزش منصفانه: مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشندهای مطلع و مایـل مـیتواننـد در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور با یکدیگر مبادله یا یک بدهی را تسویه نمایند.

اقلام پولی:وجه نقد و داراییها و بدهیهایی که به مبلغ ثابـت یـا قابـل تعیینی از وجه نقد دریافت یا پرداخت شود

تسعیر: فرآیندی کـه از طریـق آن، اطلاعـات مـالی مبتنـی بـر ارز، برحـسب واحـد پـول گزارشگری بیان شود.

واژه تسعیر، گزارش معاملات منفرد ارزی بر حسب واحد پول گزارشگری و همچنین برگردان یک مجموعه کامل صورتهای مالی تهیه شده بـر حـسب ارز بـه واحـد پـول گزارشگری را در برمیگیرد

تفاوت تسعیر: تفاوت ناشی از تسعیر میزان معینی از یک واحد پول به واحـد پـول دیگر با نرخ های متفاوت.

خالص سرمایه گذاری در یک عملیات خارجی:سـهم واحـد تجـاری گزارشـگر در خالص دارایی های عملیات خارجی.

عملیات خارجی: عبارت است از یک واحد تجاری فرعی، واحد تجاری وابسته، مشارکت خاص یا شعبه واحد تجاری گزارشگر که فعالیت های آن در خارج از کشور محل فعالیت واحـد تجـاری گزارشـگر یـا برحسب واحد پولی غیر از واحد پول واحد تجاری گزارشگر انجام میشود.

گروه:عبارت است از واحد تجاری اصلی و کلیه واحدهای تجاری فرعی آن.

واحد پول عملیاتی:عبارت است از واحد پول محـیط اقتـصادی اصـلی کـه واحـد تجـاری در آن فعالیت میکند.

واحد پول گزارشگری:عبارت است از واحد پول مورد استفاده در ارائه صورتهای مالی.

تشریح تعاریف

واحد پول عملیاتی

محیط اقتصادی اصلی محل فعالیت واحد تجاری، به طور معمول محیطی است کـه بخـش عمده وجه نقد واحد تجاری در آن ایجاد و مصرف مـیشـود.

بـرای تعیـین واحـد پـول عملیاتی، واحد تجاری عوامل زیر را مد نظر قرار میدهد:

  • واحد پولی که قیمت فروش کالاها و خدمات عمدتاً با آن تعیین و تسویه میشود و رقابت و مقررات موجود در محل فعالیت، قیمت فروش کـالا و خـدمات را تعیـین میکند.
  • واحد پولی که بخش عمده مواد، دستمزد، و سایر مخارج تأمین کالاهـا و خـدمات با آن تعیین و تسویه میشود.

همچنین عوامل زیر میتواند شواهدی برای تعیین واحد پول عملیاتی واحد تجاری فـراهم کند:

  • واحد پولی که وجوه نقد حاصل از فعالیتهای تـأمین مـالی (بـرای مثـال، افـزایش سرمایه یا استقراض) با آن تحصیل میشود.
  • واحد پولی که معمولاً وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی براساس آن دریافـت میشود.

اقلام پولی

ویژگی اصلی اقلام پولی، حق دریافت (یا تعهد پرداخت) مبلغ ثابـت یـا قابـل تعیینـی از وجه نقد میباشـد.

حـسابهای دریـافتنی و پرداختنـی تجـاری و سـود سـهام پرداختنـی، نمونه هایی از اقلام پولی است.

مطالبات و بدهیهایی که بـصـورت غیرنقـدی و برمبنـای ارزش منصفانه کالا و خدمات درآینده تسویه میشود جزء اقـلام پـولی است

برعکس، ویژگی اصلی اقلام غیر پولی، نبود حق دریافت (یا تعهد پرداخت) مبلغ ثابت یا قابل تعیینی ازوجه نقد میباشد.

پیش پرداخت خرید کالا و خدمات به قیمت ثابت (مانند پیشپرداخت اجاره)، سـرقفلی، دارایی هـای نامـشهود، موجودیهـای مـواد و کـالا، دارایی های ثابت مشهود و بدهی هایی که از طریق تحویل دارایی غیر پولی تسویه مـیشـود، نمونه هایی از اقلام غیر پولی است.

گزارش معاملات ارزی به واحد پول عملیاتی

شناخت اولیه

معامله ارزی معامله ای است که بهای آن بر حسب ارز تعیین میشـود یـا مـستلزم تـسویه به ارز است

نمونه هایی از معاملات ارزی به شرح ذیل است:

  • خرید یا فروش کالاها و خدماتی که بهای آن بر حسب ارز تعیین میشود،
  • دریافت یا پرداخت تسهیلات ارزی، یا
  • معاملات مربوط به تحصیل یا فروش داراییها.

معامله ارزی در زمان شناخت اولیه باید به واحد پول عملیـاتی و بـر اسـاس نـرخ ارزدر تـاریخ معامله ثبت شود.

گزارشگری پس از شناخت اولیه

.در پایان هر دوره گزارشگری:

  • اقلام پولی ارزی باید به نرخ ارز در تاریخ ترازنامه تسعیر شود،
  • اقلام غیرپولی که به بهای تمام شده ارزی اندازه گیری شـده اسـت بایـد بـه نـرخ ارز درتاریخ معامله تسعیر شود،
  • اقلام غیرپولی که به ارزش منصفانه برحسب ارز انـدازه گیـری شـده اسـت بایـد بـه نرخ ارز درتاریخ تعیین ارزش منصفانه تسعیر شود.

تغییر در واحد پول عملیاتی

درصورت تغییر واحد پول عملیاتی ،واحد تجاری باید ضوابط تسعیر به واحد پول عملیاتی جدید را ازتاریخ تغییر بکار گیرد.

افشا

واحد تجاری باید موارد زیر را افشا نماید:

  • مبلغ تفاوت های تسعیر شناسایی شده در صورت سود و زیان دوره.
  • خالص تفاوت های تسعیر شناسایی شده در صورت سود و زیان جامع و طبقـه بنـدی شـده به عنوان یک قلم جداگانه در سرفصل حقوق صاحبان سرمایه و صورت تطبیق مانـده آن در ابتدا و پایان دوره.

در صورتی که واحد پول گزارشگری، متفاوت از واحـد پـول عملیـاتی باشـد:

بایـد ایـن موضـوع به همراه افشای واحد پول عملیاتی و دلیل استفاده از واحد پول گزارشگری متفاوت بیان گردد.

در صورتی که واحد پول عملیاتی واحد تجاری گزارشگر یا عملیات خارجی بااهمیـت تغییـر کنـد:

باید این موضوع و دلیل تغییر واحد پول عملیاتی افشا شود.

تاریخ اجرا و دوره گذار

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۹۱ و بعد از آن شروع مـیشـود، لازمالاجـرا است.

https://t.me/Parstarazgroup

حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره ۹)

حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره ۹)

حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره 9)
حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره ۹)

هدف

هدف این استاندارد تجویز نحوه حسابداری درآمدها و هزینـه هـای مـرتبط بـا پیمانهـای بلندمدت در صورتهای مالی پیمانکار است.

موضـوع پیمانهـای بلندمدت، تاریخ شروع پیمان و تاریخ تکمیل آن معمولاً در دوره های مالی متفـاوتی قـرار میگیرد.

مسئله اصلی در حسابداری پیمانهای بلندمـدت، تخـصیص درآمـدها و هزینه های پیمان به دوره هایی است که در آن دوره ها عملیات موضوع پیمان اجرا میشود.

این استاندارد معیارهای شناخت مندرج در مفاهیم نظری گزارشگری مالی را جهـت تعیـین زمان شناخت درآمد و هزینه های پیمان به عنوان اقلام صورت سود و زیان بکار میگیـرد.

این استاندارد همچنین، رهنمودهایی را برای اعمال این معیارها ارائه میکند.

دامنه کاربرد

این استاندارد باید برای حسابداری پیمانهای بلندمدت در صورتهای مالی پیمانکار بکار گرفته شود.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

• پیمان بلندمدت : پیمانی است که برای طراحی ، تولید یا سـاخت یـک دارایـی منفـرد قابـل ملاحظه یا ارائـه خدمات منعقد می شود و مدت زمان لازم برای تکمیل پیمان عمدتاً چنان است که فعالیـت پیمـان در دورههای مالی متفاوت قرار می گیرد .

پیمـانی کـه طبـق ایـن اسـتاندارد، بلندمـدت تلقـی میگردد، معمولاً در طول مدتی بیش از یکسال انجام خواهد شد.

با این حال، مدت بـیش از یکسال، مشخصه اصلی یک پیمان بلندمدت نیست.

• پیمان مقطوع:پیمان بلند مدتی که پیمانکاربا یک مبلغ مقطوع برای کل پیمان یا یک نرخ ثابت برای هرواحد

موضوع پیمـان کـه در برخـی از مـوارد ممکـن اسـت براساس موادی خاص مشمول تعدیل قرار گیرد، توافق میکند.

• پیمان امانی: پیمان بلند مدتی است که بـه موجـب آن مخارج قابل قبول یا مشخص شده در متن پیمان به پیمانکار تأدیه و درصد معینی از مخـارج مزبور یا حقالزحمه ثابتی نیز به پیمانکار پرداخت شود .

• پیش دریافت پیمان :بخشی ازمبالغ دریافتی توسط پیمانکاراست که کار مربـوط بـه آن تـا تاریخ ترازنامه انجام نشده است.

• مبالغ دریافتی بابت پیشرفت کار : عبارت است از :

  1. علی الحسابهـا : مبالغی است که به طور موقـت در قبـال صـورت حـسابهای صـادره در دست بررسی دریافت میشود .
  2. سایر دریافتهـا : عبارت است از اقلامی که ماهیت علی الحساب نداشـته

• مبالغ دریافتنی بابت پیشرفت کار: مبالغ قابل دریافـت کـه بابـت صـورت حسابهای صادره در حسابها منظور شده است.

• زیان های قابل پیش بینی : زیانهایی است که انتظار می رود درطول مدت پیمـان ایجـاد شـود

مبلغ زیان مذکور بدون توجه به موارد زیر براورد میشود:

  1. شروع یا عدم شروع کار پیمان.
  2. حصه ای از کار که تا تاریخ ترازنامه انجام شده است.
  3. میزان سودی که انتظار می رود از پیمانهای دیگر حاصل شود.

تجزیه و ترکیب پیمانها

الزامات این استاندارد باید برای هرپیمان به طور جداگانه بکـار گرفتـه شـود

این الزامـات بـرای بخـشهای قابـل شناسـایی یک پیمان یا برای گروهی از پیمانها به عنوان یک مجموعه واحد، اعمال میشود.

هرگاه پیمان بلندمدت ازچند بخش جداگانه تشکیل شده باشد، درصورت تحقق شرایط زیـر، عملکرد هر بخش باید به مثابه پیمانی جداگانه در نظر گرفته شود:

  • در مورد هر بخش پیشنهاد قیمت جداگانهای ارائه شده باشد
  • مذاکرات هر بخش به طور جداگانه صورت گرفته و طرفین پیمان حـق قبـول یـا رد آن بخش را داشته باشند
  • درآمدها و هزینههای هر بخش به طور جداگانه قابل تشخیص باشد.

در صورت تحقق شرایط زیـر، گـروه پیمانهـا را اعم از اینکـه دارای یک یا چنـد کارفرمـا باشـد، باید به عنوان یک پیمان واحد تلقی کرد:

  • گروه پیمانها به عنوان یک مجموعه مورد مذاکره قرار گرفته باشد،
  • وابستگی پیمانها به یکدیگر به گونه ای باشد که در عمل بخشی از یک پـروژه سـودآور را تشکیل دهد،
  • پیمانها به طور همزمان یا متوالی اجرا شود .

درآمد پیمان

درآمد پیمان باید دربرگیرنده موارد زیر باشد:

الف . مبلغ اولیه درآمد که در پیمان مورد توافق قرار گرفته است

ب . تغییر در میزان کار پیمان، ادعا و سایر دریافتهای تشویقی در ارتباط با عملیات پیمان:

  • تا میزانی که احتمال رود این موارد منجر به درآمد گردد، و
  • این موارد را بتوان بهگونهای قابل اتکا اندازهگیری کرد.

مخارج پیمـان

مخارج پیمان باید مشتمل بر موارد زیر باشد:

  • مخارجی که مستقیماً با یک پیمان مشخص مرتبط است،
  • مخارجی که بین پیمانها مشترک بوده و تسهیم آن به پیمانهای جداگانه امکانپذیر است،
  • سایر مخارجی که به موجب مفاد پیمان مشخصاً قابل مطالبه از کارفرما است.

هرگاه ماحصل یک پیمان بلندمدت را نتوان به گونه ای قابل اتکا براورد کرد:

الف . درآمد باید تا میزان مخارج تحمل شدهای که احتمال بازیافت آن وجود دارد شناسایی شود،

ب . مخارج پیمان باید در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی شود.

در پیمانهای مقطوع ،ماحصل پیمان بلندمدت را زمانی می توان به گونه ای قابل اتکا انـدازه گیـری کرد که تمامی شرایط زیر برقرار باشد:

  • درآمد پیمان را بتوان به گونه ای قابل اتکا اندازه گیری کرد
  • جریان ورودی منافع اقتصادی مرتبط با پیمان به واحد تجاری محتمل باشد
  • مخارج پیمان تا زمان تکمیل پیمان و درصد تکمیل پیمـان درتـاریخ ترازنامـه را بتوان بهگونهای قابل اتکا اندازه گیری کرد
  • مخارج مربوط به پیمان را بتوان به وضوح تشخیص داد و به گونهای قابل اتکا اندازه گیری کرد تا مقایسه مخارج واقعی تحمل شده پیمان با براوردهای قبلی آنها میسر گردد.

در پیمانهای امانی ، ماحصل پیمان بلندمدت را زمانی می توان به گونه ای قابل اتکا اندازه گیری کرد که کلیه شرایط زیر برقرار باشد:

  • جریان ورودی منافع اقتصادی مرتبط با پیمان به واحد تجاری محتمل باشد، و
  • مخارج مربوط به پیمان را اعم از اینکه طبق مفاد پیمان مشخصاً قابل بازیافـت باشـد یـا نباشد، بتوان به وضوح تشخیص داد و به گونه ی قابل اتکا اندازه گیری کرد.

افشا در ترازنامه

پیمان های بلندمدت را باید به شرح زیر در ترازنامه افشا کرد :

الف . مازاد درآمد شناسایی شده انباشته پیمان بر مبالغ دریافتی و دریافتنی بابـت پیـشرفت کار تا تاریخ ترازنامه باید به عنوان مبلغ قابل بازیافت پیمان طبقه بندی گردد

به طـور جداگانه تحت سرفصل حسابهای دریافتنی منعکس شود.

ب . پیش دریافت پیمان باید در سرفصل پیش دریافتها در ترازنامه منظور شود.

ج . مخارج تحمل شده انباشته پس از کسر مبالغ هزینه شناسایی شده انباشته و به کسر زیانهای قابل پـیش بینـی ، بـه عنـوان مانـده پیمانهـای بلندمـدت طبقه بندی و به طور جداگانه تحت سرفصل پیمان های درجریـان پیـشرفت در ترازنامـه منعکس گردد.

د . مازاد ذخیره زیان های قابل پیش بینی بر مخارج تحمل شده انباشـته باید به عنوان ذخیره زیانهای قابل پیش بینی طبقه بنـدی و تحت سرفصل ذخایـر در ترازنامه منعکس شود.

ه . مبلغ سپرده های کسر شده از قبیل سپرده حسن انجام کار و سپرده بیمـه باید تحت سرفصل حسابهای دریافتنی در ترازنامه منعکس شود

افشا در صورت سود و زیان

صورت سود و زیان باید اقلام زیر را به طور جداگانه منعکس کند:

  • درآمد شناسایی شده دوره (درآمد پیمان).
  • هزینه شناسایی شده دوره (بهای تمام شده پیمان ) شامل هزینه شناسـایی شـده پیمـان طی دوره و زیان قابل پیشبینی شناسایی شده طی دوره.

افشای رویه های حسابداری

واحد تجاری باید با توجه به الزامات استاندارد حسابداری شماره ۱ موارد زیر را در یادداشـت های توضیحی افشا کند:

  • روشهای تعیین درآمد شناسایی شده دوره.
  • روشهای تعیین مرحله تکمیل پیمان درجریان پیشرفت.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد درمورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها ازتاریخ۱/۱/۱۳۸۰ و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها

نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها

نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها
نسبتهای مالی هشدار دهنده ورشکستگی شرکتها

درحالی‌ که سرمایه گذاران سهام را با استفاده از روش‌های مختلف ، مثل جاری، مورد ارزیابی قرار می‌دهند باید حواسشان باشد که نسبتهای مالی را که می‌توانند سیگنال‌هایی از یک ورشکستگی قریب‌الوقوع باشند، نیز در نظر بگیرند.

نسبتهای مالی کلیدی هستند که می‌توانند این هشدارها را از قبل بدهند

تا شما زمانی داشته باشید که از شرسهام این شرکت ها رهاشوید.

نسبت جاری

دارایی های جاری را بر بدهی های جاری تقسیم می‌کند

یکی از اصلی‌ترین نسبتهای نقدینگی مورداستفاده برای ارزیابی امنیت مالی یک شرکت است.

این نسبت با اندازه‌ گیری کفایت منابع جاری شرکت برای پوشش همه تعهدات بدهی اش در ۱۲ ماه آینده، توانایی شرکت را در پرداخت تعهدات بدهی کوتاه‌مدتش ارزیابی می‌کند.

نسبت جاری بالاتر نشان می‌دهد که شرکت نقدینگی بیشتری دارد.

عموماً، نسبت جاری ۲ یا بیشتر مناسب است.

نسبتهای کمتر از یک، علامت هشدار هستند.

نسبت جریان نقدی عملیاتی به فروش

پول نقد و جریان پول نقد، کلید موفقیت و نجات هر کسب‌وکاری به شمار می‌رود.

جریان نقدی تقسیم بر درآمد حاصل از فروش، توانایی شرکت در تولید پول نقد از محل فروشش را نشان می‌دهد.

رابطه ایدئال بین جریان نقدی عملیاتی و فروش، یک افزایش موازی است.

اگر جریان نقدی با افزایش فروش افزایش نیابد جای نگرانی خواهد بود و ممکن است نشانه‌ای بر ناکارآمدی مدیریت هزینه ها یا حساب‌های دریافتنی باشد.

در مورد نسبت جریان نقدی عملیاتی به فروش، عموماً نسبت بالاتر بهتر است.

تحلیل گران ترجیح می‌دهند تا شاهد اعداد رو به رشد، یا حداقل ثابتی در طول زمان باشند.

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

نسبت بدهی به حقوق صاحب سهام اساساً یک نسبت اهرمی بوده.

یکی از نسبتهای مالی است که در ارزیابی سلامت مالی شرکت به شدت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این نسبت معیاری اساسی از توانایی شرکت در برآورده کردن تعهدات و ساختار مالی شرکت، بدون توجه به اینکه بیشتر سرمایه شرکت از طریق سهامداران یا با ایجاد بدهی تأمین می‌شود، به دست می‌دهد.

اگر این نسبت بالا بوده یا در حال افزایش باشد، نشان می‌دهد که شرکت کاملاً به تأمین مالی از طریق وام و بدهی به‌جای استفاده از سرمایه‌ای که سرمایه گذاران سهام فراهم می‌کند، وابسته است.

این نسبت همچنین ازاین‌جهت مهم است که یکی از معیارهای اصلی است که توسط وام دهندگان در نظر گرفته می‌شود.

اگر وام دهنده ها عقیده داشته باشند که نسبت بالاست، ممکن است مایل به وام دادن به شرکت نباشند.

یک نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام مطلوب حدود ۱ است، جایی که سهام تقریباً با بدهی ها برابری می‌کند.

گرچه نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است، قانون عمومی این است که نسبت بالای ۲، ناسالم در نظر گرفته می‌شود.

نسبت جریانات نقدی عملیاتی به بدهی

وجود جریانات نقدی عملیاتی برای هر کسب‌وکاری ضروری است.

هیچ شرکتی نمی‌تواند بدون پول نقد لازم برای پرداخت صورتحساب‌ها، بازپرداخت وام ها، اجاره‌بها، دادن حقوق و دستمزد و پرداخت مالیات ضروری به‌درستی به کار خود ادامه دهد.

نسبت جریانات نقدی عملیاتی به بدهی که از تقسیم جریانات نقدی بر بدهی کل به دست می‌آید، بعضی‌اوقات به‌عنوان تنها پیش گوی ناکامی مالی در نظر گرفته می‌شود.

این نسبت به‌صورت تئوریک نشان می‌دهد که اگر یک شرکت ۱۰۰% جریانات نقدی اش را به پرداخت بدهی هایش اختصاص دهد، چه مدت طول می‌کشد که بدهی ها به‌طور کامل تسویه شوند.

یک نسبت بالاتر نشانگر این است که شرکت ظرفیت پوشش بدهی خود را به شکل مطلوبی دارد.

بعضی از تحلیل گران از جریان نقدی آزاد به‌جای جریان نقدی عملیاتی در محاسبه‌های خود استفاده می‌نمایند، چون جریان نقدی عملیاتی هزینه های سرمایه‌ای را نیز در دل خود دارد.

یک نسبت بالاتر از ۱ عموماً سالم در نظر گرفته می‌شود،

امّا هر عددی کمتر از ۱ به معنی نشانه‌ای از ورشکستگی قریب‌الوقوع در طول چند سال آینده است،

مگر اینکه شرکت قدم‌هایی برای بهبود قابل‌ توجه وضعیت مالی خود بردارد.

یک معیار دیگری که اغلب برای پیش‌گویی ورشکستگی مورداستفاده قرار می‌گیرد، نمره (Z – score) است

که ترکیبی از چند نسبت مالی برای تولید یک نمره ترکیبی منفرد به‌حساب می‌آید.

https://t.me/Parstarazgroup