ترکیبهای تجاری (استاندارد حسابداری شماره ۱۹)

ترکیبهای تجاری (استاندارد حسابداری شماره ۱۹)

ترکیبهای تجاری (استاندارد حسابداری شماره 19)
ترکیبهای تجاری (استاندارد حسابداری شماره ۱۹)

هدف

هدف این استاندارد، تعیین الزامات مربوط به گزارشگری مالی ترکیبهـای تجـاری اسـت.

طبق این استاندارد کلیه ترکیبهای تجاری باید با استفاده از روش خرید به حـساب گرفتـه شود.

بنابراین واحد تحصیل کننده، داراییها و بدهیهای قابل تشخیص واحد تحصیل شده را به ارزش منصفانه آنها در تاریخ تحصیل شناسایی میکند.

افـزون بـر ایـن، سـرقفلی نیـز شناسایی و مستهلک میگردد و درمورد آن آزمون کاهش ارزش نیز صورت میگیرد.

دامنه کاربرد

این استاندارد در موارد زیر کاربرد ندارد :

  • ترکیبهای تجاری که در آن واحدها یا فعالیتهای تجاری جداگانه بـرای ایجـاد یـک مشارکت خاص جمع شوند،
  • ترکیبهای تجاری واحدها یا فعالیتهای تجاری تحت کنترل مشترک.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخصزیر بکار رفته است :

• ارزش منصفانه : مبلغی اسـت کـه خریـداری مطلـع و مایـل و فروشـندهای مطلـع و مایـل میتوانند در معاملـه ای حقیقـی و در شـرایط عـادی، یـک دارایـی را در ازای مبلـغ مزبـور، با یکدیگر مبادله کنند .

•تاریخ تحصیل :تاریخی که درآن، کنترل خالص داراییها و عملیات واحد تحصیل شده بطور مؤثربه واحد تحصیل کننده انتقال مییابد.

• ترکیب تجاری : تجمیع واحدها یا فعالیتهای تجاری جداگانه در قالب یک شخصیت اقتـصادی است که براثر کسب کنترل خالص داراییها و عملیات واحد دیگر پدید میآید.

• داراییهای پولی :وجه نقد و دارایی هایی که قراراست به مبلغ ثابت یا قابل تعیینی ازوجه نقـد دریافت شود.

• سـهم اقلیــت : آن بخــش از ســود و زیــان و خـالص داراییهــای یــک واحــد تجــاری فرعــی، با در نظر گرفتن تعدیلات تلفیقی، که قابل انتساب به سهامی است که بـه طـور مـستقیم یـا غیرمستقیم از طریق واحدهای تجاری فرعی دیگر، به واحد تجاری اصلی تعلق ندارد .

• فعالیت تجاری : مجموعهای یکپارچه از فعالیتها و داراییهایی است که برای دستیابی به اهداف زیر اداره میشوند:

  1. کسب بازدهی برای سرمایه گذاران، یا
  2. کسب منافع اقتصادی از طریق کاهش هزینه ها یا سـایر راه هـا بـصورت مـستقیم و به تناسب برای شرکای آن.

• کنترل : توانایی راهبری سیاستهای مالی و عملیاتی یک واحد یـا فعالیـت تجـاری بـه منظـور کسب منافع اقتصادی از آن .

• واحد تجاری اصلی : یک واحد تجاری که دارای یک یا چند واحد تجاری فرعی است.

• واحد تجاری فرعی : یک واحد تجاری که تحت کنترل واحـد تجـاری دیگـری (واحـد تجـاری اصلی) است .

روش حسابداری

حسابداری ترکیبهای تجاری باید با استفاده از روش خرید، انجام شود.

کاربرد روش خرید

تشخیص واحد تحصیل کننده

در کلیه ترکیب های تجاری باید واحد تحصیل کننده مشخص شود.

واحد تحصیل کننده، واحـد تجـاری درحال ترکیبی است که کنترل سایر واحدها یا فعالیتهای تجاری درحال ترکیب را به دست میآورد.

بهای تمام شده ترکیب تجاری

ترکیب تجاری باید به بهای تمام شده منعکس شود.

بهای تمام شده ترکیب تجاری عبارت است از:

وجه نقد و معـادل وجـه نقـد پرداختـی و ارزش منصفانه سایر مابـه ازاهـای خریـد واگذارشـده در تـاریخ تحـصیل توسـط واحـد تحصیل کننده به اضافه هر گونه مخارج تبعی مستقیم ترکیب.

اگرترکیب تجـاری شامل بیش از یک معامله است،بهای تمام شده ترکیب تجاری معادل جمع بهای تمام شـده کلیه معاملات است.

در مواردی که ترکیب تجاری نتیجه بیش از یک معاملـه اسـت، تمـایز تاریخ تحصیل از تاریخ معاملات، مهم است.

گرچه حـسابداری ترکیـب تجـاری از تـاریخ تحصیل شروع میشود، اما از بهای تمام شده و ارزش منصفانه در تاریخ هر یک از معاملات استفاده میشود.

افشا

واحد تحصیل کننده باید اطلاعاتی را افشا نماید که برمبنای آن استفاده کنندگان صـورتهای مـالی بتوانند ماهیت و اثر مالی ترکیبهای تجاری انجام شده طی دوره و یا بعـد از تـاریخ ترازنامـه امـا قبل از تأیید صورتهای مالی را ارزیابی کنند.

برای اجرای ،واحد تحصیل کننده باید اطلاعات زیر را افشا کند :

الف . نام و مشخصات واحدها یا فعالیتهای تجاری ترکیب شده،

ب . تاریخ تحصیل،

ج . درصد سهام دارای حق رأی تحصیل شده،

د. بهای تمام شده ترکیب و شرح مختصری درمورد اجزای آن، شامل هرگونه مخارجی که مستقیماً به ترکیب قابل انتساب است.

در مواردی که بخشی از مابه ازای ترکیـب از طریق صدور سهام تأمین میشود، اطلاعات زیر باید افشا شود :

۱ . تعداد سهام منتشر شده یا قابل انتشار، و

۲ . ارزش منصفانه سهام و مبنای تعیین آن. اگر برای سهام درتاریخ معامله، قیمـت بازار وجود نداشته باشد، مفروضات با اهمیت در تعیین ارزش منصفانه آن باید افشا شود.

چنانچه برای سهام منتشر شده در تاریخ معامله، قیمت بـازار وجـود داشته باشد اما بهعنوان مبنایی برای تعیین بهای تمام شده ترکیب مورد اسـتفاده قرار نگیرد، این واقعیت باید افشا شود.

همچنین دلایل عدم اسـتفاده از قیمـت بازار، روش و مفروضات با اهمیت بکار رفته در تعیین ارزش سهام و مبلغ کل تفاوت بین آن ارزش و قیمت بازار سهام، نیز باید افشا شود.

ه . جزئیات مربوط به عملیاتی که واحد تجاری درنتیجه ترکیب، تصمیم به واگذاری آن دارد.

و . مبالغ شناسایی شده برای هرطبقه از داراییها و بدهیهای واحـد تحـصیل شـده در تـاریخ تحصیل و مبالغ دفتری هرکدام از آن طبقات براساس استانداردهای حسابداری در تـاریخ تحصیل.

اگر افشا غیرعملی باشد، این واقعیت به همراه دلایل آن، باید افشا شود.

ز . مبلغ مازاد کسر شده از ارزش منصفانه تعیین شده برای دارایی هـای قابـل تـشخیص

ح . توصیف عواملی که منجر به ایجاد سرقفلی شده اسـت یـا توصـیف ماهیـت مـازاد

ط . مبلغ سود یا زیان واحد تحصیل شده از تاریخ تحصیل کـه در سـود و زیـان دوره واحد تحصیل کننده منظور شده است.

درصـورتی کـه ایـن افـشا غیرعملـی باشـد موضوع همراه با دلایل آن باید افشا شود.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد درمورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تـاریخ۱/۱/۱۳۸۵وبعد از آن شروع می شود،لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره ۱۸)

صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره ۱۸)

صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره 18)
صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی (استاندارد حسابداری شماره ۱۸)

هدف

الزام واحدهای تجاری اصلی به تهیه صورتهای مالی تلفیقی

به منظور ارائه اطلاعات مالی درباره فعالیتهای اقتصادی گروه واحدهای تجاری است

به گونه ای کـه منابع تحت کنترل گروه، تعهدات گروه و نتایج کسب شده از طریق بکارگیری منابع گـروه را به عنوان یک شخصیت اقتصادی واحد نشان دهد.

ایـن اسـتاندارد بـا فـرض ایـن کـه واحدهای تجاری عضو گروه، شرکت سهامی هستند تنظـیم شـده اسـت

امـا الزامـات آن در مورد سایر انواع واحدهای تجاری نیز کاربرد دارد.

دامنه کاربرد

باید در تهیه و ارائه صورتهای مالی تلفیقی گروه و همچنـین حـسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی بکار رود.

این استاندارد، حسابداری ترکیب های تجاری و آثار آن بر تلفیق، شامل سرقفلی ناشی از ترکیب را دربر نمیگیرد.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخصزیر بکار رفته است :

• تلفیق : فرایند تعدیل و ترکیب اطلاعات صورتهای مالی جداگانه یـک واحـد تجـاری اصـلی و صورتهای مالی واحدهای تجاری فرعی آن

به منظور تهیه صورتهای مـالی تلفیقـی اسـت کـه اطلاعات مالی گروه را به عنوان شخصیت اقتصادی واحد ارائه میکند.

• سهم اقلیت : آن بخش از سود یا زیان و خالص داراییهای یک واحد تجاری فرعـی،

بـا درنظـر گرفتن تعدیلات تلفیقی، که قابل انتساب به سهامی است که به طور مستقیم یـا غیرمـستقیم از طریق واحدهای تجاری فرعی دیگر، به واحد تجاری اصلی تعلق ندارد.

• صورتهای مالی تلفیقی : صورتهای مالی یک گروه است که آن گروه به عنوان یـک شخـصیت اقتصادی واحد محسوب میشود.

• صورتهای مالی جداگانه : صورتهای مالی که توسط واحد تجاری اصلی ارائه مـیشـود

در آن سرمایه گذاریها براساس منافع مالکانه مستقیم و نه برمبنای نتایج عملیات وخالص داراییهـای واحد سرمایه پذیر به حساب گرفته میشود.

• کنترل : توانایی راهبری سیاستهای مالی و عملیاتی یک واحد تجاری به منظور کسب منـافع از فعالیتهای آن .

• گروه : واحد تجاری اصلی و کلیه واحدهای تجاری فرعی آن.

• واحد تجاری اصلی : یک واحد تجاری که دارای یک یا چند واحد تجاری فرعی است.

• واحد تجاری فرعی : یک واحد تجاری که تحت کنترل واحـد تجـاری دیگـری ( واحـد تجـاری اصلی) است.

ارائه صورتهای مالی تلفیق

یک واحد تجاری اصلی تنها در صورت وجود تمام شرایط زیـر، ملـزم بـه ارائـه صـورتهای مـالی تلفیقی نیست :

الف . واحد مزبور، خود واحد تجاری فرعی و تماماً متعلق به واحد تجاری اصـلی دیگـر باشـد

یـا واحد تجاری فرعی یک واحد دیگر با مالکیت کمتر از ۱۰۰ درصـد سـهام باشـد

امـا سـایرصاحبان سهام،علیرغم آگاهی ازقصد واحد تجاری اصلی برای عدم ارائه صـورتهای مـالی تلفیقی، مخالفت خود را اعلام نکرده باشند.

ب . سهام یا سایر اوراق بهادار آن واحد در بورس اوراق بهادار یا سایر بازارهای در دسـترس عموم، معامله نشود.

ج .واحد مزبور برای عرضه هرگونه اوراق بهادار به عموم،صورتهای مالی خـود را بـه هیئـت پذیرش بورس اوراق بهادار یا سایر مراجع قانونی تحویل نداده یـا درجریـان تحویـل آن نباشد.

د .واحد تجاری اصلی نهایی یا میانی آن واحد،صورتهای مالی تلفیقـی را براساس استانداردهای حسابداری تهیه کند

مبلغ دفتری سرمایه گذاری

مبلغ دفتری سرمایه گذاری واحد تجاری اصلی در هر یک از واحدهای تجاری فرعی و سهم واحـد تجاری اصلی از حقوق صاحبان سرمایه هر یک از آنها حذف میشود

افشا

موارد زیر باید در صورتهای مالی تلفیقی افشا شود:

الف . فهرستی از واحدهای تجاری فرعی عمده شامل:

نام ، محل ثبت یا اقامتگـاه قـانونی واحـد تجاری فرعی ، نسبت حقوق مالکیت یا میزان سهام با حـق رأی (چنانچـه متفـاوت باشـد) در واحد تجاری فرعی،

ب . اطلاعات زیر چنانچه مورد داشته باشد :

  • ۱ . دلایل عدم تلفیق یک واحد تجاری فرعی،
  • ۲ . نوع و ماهیت رابطه بین واحد تجاری اصلی و آن گروه از واحدهای تجاری فرعی کـه بیش از نصف سهام با حق رأی آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در مالکیت واحـد تجاری اصلی نیست،
  • ۳ . دلیل نداشتن کنترل بر آن گروه از واحدهای سرمایه پذیر که بیش از نصف سهام با حق رأی آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم در مالکیت واحد تجاری اصلی است،

ج . ماهیت و میزان هرگونه محدودیت عمده در توان واحدهای تجاری فرعی برای انتقال منابع به واحـد تجـاری اصـلی در قالب سود سهام نقدی یا بازپرداخت وامها یا پیش پرداختها، و

د . نام ، تاریخ ترازنامه و دوره مالی واحد تجاری فرعی در مواردی که تاریخ گزارشگری آن با تاریخ گزارشگری واحد تجاری اصلی متفاوت است

و دلایل استفاده از صـورتهای مـالی بـا تاریخ متفاوت.

در صورتهای مالی جداگانـه، بایـد روش حـسابداری بکـار رفتـه در مـورد سـرمایه گـذاری در واحدهای تجاری فرعی افشا شود .

درمواردی که واحد تجاری اصلی از تهیه صورتهای مالی تلفیقـی مـستثنی اسـت، صورتهای مالی جداگانه تهیه میکند.

اطلاعات زیر باید در آن افشا شود:

الف. تصریح اینکه صورتهای مالی، صورتهای مالی جداگانه است.

ب . تصریح اینکه از معافیت تلفیق استفاده شده است.

ج . نام و اقامتگاه قانونی واحد تجاری نهایی یا میانی که صورتهای مالی تلفیقی آن برای عمـوم براساس استانداردهای حسابداری تهیه و منتشر شده است،

د . فهرست سرمایه گذاریهای عمده در واحدهای تجاری فرعی، شامل نـام، محـل ثبـت یـا اقامتگاه قانونی آنها، درصد مالکیت و درصد حق رأی درصورت متفاوت بودن، و

ه . روش حسابداری مورد استفاده برای سرمایه گذاریهای فهرست شده .

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا از تـاریخ ۱/۱/۱۳۸۵ و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست .

https://t.me/Parstarazgroup

دارایی های نامشهود(استاندارد حسابداری شماره ۱۷)

دارایی های نامشهود(استاندارد حسابداری شماره ۱۷)

هدف

هدف این استاندارد، تجویز نحوه حسابداری داراییهای نامشهود است.

موضـوعات اصـلی در حسابداری دارایی های نامشهود عبارت از معیارها و زمان شناخت دارایـی، تعیـین مبلـغ دفتری و موارد افشاست.

دامنه کاربرد

الزامات این استاندارد باید در مورد حسابداری تمام دارایی های نامشهود بکار گرفته شـود

مگـر اینکه به موجب استانداردی دیگر، نحوه حسابداری متفاوتی، الزامی شده باشد.

این استاندارد ازجمله در موارد زیر کاربرد ندارد:

الف. سرقفلی ناشی از ترکیب تجاری (بـه اسـتاندارد حـسابداری شـماره ۱۹ بـا عنـوان ترکیبهای تجاری مراجعه شود).

ب . حق امتیاز معادن و مخارج اکتشاف، توسعه و استخراج معادن، نفت، گـاز طبیعـی و منابع مشابهی که احیاشونده نیست.

ج . اجاره ها (به استاندارد حسابداری شماره ۲۱ با عنوان حسابداری اجارهها مراجعه شود).

د . دارایی های نامشهودی که در روال عادی عملیات واحـد تجـاری بـه قـصد فـروش نگهداری میشود

ه . مخارج قبل از بهره برداری

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است :

• ارزش اقتصادی : خالص ارزش فعلی جریانهای نقدی آتـی ناشـی از کـاربرد مـستمر دارایـی از جمله جریانهای نقدی ناشی از واگذاری نهایی آن

• ارزش باقیمانده : مبلغ برآوردی که واحد تجاری در حال حاضر میتواند از واگـذاری دارایـی پس از کسر مخارج برآوردی واگذاری بدست آورد با ایـن فـرض کـه دارایـی در وضـعیت متصور در پایان عمر مفید باشد.

• ارزش منصفانه : مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشندهای مطلع و مایل مـیتواننـد در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلـغ مزبـور بـا یکـدیگر مبادلـه کنند.

• استهلاک : تخصیص سیستماتیک مبلغ استهلاک پذیر یک دارایی طی عمر مفید آن.

• بهای تمام شده : مبلغ وجه نقد یا معادل نقد پرداختی یا ارزش منصفانه سایر مابه ازاهایی کـه جهت تحصیل یک دارایی در زمان تحصیل یا ایجاد آن، واگذار شده است.

یـا حـسب مـورد، مبلغی که در زمان شناخت اولیه براساس الزامات خـاص سـایر اسـتانداردهای حـسابداری، به آن دارایی تخصیص یافته است

• تحقیق : پژوهشی نو و برنامه ریزی شده است که با هدف کسب دانش علمی یا فنـی جدیـد انجام میشود.

• خالص ارزش فروش: مبلغ وجه نقد یا معادل نقد که از طریق فروش دارایی در شرایط عادی و پس از کسر کلیه هزینه های مرتبط با فروش حاصل میشود.

• دارایی : حقوق نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راه های دستیابی مشروع به آن منافع کـه درنتیجه معاملات یا سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحد تجاری درآمده است.

• دارایی نامشهود : یک دارایی قابل تشخیص غیرپولی و فاقد ماهیتعینی.

• دارایی های پولی :وجه نقدو دارایی هایی که قراراست به مبلغ ثابت یا قابل تعیینی ازوجـه نقـد دریافت شود.

• زیان کاهش ارزش : مازاد مبلغ دفتری یک دارایی نسبت به مبلغ بازیافتنی آن.

• عمر مفید : عبارت است از :

  • مدت زمانیکه انتظار میرود یک دارایی، مورد استفاده واحد تجاری قرار گیرد،
  • تعداد تولید یا سایر واحدهای مقداری مشابه که انتظار میرود در فرایند اسـتفاده از دارایی توسط واحد تجاری تحصیل شود.

•مبلغ استهلاک پذیر:بهای تمام شده دارایی یـاسـایر مبـالغ جـایگزین بهـای تمـام شـده در صورتهای مالی ،به کسرارزش باقیمانده آن.

•مبلغ دفتری:مبلغی که دارایی پس ازکسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته مربـوط،به آن مبلغ درترازنامه منعکس میشود.

• مبلغ بازیافتنی : خالص ارزش فروش یا ارزش اقتصادی یک دارایی، هرکدام که بیشتر است.

شناخت و اندازه گیری اولیه دارایی نامشهود

یک قلم هنگامی به عنوان دارایی نامشهود شناسایی میشود که :

  • با تعریف دارایی های نامشهود مطابقت داشته باشد.
  • معیارهای شناخت احراز شده باشد.

یک قلم دارایی نامشهود باید تنها زمانی شناسایی شود که :

  • جریان منافع اقتصادی آتی دارایی به درون واحد تجاری محتمل باشد، و
  • بهای تمام شده دارایی به گونه ای اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشد.

جریان منافع اقتصادی آتی مرتبط با دارایی نامشهود به درون واحد تجاری تنها هنگـامی محتمـل است که واحد تجاری بتواند با دلایل کافی نشان دهد:

  • دستیابی به خالص جریان ورودی منـافع اقتـصادی آتـی دارایـی بـه درون واحـد تجـاری امکان پذیر است،
  • توانایی و قصد استفاده از دارایی نامشهود را دارد، و
  • به منابع فنی و مالی کافی برای کسب منافع اقتصادی آتی دارایی دسترسی دارد.

موارد زیر نمونه هایی از مخارجی است که در بهای تمام شده دارایی نامشهود منظور نمیشود:

  • مخارج معرفی یک محصول یا خدمت جدید مانند مخارج تبلیغات،
  • مخارج انجام فعالیت تجاری در یک محل جدید یا با یک گروه جدیـد از مـشتریان مانند مخارج آموزش کارکنان،
  • مخارج اداری، عمومی و فروش.

به منظور ارزیابی اینکه یک دارایی نامشهود ایجاد شده داخلـی حـائز معیارهـای شـناخت است، واحد تجاری ایجاد دارایی را در دو گروه زیر طبقه بندی میکند:

  • مرحله تحقیق
  • مرحله توسعه

مرحله تحقیق

مخارج تحقیق یا مخارجی که در مرحله تحقیقاتی یک پروژه داخلی واقع میشـود نبایـد به عنوان دارایی نامشهود شناسایی شود.

این مخارج در هنگـام وقـوع بایـد بـه عنـوان هزینه شناسایی گردد.

واحد تجاری، در مرحله تحقیق یک پروژه داخلی، نمیتواند وجود دارایـی نامـشهودی را که منافع اقتصادی آتی ایجاد خواهد کرد، اثبات کند.

بنابراین، این مخارج در هنگام وقوع به عنوان هزینه شناسایی میشود.

نمونه هایی از فعالیتهای تحقیق به شرح زیر است:

  • فعالیت هایی با هدف دستیابی به دانش جدید،
  • جستجو برای ارزیابی و انتخاب نهایی موارد کاربرد یافته های تحقیق یا سایر دانش ها،
  • جستجوی جایگزین هایی برای مواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستم ها یا خدمات، و
  • فرمولـه کردن، طراحی، ارزیابی و انتخاب نهایی جایگزین های ممکـن بـرای مـواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهبود یافته.

مرحله توسعه

مخارج توسعه یا مخارجی که در مرحله توسعه یک پروژه داخلی واقع می گردد تنهـا درصـورت اثبات تمام شرایط زیر به عنوان دارایی نامشهود شناسایی میشود:

  • امکان پذیری تکمیل دارایی نامشهود از نظر فنی، به گونه ای که بـرای اسـتفاده یـا فـروش آماده شود.
  • قصد واحد تجاری برای تکمیل دارایی نامشهود و استفاده یا فروش آن.
  • توانایی واحد تجاری برای استفاده یا فروش دارایی نامشهود.
  • ایجاد منافع اقتصادی آتی توسط دارایی نامشهود. ازجمله، واحد تجاری بتواند وجود بازار برای دارایی نامشهود یا محصول آن و سودمندی آن در صورت استفاده داخلی را اثبات کند.
  • دسترسی به منابع کافی فنی، مالی و سایر منابع برای تکمیل، توسعه و استفاده یـا فـروش دارایی نامشهود.
  • توانایی واحد تجاری برای اندازه گیری مخارج قابل انتساب به دارایی نامشهود بـه گونـه ای اتکاپذیر طی دوره توسعه.

نمونه هایی از فعالیت های توسعه به شرح زیر است:

  • طراحی، ساخت و آزمایش نمونه ها و مدل ها قبل از مرحله تولید یا استفاده،
  • طراحی تجهیزات، الگوها و قالبها براساس فناوری جدید،
  • طراحی، ساخت و بهره برداری از تجهیزات نمونه سازی در حدی که از نظر اقتـصادی، تولید تجاری تلقی نشود،
  • طراحی، ساخت و آزمایش جایگزین انتخابی برای مواد خام، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهسازی شده.

اندازه گیری دارایی نامشهود پس از شناخت اولیه

واحد تجاری باید یکی از دو روش “ بهای تمام شده” یا “ تجدید ارزیابی” را به عنوان رویه حسابداری خود انتخاب کند و آن را در مورد تمام اقلام یک طبقه دارایی نامشهود بکار گیرد.

روش بهای تمام شده

دارایی نامشهود پس از شناخت اولیه باید به بهای تمام شده پـس از کـسر اسـتهلاک انباشـته و هرگونه کاهش ارزش انباشته منعکس شود.

روش تجدید ارزیابی

پس از شناخت اولیه دارایی نامـشهود، چنانچـه ارزش منـصفانه بـه گونـه ای اتکاپـذیر قابـل اندازه گیری باشد باید آن را به مبلغ تجدید ارزیابی پس از کسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته بعدی، ارائه کرد.

تجدیـد ارزیـابی بایـد به طور منظم انجام شود تا اطمینان حاصل گردد مبلـغ دفتـری، تفـاوت بـا اهمیتـی بـا ارزش منصفانه در تاریخ ترازنامه ندارد.

عمر مفید

واحد تجاری باید معین یا نامعین بودن عمـر مفیـد یـک دارایـی نامـشهود را ارزیـابی کنـد و درصورت معین بودن، مدت آن، یا تعداد تولید یا سایر معیارهای مشخص کننده عمر مفیـد را تعیین نماید.

واحد تجاری در صورتی باید عمر مفید دارایی نامشهود را نامعین تلقی کنـد کـه برمبنای تحلیل کلیه عوامل مربوط، نتواند برای دورهای که انتظار میرود دارایی، جریان نقدی ورودی ایجاد نماید، محدودهای پیشبینی کند.

برای تعیین عمر مفید دارایی نامشهود، عوامل متعددی نظیر موارد زیر بررسی میشود :

  • استفاده مورد انتظار واحد تجاری از دارایی،
  • چرخه عمر محصول مرتبط بـا دارایـی و اطلاعـات عمـومی درخـصوص بـرآورد عمر مفید انواع داراییهای مشابه و با کاربرد مشابه،
  • نابابی دارایی بر اثر مسائل فنی، تغییرات فناوری، مسائل تجاری یا سایر دلایل،
  • سطح مخارج نگهداری لازم به منظور کسب منافع اقتـصادی آتـی مـورد انتظـار از دارایی با توجه به توان و قصد واحد تجاری برای رسیدن به سطح مزبور،
  • ثبات صنعتی که دارایی در آن مورد استفاده قرار میگیرد یا تغییر در تقاضای بـازار برای محصولات و خدمات تولید شده به وسیله دارایی،
  • اقدامات مورد انتظار رقبای فعلی و بالقوه، مراجع دولتی و دیگران،
  • دوره کنترل بر دارایی و محدودیت های قانونی یا موارد مشابه آن درخصوص اسـتفاده از دارایی مانند وجود تاریخ انقضای قرارداد اجاره،
  • قابلیت تمدید حقوق ناشی از دارایی نامشهود مورد نظر، و
  • میزان وابستگی عمر مفید دارایی به عمر مفید سایر داراییهای واحد تجاری.

دارایی های نامشهود با عمر مفید نامعین

دارایی نامشهود با عمر مفید نامعین نباید مستهلک شود.

طبق استاندارد حسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهش ارزش داراییها”، واحد تجاری باید آزمـون کاهش ارزش دارایی نامشهود با عمر مفید نامعین را از طریق مقایسه مبلـغ بازیـافتنی بـا مبلـغ دفتری آن در مقاطع زیر انجام دهد:

  • به صورت سالانه، و
  • هنگامی که شواهدی در خصوص کاهش ارزش دارایی نامشهود وجود داشته باشد.

افشا

واحد تجاری باید موارد را به تفکیک دارایی های نامـشهود ایجـاد شـده در واحد تجاری و سایر دارایی های نامشهود در صورت های مالی افشا کند :

الف. معین یا نامعین بودن عمر مفید و در صورت معین بودن، عمر مفید یا نرخ هـای اسـتهلاک بکار رفته،

ب . روش استهلاک داراییهای نامشهود با عمر مفید معین،

ج . صورت تطبیق ناخالص مبلغ دفتری، استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشـته در ابتـدا و انتهای دوره که بر حسب مورد نشان دهنده موارد زیر باشد :

  • ـ اضافات ،
  • ـ زیان کاهشارزش شناسایی شده در صورت سود و زیان ،
  • ـ برگشت زیانهای کاهشارزش قبلی در صورت سود و زیان ،
  • ـ افزایش یا کاهش ناشی از تجدید ارزیابی مطـابق بنـد ۶۰ و زیانهـای کـاهش ارزش شناسایی شده یا برگشت شده به طـور مـستقیم در حقـوق صـاحبان سـهام طبـق استاندارد حسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهشارزش داراییها”،
  • ـ استهلاک دوره ،
  • ـ خالص تفاوتهای ارزی ناشی از تسعیر صورتهای مالی یک واحد مستقل خارجی ،
  • ـ سایر تغییرات در مبلغ دفتری طی دوره.

در مورد ردیف “ ج” ، ارائه ارقام مقایسهای الزامی نیست .

هرطبقه از دارایی های نامشهود شامل گروهـی از دارایی هـا بـا ماهیـت و کـاربرد مـشابه در عملیات واحد تجاری است.

نمونه این طبقات جداگانه به قرار زیر است:

  • الف. حق اختراع،
  • ب . حق تالیف و حق تکثیر،
  • ج . سرقفلی محل کسب (حق کسب، پیشه یا تجارت)،
  • د . علامت تجاری و نام تجاری،
  • ه . حق امتیاز و فرانشیز، و . نرم افزار رایانه ای،
  • ز . حق استفاده از خدمات عمومی،
  • ح . فرمول ها، مدل ها و طرح ها، و
  • ط . دارایی های نامشهود در جریان ایجاد.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۶ و بعـد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره ۱۶)

آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره ۱۶)

آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره 16)
آثار تغییر نرخ ارز(استاندارد حسابداری شماره ۱۶)

هدف

یک واحد تجاری ممکن است معاملاتی به ارز انجام دهد یا دارای عملیات خارجی باشـد.

علاوه بر این، یک واحد تجاری ممکن است صورتهای مالی خـود را بـه ارز ارائـه کنـد.

هدف این اسـتاندارد، تجـویز چگـونگی انعکـاس معـاملات ارزی و عملیـات خـارجی در صورتهای مالی یک واحد تجاری و همچنین نحوه تسعیر صورتهای مالی به واحد پـول گزارشگری است.

موضوعات اصلی استاندارد این است که از چه نرخی برای تـسعیر اسـتفاده شـود و آثـار تغییر در نرخ ارز، چگونه در صورتهای مالی گزارش شود.

دامنه کاربرد

الزامات این استاندارد باید در موارد زیر بکار گرفته شود:

  • حسابداری معاملات و مانده حسابهای ارزی،
  • تسعیر نتایج عملکرد و وضعیت مالی عملیات خارجی که از طریق تلفیق، روش ارزش ویژه ناخالصیا روش ارزش ویژه در صورتهای مالی واحد تجاری منظور میشود، و
  • تسعیر نتایج عملکرد و وضعیت مالی واحد تجاری به واحد پول گزارشگری.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

ارز: عبارت است از هر واحد پولی، به غیر از واحد پول عملیاتی واحد تجاری.

ارزش منصفانه: مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشندهای مطلع و مایـل مـیتواننـد در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور با یکدیگر مبادله یا یک بدهی را تسویه نمایند.

اقلام پولی:وجه نقد و داراییها و بدهیهایی که به مبلغ ثابـت یـا قابـل تعیینی از وجه نقد دریافت یا پرداخت شود

تسعیر: فرآیندی کـه از طریـق آن، اطلاعـات مـالی مبتنـی بـر ارز، برحـسب واحـد پـول گزارشگری بیان شود.

واژه تسعیر، گزارش معاملات منفرد ارزی بر حسب واحد پول گزارشگری و همچنین برگردان یک مجموعه کامل صورتهای مالی تهیه شده بـر حـسب ارز بـه واحـد پـول گزارشگری را در برمیگیرد

تفاوت تسعیر: تفاوت ناشی از تسعیر میزان معینی از یک واحد پول به واحـد پـول دیگر با نرخ های متفاوت.

خالص سرمایه گذاری در یک عملیات خارجی:سـهم واحـد تجـاری گزارشـگر در خالص دارایی های عملیات خارجی.

عملیات خارجی: عبارت است از یک واحد تجاری فرعی، واحد تجاری وابسته، مشارکت خاص یا شعبه واحد تجاری گزارشگر که فعالیت های آن در خارج از کشور محل فعالیت واحـد تجـاری گزارشـگر یـا برحسب واحد پولی غیر از واحد پول واحد تجاری گزارشگر انجام میشود.

گروه:عبارت است از واحد تجاری اصلی و کلیه واحدهای تجاری فرعی آن.

واحد پول عملیاتی:عبارت است از واحد پول محـیط اقتـصادی اصـلی کـه واحـد تجـاری در آن فعالیت میکند.

واحد پول گزارشگری:عبارت است از واحد پول مورد استفاده در ارائه صورتهای مالی.

تشریح تعاریف

واحد پول عملیاتی

محیط اقتصادی اصلی محل فعالیت واحد تجاری، به طور معمول محیطی است کـه بخـش عمده وجه نقد واحد تجاری در آن ایجاد و مصرف مـیشـود.

بـرای تعیـین واحـد پـول عملیاتی، واحد تجاری عوامل زیر را مد نظر قرار میدهد:

  • واحد پولی که قیمت فروش کالاها و خدمات عمدتاً با آن تعیین و تسویه میشود و رقابت و مقررات موجود در محل فعالیت، قیمت فروش کـالا و خـدمات را تعیـین میکند.
  • واحد پولی که بخش عمده مواد، دستمزد، و سایر مخارج تأمین کالاهـا و خـدمات با آن تعیین و تسویه میشود.

همچنین عوامل زیر میتواند شواهدی برای تعیین واحد پول عملیاتی واحد تجاری فـراهم کند:

  • واحد پولی که وجوه نقد حاصل از فعالیتهای تـأمین مـالی (بـرای مثـال، افـزایش سرمایه یا استقراض) با آن تحصیل میشود.
  • واحد پولی که معمولاً وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی براساس آن دریافـت میشود.

اقلام پولی

ویژگی اصلی اقلام پولی، حق دریافت (یا تعهد پرداخت) مبلغ ثابـت یـا قابـل تعیینـی از وجه نقد میباشـد.

حـسابهای دریـافتنی و پرداختنـی تجـاری و سـود سـهام پرداختنـی، نمونه هایی از اقلام پولی است.

مطالبات و بدهیهایی که بـصـورت غیرنقـدی و برمبنـای ارزش منصفانه کالا و خدمات درآینده تسویه میشود جزء اقـلام پـولی است

برعکس، ویژگی اصلی اقلام غیر پولی، نبود حق دریافت (یا تعهد پرداخت) مبلغ ثابت یا قابل تعیینی ازوجه نقد میباشد.

پیش پرداخت خرید کالا و خدمات به قیمت ثابت (مانند پیشپرداخت اجاره)، سـرقفلی، دارایی هـای نامـشهود، موجودیهـای مـواد و کـالا، دارایی های ثابت مشهود و بدهی هایی که از طریق تحویل دارایی غیر پولی تسویه مـیشـود، نمونه هایی از اقلام غیر پولی است.

گزارش معاملات ارزی به واحد پول عملیاتی

شناخت اولیه

معامله ارزی معامله ای است که بهای آن بر حسب ارز تعیین میشـود یـا مـستلزم تـسویه به ارز است

نمونه هایی از معاملات ارزی به شرح ذیل است:

  • خرید یا فروش کالاها و خدماتی که بهای آن بر حسب ارز تعیین میشود،
  • دریافت یا پرداخت تسهیلات ارزی، یا
  • معاملات مربوط به تحصیل یا فروش داراییها.

معامله ارزی در زمان شناخت اولیه باید به واحد پول عملیـاتی و بـر اسـاس نـرخ ارزدر تـاریخ معامله ثبت شود.

گزارشگری پس از شناخت اولیه

.در پایان هر دوره گزارشگری:

  • اقلام پولی ارزی باید به نرخ ارز در تاریخ ترازنامه تسعیر شود،
  • اقلام غیرپولی که به بهای تمام شده ارزی اندازه گیری شـده اسـت بایـد بـه نـرخ ارز درتاریخ معامله تسعیر شود،
  • اقلام غیرپولی که به ارزش منصفانه برحسب ارز انـدازه گیـری شـده اسـت بایـد بـه نرخ ارز درتاریخ تعیین ارزش منصفانه تسعیر شود.

تغییر در واحد پول عملیاتی

درصورت تغییر واحد پول عملیاتی ،واحد تجاری باید ضوابط تسعیر به واحد پول عملیاتی جدید را ازتاریخ تغییر بکار گیرد.

افشا

واحد تجاری باید موارد زیر را افشا نماید:

  • مبلغ تفاوت های تسعیر شناسایی شده در صورت سود و زیان دوره.
  • خالص تفاوت های تسعیر شناسایی شده در صورت سود و زیان جامع و طبقـه بنـدی شـده به عنوان یک قلم جداگانه در سرفصل حقوق صاحبان سرمایه و صورت تطبیق مانـده آن در ابتدا و پایان دوره.

در صورتی که واحد پول گزارشگری، متفاوت از واحـد پـول عملیـاتی باشـد:

بایـد ایـن موضـوع به همراه افشای واحد پول عملیاتی و دلیل استفاده از واحد پول گزارشگری متفاوت بیان گردد.

در صورتی که واحد پول عملیاتی واحد تجاری گزارشگر یا عملیات خارجی بااهمیـت تغییـر کنـد:

باید این موضوع و دلیل تغییر واحد پول عملیاتی افشا شود.

تاریخ اجرا و دوره گذار

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۹۱ و بعد از آن شروع مـیشـود، لازمالاجـرا است.

https://t.me/Parstarazgroup

حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره ۹)

حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره ۹)

حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره 9)
حسابداری پیمانهای بلندمدت(استاندارد حسابداری شماره ۹)

هدف

هدف این استاندارد تجویز نحوه حسابداری درآمدها و هزینـه هـای مـرتبط بـا پیمانهـای بلندمدت در صورتهای مالی پیمانکار است.

موضـوع پیمانهـای بلندمدت، تاریخ شروع پیمان و تاریخ تکمیل آن معمولاً در دوره های مالی متفـاوتی قـرار میگیرد.

مسئله اصلی در حسابداری پیمانهای بلندمـدت، تخـصیص درآمـدها و هزینه های پیمان به دوره هایی است که در آن دوره ها عملیات موضوع پیمان اجرا میشود.

این استاندارد معیارهای شناخت مندرج در مفاهیم نظری گزارشگری مالی را جهـت تعیـین زمان شناخت درآمد و هزینه های پیمان به عنوان اقلام صورت سود و زیان بکار میگیـرد.

این استاندارد همچنین، رهنمودهایی را برای اعمال این معیارها ارائه میکند.

دامنه کاربرد

این استاندارد باید برای حسابداری پیمانهای بلندمدت در صورتهای مالی پیمانکار بکار گرفته شود.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

• پیمان بلندمدت : پیمانی است که برای طراحی ، تولید یا سـاخت یـک دارایـی منفـرد قابـل ملاحظه یا ارائـه خدمات منعقد می شود و مدت زمان لازم برای تکمیل پیمان عمدتاً چنان است که فعالیـت پیمـان در دورههای مالی متفاوت قرار می گیرد .

پیمـانی کـه طبـق ایـن اسـتاندارد، بلندمـدت تلقـی میگردد، معمولاً در طول مدتی بیش از یکسال انجام خواهد شد.

با این حال، مدت بـیش از یکسال، مشخصه اصلی یک پیمان بلندمدت نیست.

• پیمان مقطوع:پیمان بلند مدتی که پیمانکاربا یک مبلغ مقطوع برای کل پیمان یا یک نرخ ثابت برای هرواحد

موضوع پیمـان کـه در برخـی از مـوارد ممکـن اسـت براساس موادی خاص مشمول تعدیل قرار گیرد، توافق میکند.

• پیمان امانی: پیمان بلند مدتی است که بـه موجـب آن مخارج قابل قبول یا مشخص شده در متن پیمان به پیمانکار تأدیه و درصد معینی از مخـارج مزبور یا حقالزحمه ثابتی نیز به پیمانکار پرداخت شود .

• پیش دریافت پیمان :بخشی ازمبالغ دریافتی توسط پیمانکاراست که کار مربـوط بـه آن تـا تاریخ ترازنامه انجام نشده است.

• مبالغ دریافتی بابت پیشرفت کار : عبارت است از :

  1. علی الحسابهـا : مبالغی است که به طور موقـت در قبـال صـورت حـسابهای صـادره در دست بررسی دریافت میشود .
  2. سایر دریافتهـا : عبارت است از اقلامی که ماهیت علی الحساب نداشـته

• مبالغ دریافتنی بابت پیشرفت کار: مبالغ قابل دریافـت کـه بابـت صـورت حسابهای صادره در حسابها منظور شده است.

• زیان های قابل پیش بینی : زیانهایی است که انتظار می رود درطول مدت پیمـان ایجـاد شـود

مبلغ زیان مذکور بدون توجه به موارد زیر براورد میشود:

  1. شروع یا عدم شروع کار پیمان.
  2. حصه ای از کار که تا تاریخ ترازنامه انجام شده است.
  3. میزان سودی که انتظار می رود از پیمانهای دیگر حاصل شود.

تجزیه و ترکیب پیمانها

الزامات این استاندارد باید برای هرپیمان به طور جداگانه بکـار گرفتـه شـود

این الزامـات بـرای بخـشهای قابـل شناسـایی یک پیمان یا برای گروهی از پیمانها به عنوان یک مجموعه واحد، اعمال میشود.

هرگاه پیمان بلندمدت ازچند بخش جداگانه تشکیل شده باشد، درصورت تحقق شرایط زیـر، عملکرد هر بخش باید به مثابه پیمانی جداگانه در نظر گرفته شود:

  • در مورد هر بخش پیشنهاد قیمت جداگانهای ارائه شده باشد
  • مذاکرات هر بخش به طور جداگانه صورت گرفته و طرفین پیمان حـق قبـول یـا رد آن بخش را داشته باشند
  • درآمدها و هزینههای هر بخش به طور جداگانه قابل تشخیص باشد.

در صورت تحقق شرایط زیـر، گـروه پیمانهـا را اعم از اینکـه دارای یک یا چنـد کارفرمـا باشـد، باید به عنوان یک پیمان واحد تلقی کرد:

  • گروه پیمانها به عنوان یک مجموعه مورد مذاکره قرار گرفته باشد،
  • وابستگی پیمانها به یکدیگر به گونه ای باشد که در عمل بخشی از یک پـروژه سـودآور را تشکیل دهد،
  • پیمانها به طور همزمان یا متوالی اجرا شود .

درآمد پیمان

درآمد پیمان باید دربرگیرنده موارد زیر باشد:

الف . مبلغ اولیه درآمد که در پیمان مورد توافق قرار گرفته است

ب . تغییر در میزان کار پیمان، ادعا و سایر دریافتهای تشویقی در ارتباط با عملیات پیمان:

  • تا میزانی که احتمال رود این موارد منجر به درآمد گردد، و
  • این موارد را بتوان بهگونهای قابل اتکا اندازهگیری کرد.

مخارج پیمـان

مخارج پیمان باید مشتمل بر موارد زیر باشد:

  • مخارجی که مستقیماً با یک پیمان مشخص مرتبط است،
  • مخارجی که بین پیمانها مشترک بوده و تسهیم آن به پیمانهای جداگانه امکانپذیر است،
  • سایر مخارجی که به موجب مفاد پیمان مشخصاً قابل مطالبه از کارفرما است.

هرگاه ماحصل یک پیمان بلندمدت را نتوان به گونه ای قابل اتکا براورد کرد:

الف . درآمد باید تا میزان مخارج تحمل شدهای که احتمال بازیافت آن وجود دارد شناسایی شود،

ب . مخارج پیمان باید در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی شود.

در پیمانهای مقطوع ،ماحصل پیمان بلندمدت را زمانی می توان به گونه ای قابل اتکا انـدازه گیـری کرد که تمامی شرایط زیر برقرار باشد:

  • درآمد پیمان را بتوان به گونه ای قابل اتکا اندازه گیری کرد
  • جریان ورودی منافع اقتصادی مرتبط با پیمان به واحد تجاری محتمل باشد
  • مخارج پیمان تا زمان تکمیل پیمان و درصد تکمیل پیمـان درتـاریخ ترازنامـه را بتوان بهگونهای قابل اتکا اندازه گیری کرد
  • مخارج مربوط به پیمان را بتوان به وضوح تشخیص داد و به گونهای قابل اتکا اندازه گیری کرد تا مقایسه مخارج واقعی تحمل شده پیمان با براوردهای قبلی آنها میسر گردد.

در پیمانهای امانی ، ماحصل پیمان بلندمدت را زمانی می توان به گونه ای قابل اتکا اندازه گیری کرد که کلیه شرایط زیر برقرار باشد:

  • جریان ورودی منافع اقتصادی مرتبط با پیمان به واحد تجاری محتمل باشد، و
  • مخارج مربوط به پیمان را اعم از اینکه طبق مفاد پیمان مشخصاً قابل بازیافـت باشـد یـا نباشد، بتوان به وضوح تشخیص داد و به گونه ی قابل اتکا اندازه گیری کرد.

افشا در ترازنامه

پیمان های بلندمدت را باید به شرح زیر در ترازنامه افشا کرد :

الف . مازاد درآمد شناسایی شده انباشته پیمان بر مبالغ دریافتی و دریافتنی بابـت پیـشرفت کار تا تاریخ ترازنامه باید به عنوان مبلغ قابل بازیافت پیمان طبقه بندی گردد

به طـور جداگانه تحت سرفصل حسابهای دریافتنی منعکس شود.

ب . پیش دریافت پیمان باید در سرفصل پیش دریافتها در ترازنامه منظور شود.

ج . مخارج تحمل شده انباشته پس از کسر مبالغ هزینه شناسایی شده انباشته و به کسر زیانهای قابل پـیش بینـی ، بـه عنـوان مانـده پیمانهـای بلندمـدت طبقه بندی و به طور جداگانه تحت سرفصل پیمان های درجریـان پیـشرفت در ترازنامـه منعکس گردد.

د . مازاد ذخیره زیان های قابل پیش بینی بر مخارج تحمل شده انباشـته باید به عنوان ذخیره زیانهای قابل پیش بینی طبقه بنـدی و تحت سرفصل ذخایـر در ترازنامه منعکس شود.

ه . مبلغ سپرده های کسر شده از قبیل سپرده حسن انجام کار و سپرده بیمـه باید تحت سرفصل حسابهای دریافتنی در ترازنامه منعکس شود

افشا در صورت سود و زیان

صورت سود و زیان باید اقلام زیر را به طور جداگانه منعکس کند:

  • درآمد شناسایی شده دوره (درآمد پیمان).
  • هزینه شناسایی شده دوره (بهای تمام شده پیمان ) شامل هزینه شناسـایی شـده پیمـان طی دوره و زیان قابل پیشبینی شناسایی شده طی دوره.

افشای رویه های حسابداری

واحد تجاری باید با توجه به الزامات استاندارد حسابداری شماره ۱ موارد زیر را در یادداشـت های توضیحی افشا کند:

  • روشهای تعیین درآمد شناسایی شده دوره.
  • روشهای تعیین مرحله تکمیل پیمان درجریان پیشرفت.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد درمورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها ازتاریخ۱/۱/۱۳۸۰ و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

گزارش عملکرد مالی(استاندارد حسابداری شماره ۶)

گزارش عملکرد مالی(استاندارد حسابداری شماره ۶)

گزارش عملکرد مالی(استاندارد حسابداری شماره 6)
گزارش عملکرد مالی(استاندارد حسابداری شماره ۶)

هدف

هدف این استاندارد ملزم کردن واحدهای تجاری به انعکاس مشخص و بارز برخی عناصر عملکرد مالی است تا به درک استفاده کنندگان صـورتهای مـالی از عملکـرد مـالی واحـد تجاری طی یک دوره کمک کند و مبنایی جهت ارزیابی عملکرد مالی و جریانهـای نقـدی آتی برای آنها فراهم آورد.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

عملیات متوقف شده:یک بخش ازواحد تجاری که واگذار شده یا بـعنـوان نگهداری شده برای فروش طبقه بندی شده است

  • بیانگر یک فعالیت تجاری یا حوزه جغرافیایی عمده و جداگانه از عملیات است،
  • قسمتی ازیک برنامه هماهنگ برای واگذاری یا برکناری یک فعالیت تجاری یا حـوزه جغرافیایی عمده و جداگانه از عملیات است
  • یک واحد فرعی است که صرفاً با قصد فروش مجدد خریداری شده است.

عملیات در حال تداوم: کلیه عملیات واحد تجاری به استثنای عملیات متوقف شده.

اقلام استثنایی: اقلامی با اهمیت که منـشأ آن رویـدادها یـامعـاملاتی مـیباشـد کـه در حال تداوم شرکت واقـع مـیگـردد

بـه منظـور ارائــه تـصویری مطلوب، افشای جداگانه آنها، منفرداً یا در صورت تشابه نوع، در مجموع، به لحـاظ اسـتثنایی بودن ماهیت یا وقوع ضرورت مییابد.

تعدیلات سنواتی: تعدیلاتی با اهمیت است که به سنوات قبل مربوط میشـود و از تغییـر در رویه حسابداری یا اصلاح اشتباه ناشی میگردد.

تعدیلات سنواتی، اصـلاحات تکـرار شـونده معمول و تعدیل براوردهای انجام شده در سنوات قبل را شامل نمیشود.

یک بخش از واحد تجاری: جزئی از عملیات و جریانهای نقدی واحد تجاری اسـت کـه از لحـاظ عملیاتی و اهداف گزارشگری مالی، به وضوح از سایر فعالیتهای واحد تجاری متمایز باشد

صورت سود و زیان جامع

صورت سود و زیان جامع به عنوان یک صورت مالی اساسی، باید کـل درآمـدها و هزینـه هـای شناسایی شده طی دوره را که قابـل انتـساب بـه صـاحبان سـرمایه اسـت، بـه تفکیـک اجـزای تشکیل دهنده آنها نشان دهد.

صورت سود و زیان جامع ب طرق زیر به اهداف گزارشگری مالی کمک میکند:

الف. ترکیب اطلاعات مربوط به جنبه عملیاتی عملکرد و مـوارد مـرتبط بـا آن بـا سـایر جنبههای عملکرد مالی واحد تجاری.

ب .ارائه اطلاعاتی که همراه با اطلاعات مندرج درسایر صورتهای مالی اساسی، بـرای ارزیابی بازده سرمایه گذاری دریک واحد تجاری مفید واقع شود.

صورت سود و زیان جامع باید موارد زیر را به ترتیب نشان دهد:

  • سود یا زیان خالص دوره طبق صورت سود و زیان.
  • سایر درآمدها و هزینههای شناسایی شده به تفکیک.
  • تعدیلات سنواتی.

هرگاه اجزای صورت سودوزیان جامع محدود به سودیازیان خالص دوره و تعـدیلات سـنواتی باشد،ارائـه صورت سودوزیان جامع ضرورتی ندارد.

در چنین حالتی بایـد در یادداشـتی ذیـل صورت سود و زیان دوره،عدم لزوم ارائـه صورت سودوزیان جامع افشا شود.

اقلام استثنایی

اقلام استثنایی باید در محاسبه سود یا زیان عملیات در حال تداوم منظور شـود.

مبلـغ هـر قلـم استثنایی باید بطـور جداگانـه و ترجیحـاً درمـتن صورت سودوزیان تحت سرفصل درآمد یا هزینه مربوط منعکس گردد.

اعم از اینکه انعکـاس این اقلام در متن صورت سود و زیان یا در یادداشتهای توضیحی صورت گیرد، ایـن اقـلام بایـد بهعنوان اقلام استثنایی قابل تشخیص باشد و اینگونه تصریح گردد.

شـرح مناسـبی در مـورد هر یک از اقلام استثنایی جهت درک ماهیت این اقلام ضروری است.

نمونه اقلامی که ممکن است درصورت با اهمیت بـودن،اسـتثنایی تلقـی شـود عبـارت است از:

  • الف. زیان های ناشی از بلایای طبیعی،
  • ب . هزینه های اخراج دسته جمعی کارکنان شاغل در بخشهای فعال واحد تجاری،
  • ج . هزینه های تجدید سازمان،
  • د . به هزینه بردن دارایی های نامشهود خارج از فرایند استهلاک،
  • ه . زیان انتقال صنایع مزاحم به خارج از محدوده شهرها، طبق مقررات جاری،
  • و . کمکهای بلاعوض غیرسرمایهای دریافتی و کمک های بلاعوض پرداختی،
  • ز . سود یا زیان فروش داراییهای ثابت مشهود و سرمایهگذاریهای بلندمدت،
  • ح . هزینه های غیرمعمول مربوط به مطالبات مشکوکالوصول و کاهش ارزش موجـودی مواد و کالا،
  • ط . ذخیره های غیرمعمول برای زیانهای ناشی از پیمان های بلندمدت،
  • ی . وجوه مازاد ناشی از حل و فصل ادعای خسارت از شرکت های بیمه،
  • ک . هزینه های جذب نشده ناشی از عدم دستیابی به ظرفیت معمول (عملی) مورد انتظـار و ضایعات غیرعادی، و
  • ل . سود یا زیان ناشی از حل و فصل دعاوی برله یا علیه شرکت.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد درمورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها ازتـاریخ ۱/۱/۱۳۸۰ و بعـد از آن شروع میشود، لازمالاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

سرمایه گذاریها (استاندارد حسابداری شماره ۱۵)

سرمایه گذاریها (استاندارد حسابداری شماره ۱۵)

سرمایه گذاریها (استاندارد حسابداری شماره ۱۵)
سرمایه گذاریها (استاندارد حسابداری شماره ۱۵)

دامنه کاربرد

این استاندارد به نحوه حسابداری سرمایه گذاریها و الزامات افشای اطلاعات مربوط میپردازد.

حسابداری سرمایهگذاری در کلیه واحدهای تجاری باید طبق الزامات این استاندارد انجـام شـود.

این استاندارد نحوه حسابداری سرمایه گذاری در واحـدهای تجـاری فرعـی، مـشارکت های خـاص و واحدهای تجاری وابسته در صورتهای مالی تلفیقی و مجموعه را تعیین نمـیکنـد

لـیکن درخـصوص نحوه حسابداری سرمایه گذاری های پیـش گفته در صـورتهای مـالی جداگانـه کـاربرد دارد

مگـر در مواردی که در استانداردهای حسابداری مربوط به سرمایهگـذاری در واحـدهای تجـاری فرعـی، مشارکتهای خاصو واحدهای تجاری وابسته نحوه عمل دیگری تجویز شده باشد.

موارد زیر در این استاندارد مورد بحث قرار نمیگیرد:

الف. مبانی شناخت درآمدهایی که به صورت سود تضمین شـده، سـود سـهام و غیـره از سرمایهگذاریها عاید میشود

ب . سرمایهگذاری در واحدهای تجاری فرعی، مشارکتهای خاص و واحـدهای تجـاری وابسته در صورتهای مالی تلفیقی و مجموعه.

ج . سرمایهگذاری در املاک

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخصزیر بکار رفته است:

ابزار مالی:قراردادی که برای یک واحد تجاری،دارایی مالی و برای واحد تجـاری دیگـر،بدهی مالی یا ابزار مالکانه ایجادمیکند

ابزار مالکانه : هر قراردادی که معرف وجود حقوق باقیمانده نسبت به داراییهای واحدتجاری پس از کسر کلیه بدهیهای آن است.

ارزش منصفانه : مبلغی اسـت کـه خریـداری مطلـع و مایـل و فروشـندهای مطلـع و مایـل میتوانند در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور مبادله یـا یک بدهی را تسویه کنند.

اوراق مشتقه: ابزار مالی یا قرارداد دیگری که دارای سه ویژگی زیر است:

  • الف. ارزش آن در واکنش به تغییرات قیمت دارایی پایه مانند سهام و کالا تغییر کند،
  • ب . مستلزم سرمایهگذاری خالص اولیه نباشد یا در مقایسه بـا سـایر قراردادهـایی کـه انتظار میرود در برابر تغییر عوامل بازار واکنش مشابهی نشان دهند، سرمایهگذاری خالص اولیه کمتری نیاز داشته باشد، و
  • ج . در آینده تسویه شود.

بازار فعال : بازاری که در آن دفعات و حجم معاملات دارایی و بدهی برای ارائه مـستمر اطلاعات قیمتگذاری کافی است.

بدهی مالی: هر بدهی که یکی از موارد زیر باشد:

الف. تعهد قراردادی:

  1. برای تحویل وجه نقد یا دارایی مالی دیگر به اشخاص دیگر، یا
  2. برای مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی با اشخاص دیگر،تحت شرایطی کـه به صورت بالقوه برای واحد تجاری نامطلوب است

ب . قراردادی که از طریق ابزار مالکانه واحد تجاری تسویه خواهد شد یـا ممکـن اسـت تسویه گردد و:

  1. اوراق غیرمشتقهای است که در ازای آن واحد تجاری به تحویـل تعـداد متغیـری ابزار مالکانه واحد تجاری متعهد است یا ممکن است متعهد شود،
  2. اوراق مشتقهای است که به شیوهای به جز معاوضه مبلغ ثابتی وجه نقد یا دارایـی مالی دیگر با تعداد ثابتی ابزار مالکانه واحد تجاری تسویه خواهـد شـد یـا ممکـن است تسویه شود.

تعهد قطعی : توافقی برای مبادله مقدار مشخصی از منابع بـه قیمتـی مـشخص در تاریخ یا تاریخهای مشخص در آینده است.

حق تقدم : حقی اسـت قابـل نقـل و انتقـال متعلق به صاحبان سهام واحد تجاری، که هنگام خرید سهام جدید به نسبت سهامی که مالکند به ایشان تعلق میگیرد.

خالص ارزش فروش:مبلغ وجه نقد که ازطریق فـروش دارایـی در شرایط عادی و پس ازکسرکلیه مخارج فروش حاصل میشود.

دارایی مالی: هر دارایی که یکی از موارد زیر باشد:

الف. وجه نقد.

ب . ابزار مالکانه از قبیل سهام یا حق تقدم سهام واحد تجاری دیگر.

ج . حق قراردادی:

  1. برای دریافت وجه نقد یا دارایی مالی دیگر از اشخاص دیگر، یا
  2. برای مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی با اشخاص دیگر،تحت شرایطی کـه به صورت بالقوه برای واحد تجاری مطلوب است.

د . قراردادی که از طریق ابزارهای مالکانه واحد تجاری تسویه خواهـد شـد یـا ممکـن است تسویه شود،

و: ۱ .اوراق غیرمشتق های است که در ازای آن واحد تجاری به دریافت تعـداد متغیـری ابزار مالکانه واحد تجاری متعهد است یا ممکن است متعهد شود، یا

۲ .اوراق مشتقهای است که به شیوهای به جز معاوضه مبلغ ثابتی وجه نقد یا دارایـی مالی دیگر با تعداد ثابتی ابزار مالکانه واحد تجاری تسویه خواهـد شـد یـا ممکـن است تسویه شود.

سرمایه گذاری : نوعی دارایی است که واحـد سـرمایه گـذار بـرای کـسب منـافع اقتـصادی از طریق دریافت منافع ، افـزایش ارزش، پوشـش ریسکهای آتی یا مزایای دیگر نگهداری میکند.

سرمایه گذاری بلندمدت : طبقهای از سرمایه گذاری هاست که به قصد اسـتفاده مـستمر در فعالیتهای واحد تجاری نگهداری میشود.

سرمایه گذاری هنگامی به عنـوان دارایـی غیرجـاری طبقه بندی میشود که قصد نگهداری آن برای مدت طولانی قابل اثبات باشد.

سرمایه گذاری جاری: به طبقهای از سـرمایه گـذاری ها گفتـه مـیشـود کـه سـرمایه گـذاری بلندمدت نباشد.

سرمایه گذاری در املاک : عبارت از سرمایه گذاری در زمین یـا سـاختمانی اسـت کـه عملیـات ساخت و توسعه آن به اتمام رسیده و به جهت ارزش بالقوه ای که ازنظـر سـرمایه گذاری دارد

نه به قصد استفاده توسط واحد تجاری سرمایه گذار نگهداری میشود.

سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار :نوعی سرمایه گذاری که برای آن بـازاری فعـال، آزاد و در دسترس، وجود دارد

بطوری که ازطریق آن بتوان به ارزش بازار یا شاخصی قابل اتکا که محاسبه ارزش بازار راامکانپذیر سازد، دست یافت

سهام جایزه : عبارت است از توزیع سهام بین صاحبان سهام واحد تجاری از محل سود انباشته، اندوخته ها یا صرف سهام که با توجه به اصلاحیه قانون تجـارت موکـول بـه تـصویب مجمـع عمومی فوق العاده است.

صـندوق سـرمایه گـذاری: نهـادی مـالی اسـت کـه منـابع مـالی حاصـل از انتـشار گـواهی سرمایه گذاری را در موضوع فعالیت مصوب خود سرمایه گذاری میکند.

مصون سازی: به اقداماتی اطلاق میشود که به منظور کـاهش یـا جبـران ریـسک ناشـی از تغییرات در ارزش منصفانه یا جریانهای نقدی مربوط به یک قلم خاص انجام میگیرد

مصونسازی جریان نقدی: مصونسازی ریسک تغییرپذیری جریانهای نقدی که:

  1. قابل انتساب به ریسک خاصی در ارتباط با دارایی یا بدهی شناسایی شده (نظیر تمام یا بخشی از پرداختهای آتی سود تضمین شده مربوط به بدهی با نرخ متغیـر) یـا معاملـه آتی بسیار محتمل، باشد، و
  2. بتواند بر سود یا زیان اثر بگذارد.

انواع سرمایه گذاری

سرمایه گذاری ممکن است به اشکال مختلفی صورت گیرد و به دلایل گوناگونی نگهـداری شود.

برخی سرمایه گذاریها ممکن است در قالب اوراقی کـه بیـانگر دارایـی پـولی بـرای دارندگان اینگونه اوراق است، ظاهر شوند

برخـی از ایـن سرمایه گذاریها ممکن است متضمن سود تضمین شـده حـداقلی باشـند.

سـرمایهگـذاریها همچنین میتوانند در قالب مالکیت سرمایه یک واحـد تجـاری دیگـر ظـاهر شـوند.

ایـن سرمایه گذاریها بیانگر حقوق مالی است.

سایر اشکال سرمایه گذاری شامل نگهداری فلزات گرانبها یا دیگر کالاها ازجمله آثار هنری است.

سرمایه گذاریهای مختلـف ازنظـر سـهولت تبدیل به وجه نقد یا سایر داراییها، میزان داد و سـتد و ماهیـت بـازار مربـوط ویژگیهـای متفاوتی از خود بروز میدهند

سرمایه گذاری بلندمدت مشتمل بر موارد زیر است:

  • سرمایه گذاری در واحد تجاری فرعی و وابسته یا تسهیلات بلندمدت اعطـایی به این واحدها.
  • سرمایه گذاری هایی که اساساً جهت حفظ، تسهیل و گسترش فعالیت یا روابط تجـاری موجود انجام شده است
  • سرمایه گذاری هایی که بدون تأثیر عمده برفعالیتهای واحـد تجـاری قابـل واگـذاری نیست.

سرمایه گذاری هایی که تحت عنوان دارایی جاری طبقه بندی میشود، بایـد درترازنامـه بـه یکی از روش زیر منعکس شود:

  • اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش، یا
  • خالص ارزش فروش

سرمایه گذاری هایی که تحت عنوان دارایی غیرجاری طبقه بندی مـیشـود بایـد درترازنامـه بـه یکی از روشهای زیر منعکس شود:

  • بهای تمام شده پس از کسر هرگونه کاهش ارزش انباشته طبـق اسـتاندارد حـسابداری شماره ۳۲ با عنوان “کاهش ارزش داراییها”،
  • مبلغ تجدید ارزیابی به عنوان یک نحوه عمل مجاز جایگزین.

تغییر مبلغ دفتری سرمایه گذاریها

افزایش یا کاهش در مبلغ دفتری سرمایه گذاریهای سـریع المعاملـه شـامل سـرمایه گـذاری در اوراق مشتقه که به عنوان دارایی جاری نگهداری میشود

درصورت سودوزیان شناسـایی گردد مگر درمواردی که سرمایهگذاری در اوراق مشتقه با هدف مصون سـازی جریـان نقـدی انجام شده باشد

واگذاری سرمایه گذاری ها

هرگاه یک سرمایه گذاری واگذار شود، تفاوت عوایدحاصل ازواگذاری و مبلغ دفتـری آن بایـد به سودوزیان دوره منظور شود.

در مورد سرمایه گذاریهای جاری که به خـالص ارزش فـروش ثبت شده و سرمایه گذاریهای بلندمدتی که به مبلغ تجدید ارزیابی انعکاس یافته است، سود یـا زیان واگذاری باید نسبت به آخرین مبلغ دفتری آن تعیین و به سود و زیان دوره منظـور شـود.

هر گونه خالص مازاد ناشی از تجدید ارزیابی یک سرمایه گذاری که قبلاً در حساب مازاد تجدید ارزیابی منظور و در آن نگهداری شده است

باید بـه عنـوان تغییـر در اجـزای حقـوق صـاحبان سرمایه، به سود (زیان) انباشته منتقل شود.

هرگاه تنها بخشی از مجموع یک سرمایه گذاری خاص واحد تجاری که به بهای تمام شده منعکس شده است، واگذار شود، مبلغ دفتری بخش واگذار شده برمبنـای میـانگین بهـای تمـام شـده مجموع سرمایه گذاری محاسبه خواهد شد.

صورت سود و زیان

علاوه بر موارد ذکر شده در بندهای بالا، اقلام زیر باید به سود و زیان دوره منظور شود:

  • هرگونه هزینه ناشی از کاهش خالص ارزش فروش سرمایه گـذاریهای کوتـاه مـدتی کـه به اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش ارزیابی میشود،
  • هرگونه هزینه کاهش ارزش سرمایه گذاریهای بلندمدتی که به روش بهـای تمـام شـده ارزیابی میشود، و
  • هرگونه برگشت کاهش های قبلی

افشـا

اطلاعات زیر باید در صورتهای مالی افشا شود:

  • الف . رویه های حسابداری مورد استفاده برای سرمایه گـذاریها مـشتمل بـر نحـوه حـسابداری تغییرات مبلغ دفتری
  • ب . انعکاس سرمایه گذاریهای جاری به تفکیک سریع المعامله در بازار و سایر سرمایه گذاریها.
  • ج . بازدهی طبقات مختلف سرمایه گذاری به تفکیک سود سهام، تغییر ارزش و سود یا زیـان واگذاری،
  • د . ارزش بازار سرمایه گذاریهای سریع المعاملـه در بـازار کـه بـه عنـوان دارایـی غیرجـاری نگهداری شده است،
  • ه . مبلغ کاهش ارزش انباشته سرمایه گذاریهای بلندمدت،
  • و . محدودیتهای قابل توجه در رابطه با امکان تبدیل سرمایه گذاریها به نقد یا وصول درآمـد و عواید واگذاری آنها،
  • ز . در مورد مؤسساتی که فعالیت عمده آنها سرمایه گذاری در اوراق بهادار اسـت، صـورت تحلیلی پرتفوی سرمایه گذاری.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد درمورد کلیه صورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا ازتـاریخ۱/۱/۱۳۹۳ و بعد از آن شروع میشود،لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

نحوه ارائه داراییهای جاری و بدهیهای جاری (استاندارد حسابداری شماره ۱۴)

نحوه ارائه داراییهای جاری و بدهیهای جاری (استاندارد حسابداری شماره ۱۴)

نحوه ارائه داراییهای جاری و بدهیهای جاری (استاندارد حسابداری شماره 14)
نحوه ارائه داراییهای جاری و بدهیهای جاری (استاندارد حسابداری شماره ۱۴)

دامنه کاربرد

این استاندارد باید برای ارائـه داراییهای جاری و بدهیهای جاری در ترازنامه بکار گرفته شود.

دارایی های جاری

یک دارایی زمانی باید به عنوان دارایی جاری طبقه بندی شود که:

  • انتظار رود طی چرخه عملیاتی معمول واحد تجاری یـا ظـرف یکـسال از تـاریخ ترازنامـه ، هر کدام طولانی تر است ، مصرف یا فروخته شود، یا به وجه نقد یـا دارایـی دیگـری کـه نقد شدن آن قریب به یقین است، تبدیل شود، یا
  • وجه نقدی باشد که استفاده از آن محدود نشده است. سایر داراییها باید به عنوان داراییهای غیرجاری طبقهبندی شود.

نمونه اقلامی که به عنوان دارایی جاری طبقهبندی میشود عبارتست از:

  • مانده وجوه نقد و مانده حسابهای بانکی، به استثنای مواردیکه اعمال محدودیت در مصرف آنها مانع از استفاده این اقلام برای عملیات جـاری شـود. در مـواردی کـه استفاده از وجوه نقد برای عملیات جاری مشمول محدودیت باشد، تنها در صـورتی میتوان آن را جزء داراییهای جاری منظور کرد که مدت محدودیت حداکثر تا زمان سررسید تعهدی باشد که به عنوان بدهی جاری طبقهبنـدی شـده اسـت یـا اینکـه محدودیت ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه برطرف شود.
  • حصه ای از حسابها و اسناددریافتنی تجاری و غیرتجاری که انتظار مـیرود ظـرف یک سال از تاریخ ترازنامه به وجه نقد یا دارایی دیگری تبدیل شود که نقد شدن آن قریب به یقین است.
  • موجودی مواد و کالا و کار در جریان پیـشرفت پیمانهـای بلندمـدت، صـرف نظـر از اینکه ممکن است اقلامی از آن احتمالاً ظرف یـک سـال از تـاریخ ترازنامـه یـا یک چرخه عملیاتی معمول نقد نشود.
  • سهام شرکتها، اوراق مشارکت و سایر اوراق بهاداری که به قصد نگهداری تحصیل نـشده و بهسهولت قابل نقد شدن است.
  • پیش پرداختهای خرید داراییهای جاری.
  • پیش پرداختهای هزینه در مواردی که انتظار میرود ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه به طور کامل به مصرف برسد.

بدهیهای جاری

یک بدهی زمانی باید به عنوان بدهی جاری طبقه بندی شود که انتظار رود طی چرخـه عملیـاتی معمول واحد تجاری یا ظرف یکسال از تاریخ ترازنامه ، هر کدام طولانی تر اسـت ، تـسویه شـود .

سایر بدهیها باید به عنوان بدهیهای غیرجاری طبقه بندی شود

نحوه ارائه در صورتهای مالی

جمع کل داراییهای جاری و جمع کل بدهیهای جاری باید در ترازنامه نشان داده شود.

مبلغ یک دارایی جاری یا بدهی جاری نباید از بدهی جاری یـا دارایـی جـاری دیگـر کـسر شـود، مگر آنکه شرایط تهاتر داراییها و بدهیها مندرج در استاندارد حسابداری شماره ۱ با عنوان “ نحوه ارائه صورتهای مالی” برقرار باشد.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۰ وبعـد ازآن شروع میشود،لازم الاجراست

https://t.me/Parstarazgroup

حسابداری مخارج تأمین مالی (استاندارد حسابداری شماره ۱۳)

حسابداری مخارج تأمین مالی (استاندارد حسابداری شماره ۱۳)

حسابداری مخارج تأمین مالی (استاندارد حسابداری شماره 13)
حسابداری مخارج تأمین مالی (استاندارد حسابداری شماره ۱۳)

هدف

هدف این استاندارد، تجویز نحوه عمل حسابداری مخارج تأمین مالی است.

براساس ایـن استاندارد، مخارج تأمین مالی عموماً بلافاصله به عنوان هزینـه دوره شناسـایی مـیشـود، به استثنای مواردی که این مخارج به حساب دارایی واجد شرایط منظور میگردد.

دامنه کاربرد

این استاندارد باید برای حسابداری مخارج تامین مالی بکار گرفته شود.

مخارج واقعی یا انتسابی به حقوق صاحبان سرمایه، در این استاندارد مطرح نمیشود.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

• مخارج تأمین مالی: سود تضمین شده، کارمزد و سـایر مخـارجی کـه واحـد تجاری برای تأمین منابع مالی متحمل میشود.

• دارایی واجد شرایط: یک دارایی که آماده سازی آن جهت اسـتفاده مـورد انتظـار یـافروش الزاماً مدت زیادی طول میکشد.

مخارج تأمین مالی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • سود تضمین شده، کارمزد و جرایم دیرکرد تسهیلات مالی کوتاهمدت و بلندمدت.
  • مخارج جنبی تسهیلات مالی دریافتی از قبیل حق ثبت و حق تمبـر اسنـاد تضمینی واگذاری در رابطه با قراردادهای مربوط.
  • مخارج تأمین مالی مربوط به قراردادهای اجاره به شرط تملیک و خرید اقساطی که براساس استانداردهای حسابداری مربوط شناسایی میشود.
  • تفاوت تسعیر ارز ناشی ازتسهیلات ارزی دریافتی تاحدی که بعنوان تعدیل سود تضمین شده و کارمزد تسهیلات مذکور محسوب میشود.

شناخت مخارج تأمین مالی

مخارج تأمین مالی باید در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی شود.

آن بخش از مخارج تأمین مالی که مستقیماً قابل انتساب به تحصیل یـک دارایـی واجـد شـرایط است باید به عنوان بخشی از بهای تمام شده دارایی محسوب شود.

مبلغ مخارج تأمین مالی قابل احتساب در بهای تمام شده دارایی، باید طبق این استاندارد تعیین شود.

مخارج تأمین مالی در صورتی قابل احتساب در بهای تمام شده دارایـی اسـت کـه دارای منافع اقتصادی آتی برای واحد تجاری بوده و به گونه ای اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشد.

زمان شروع احتساب مخارج تأمین مالی در بهای تمام شده دارایی

احتساب مخارج تأمین مالی در بهای تمام شده دارایی واحد شرایط باید زمانی شروع شود که:

  • برای دارایی مربوط مخارجی در حال انجام باشد،
  • مخارج تأمین مالی در حال وقوع باشد،
  • فعالیتهای لازم برای آماده سازی دارایی مربوط جهـت اسـتفاده مـورد نظـر یـا فـروش در جریان باشد.

افشا

موارد زیر باید برحسب مورد در صورتهای مالی افشا شود:

  • مبلغ مخارج تأمین مالی که طی دوره به بهای تمام شده دارایی منظور شده است،
  • نرخ جذب استفاده شده برای تعیین مبلغ مخارج تأمین مالی قابل احتساب در بهای تمـام شده دارایی واجد شرایط.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا از تـاریخ ۱/۱/۱۳۸۰ و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

https://t.me/Parstarazgroup

حسابداری کمکهای بلاعوض دولت(استاندارد حسابداری شماره۱۰)

حسابداری کمکهای بلاعوض دولت(استاندارد حسابداری شماره۱۰)

حسابداری کمکهای بلاعوض دولت(استاندارد حسابداری شماره 10)
حسابداری کمکهای بلاعوض دولت(استاندارد حسابداری شماره۱۰)

دامنـه کاربرد

این استاندارد با ید برای حسابداری کمکهای بلاعوض دولت و سایر اشکال کمکهـای دولتـی بکـار گرفته شود.

این استاندارد میتواند به عنوان بهترین الگوی عمل حسابداری کمکهای بلاعوض وکمک دریافتی از منابع غیردولتی مورد استفاده قرار گیرد.

تعاریف

این اصطلاحات دراستاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

• دولت : متشکل است از وزارتخانه ها، مؤسسات دولتی، نهادها و ارگانهای دولتـی ، شـرکتهایی که بیش از ۵۰% سرمایه آنها متعلق به دولت است و سایر مؤسساتی که بـه موجـ ب قـوانین موضوعه، دولتی شناخته میشود.

• درآمد عملیاتی : عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سرمایه ، بجـز مـوارد مـرتبط بـا آورده صاحبان سرمایه، که از فعالیتهای اصلی و مستمر واحد تجاری ناشی شده باشد.

• کمک دولت : عبارت از عملیاتی است که توسط دولت بـه منظـور فـراهم کـردن مزیتهـای اقتصادی برای یک واحد تجاری یا گروهی مشخص از واحدهای تجاری در چارچوب قـوانین و مقررات معین انجام می شود.

ازلحاظ مقاصد، مزیتهـایی کـه تنهـا بـه طـور غیرمستقیم و ازطریق انجام عملیات مؤثر بر شرایط عمومی تجاری فراهم مـی شـود،

ماننـد تدارک امکانات زیربنایی درمناطق درحال توسعه یا تحمیـل محدودیتهای تجاری بر رقبا، جزء کمکهای دولت محسوب نمیگردد.

• کمکهای بلاعوض دولت : عبارت است از کمکهای دولت به شکل انتقال دارایی به واحد تجاری یا جلوگیری از خروج آن از واحد تجاری در قبال رعایت برخی شرایط ، درگذشـته یـا آینـده ، مربوط به فعالیتهای واحد تجاری .

آن گروه از کمکهای دولت که تعیـین ارزش آنهـا بـه نحـو معقولی امکان پذیر نیست و همچنین معاملات واحـد تجـاری بـا دو لـت کـه نتـوان آنهـ ـا را از فعالیتهای عادی واحد تمیز داد، جزء کمکهای بلاعوض دولت محسوب نمیشود.

• ارزش منصفانه : مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشنده ای مطلع و مایل می توانند در معامله ای حقیقی و در شرایط عادی ، یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور با یکـدیگر مبادلـه کنند.

شناخت کمکهای بلاعوض دولت

درصورت احراز شرایط زیر شناسایی میشود:

  • جریان منافع اقتصادی مرتبط با کمک بلاعوض به درون واحدتجاری یاکاهش جریان خروجی منافع اقتصادی آتی ازواحد تجاری محتمل باشد
  • مبلغ کمک بلاعوض به گونهای اتکا پذیر قابل اندازه گیری باشد،
  • مخارج مرتبط با کمک بلاعوض دریافتی بهگونهای اتکا پذیر قابل اندازهگیری باشد، و
  • اطمینان معقولی در رابطه با اجرای شرایط مربوط به مصرف کمک بلاعوض وجود داشـته باشد.

کمکهای بلاعوض غیرپولی

اگرکمک بلاعوض دولت بشکل داراییهای غیرپولی به واحد تجاری اعطا شود،کمک بلاعوض باید به ارزش منصفانه دارایـی دریـافتی ثبـت شـود

در مواردی که مبنای ارزشیابی داراییهای غیرپولی دریافتی در متن قوانین آمره مربوط مشخص شده باشد، کاربرد این مبانی به شرط آنکه موجـب انعکـاس داراییهـای اهـدایی بـه ارزشـهای بیش از ارزش منصفانه در زمان انتقال نگردد، قابل پذیرش خواهد بود.

نحوه انعکاس کمکهای بلاعوض دولت در ترازنامه

بجزمواردی که نحوه انعکاس کمکهای بلاعوض مربوط به داراییهـای ثابـت مـشهود در قـوانین آمره پیش بینی شده است ،

در سایر موارد که اعمال الزامات این اسـتاندارد مـستلزم شـناخت کمک بلاعوض به عنوان بدهی است

مانده این بدهی باید تحت عنوان “ مانده تعهدات مـرتبط با کمک بلا عوض” در صورتهای مالی انعکاس یابد.

سایر موارد افشا

موارد زیر درارتباط با کمکهای بلاعوض دولت باید در صورتهای مالی افشا شود:

  • رویه حسابداری مربوط به کمک بلاعوض شامل نحوه ارائـه آن.
  • اثر کمکهای بلاعوض برنتایج دوره جاری و دورههای آتی و وضعیت مالی واحد تجاری.
  • اگر کمک دولت به شکلی غیر از کمکهای بلاعوض بوده و اثرات با اهمیتـی بـر نتایج دوره داشته باشد، ماهیت و درصورت قابلیـت انـدازه گیـری ، بـراوردی از اثـرات اینگونه کمکها.
  • بدهیهای احتمالی مربوط به کمکهای بلاعوض قابل استرداد.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ ۱/۱/۱۳۸۰ و بعـد از آن شروع میشود، لازمالاجراست

https://t.me/Parstarazgroup